شرایط کانون نویسندگان ایران و برنامه پوست‌اندازی / داریوش معمار

داریوش معمار،

عضو جدید کانون نویسندگان ایران « در تبعید »، شاعر، منتقد ادبی و روزنامه نگاری است که سابقه‌ی همکاری با بسیاری از مطبوعات را دارد. او سردبیر مجله ارمغان فرهنگی، عضو کانون نویسندگان ایران و همچنین دبیر و پایه‌گذار جایزه شعر نیما بوده  و در بخش کتاب با انتشارات نگاه و همچنین بوتیمار همکاری می‌کرده است. از داریوش معمار جدا از دو عنوان کتاب گزیده، هفت مجموعه شعر از جمله «خواهر خونه» و «اسطبل» و یک کتاب در حوزه نقد شعر معاصر با عنوان «تفریق جمعی» منتشر شده است.

 

شرایط کانون نویسندگان ایران و برنامه پوست‌اندازی

بررسی جنبه‌های برخورد قهری و سخت با اعضاء کانون نویسندگان ایران

 

شما برای آزادی قلم، برای شرافت ادبیات و فرهنگ تلاش می‌کنید.
شما پیام آوران اعتماد به فرهنگ و ادبیاتی هستید که قرار بود تا بن وجود استحاله شود.
شما مدافعان آزادی بیان و استقلال قلم هستید و این شریف‌ترین تلاش در این زمانه‌ است.
با یاد فریبرز رئیس دانا و به بهانه ابلاغیه به سه نفر از اعضاء کانون نویسندگان ایران(بکتاش آبتین، رضا خندان مهابادی و کیوان باژن)
جهت اجرای پانزده سال حکم زندان به دلیل عضویت و فعالیت در کانون نویسندگان ایران.

 

با آغاز پرونده‌سازی‌ها برای اعضاء کانون نویسندگان ایران و برخوردهای مکرر با ایشان در سال‌های پس از روی کار آمدن دولت جدید به خصوص پس از یک دوره کوتاه باز شدن نسبی فضای فرهنگی، چند نکته مشخص بود؛ اول اینکه برخوردها با اعضاء کانون نویسندگان ایران پس از آن انجام شد بود که وزیر فعلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که آن زمان مسئولیت معاونت فرهنگی این وزارتخانه را بر عهده داشتند، اشاره کرد؛ کانون نویسندگان باید از درون دستخوش تغییر شود، او راه تغییر مشی کانون نویسندگان ایران در خصوص مسئله آزادی بیان و سانسور را استحاله درونی و پوست اندازی این نهاد مدنی و فرهنگی دانست.

این نظر معاونت سابق فرهنگی و وزیر فعلی فرهنگ و ارشاد اسلامی آغاز برنامه‌ای بود که ختم به صدور احکام سنگین زندان و اجرایی شدن آن در خصوص تعدادی از اعضاء کانون نویسندگان ایران و دبیران سابق و فعلی این کانون شده است. برای آنکه متوجه شویم نهاد امنیتی و فرهنگی چگونه در این موضوع خاص با هم تعامل کرده‌اند که منجر به صدور این احکام شده، باید روند این صدور را بررسی کنیم.

اما پیش از آن نباید فراموش شود در دوره اصلاحات نیز اجرایی شدن بخشی از پروژه قتل‌های زنجیره‌ای در سایه مماشات سیستم فرهنگی وقت و تمایل ایشان به یکسره شدن کار کانون نویسندگانی بود که با کانون‌های فرهنگی نویسندگی تاسیس شده توسط اصلاح طلبان در سال‌هایی که بخشی از نگاه فرهنگی حاکم بودند، در تقابل قرار داشت. آن زمان نیز پروژه حذف کانون و نویسندگانی که خواسته آزادی بیان و رفع سانسور داشتند، در یک پذیرش پنهان توسط نهاد فرهنگی و نهاد مسئول آن قتل‌ها عملی شد و امروز نیز ظاهراً در سایه همان مماشات و سکوت پروژه سانسور آثار نویسندگان و شاعران عضو کانون، به خصوص اعضاء جوان که هزینه کمتری در برخورد با ایشان وجود دارد، در حال انجام است.

***

از اواسط دهه هشتاد نسل جدیدی از شاعران و نویسندگان جوان برای عضویت در کانون نویسندگان ایران با حمایت هیئت دبیران و تعدادی از اعضاء وقت کانون به خصوص خانم سیمین بهبهانی، فریبرز رئیس دانا، حافظ موسوی و دیگر اعضاء اقدام کردند. گروهی از این جوانان پیشتر تلاش کرده بودند با ایجاد جمعی با عنوان شاعران سراسر ایران حرکتی مستقل را در راستای فعالیت فرهنگی عملی در مواجهه با سانسور ترتیب بدهند، حرکت ایشان در یک دیدار با اعضاء هیئت دبیران کانون که با حضور دبیر این جریان علیشاه مولوی و گروهی انجام شد، منجر به این شد که تعدادی از ترتیب دهندگان این حرکت جزء موج نخست چهره‌های جوانی باشند که در اواسط دهه ۸۰ به عضویت کانون در آمدند. در آن دوره چند سالی بود به دلیل فشارها و ممنوعیت‌ها هیئت دبیران امکان برگزاری انتخابات را پیدا نکرده بودند و همین موضوع یکی از چالش‌های جدی فعالیت کانون و کند شدن فرایندهای پذیرش اعضاء جدید بود که با تمایل گروه جوانتر برای حضور و عضویت در کانون تلاش شد به شکلی این مشکل مرتفع شود.

با حضور نسل جوان در جلسات و برنامه‌های کانون، به خصوص با حمایت و علاقه‌ای که علیشاه مولوی در گروه جوانتر برای حضور در جلسات در همان ابتدای کار ایجاد کرد، ابتدا جلسات فرهنگی شعر و داستان با حضور پرتعداد نویسندگان عضو و غیر عضو در محل منزل اعضاء برگزار شد، جلسات شعر و داستان‌خوانی کانون در اواخر دهه هشتاد با واکنش نهادهای امنیتی در آن زمان و احضار اعضاء ترتیب دهنده این جلسات و هیئت دبیران و برخورد با صاحب مکان برگزاری جلسات خانم سرحدی‌زاده و اعضاء جوان همراه شد، اما کانون مشخصاً در همان سال‌ها اقدامات عملی دیگری در جهت فعالیت علنی در چهار چوب حق آزادی بیان برای همه اقشار و گروها انجام داد، در این اقدام‌ها نیز نقش اعضاء جوان کانون در همکاری با اعضاء باسابقه بسیار پررنگ بود.

سال ۱۳۹۲ با برگزاری علنی مجمع سالانه کانون نویسندگان ایران و انتخاب هیئت دبیران با حضور پرتعداد اعضاء، نخستین برخوردهای سخت از نوع پرونده‌سازی برای منشی کانون و حمله به خانه ایشان و بردن وسائل بعضی اعضاء هیئت دبیران رخداد. این موضوع آنطور که اخبار رسیده حکایت داشتند ناشی از تغییر در ترکیب میز مدیریت پرونده کانون در نهادهای مسئول و تصمیم به برخوردهای سخت و پیگیری تئوری پوست اندازی کانون نویسندگان ایران از طریق فشار بر چهره‌های موثر و فعال و سازش‌ناپذیرتر برنامه‌ریزی شده بود.

از آن زمان با استفاده از روش وضع محدودیت و ایجاد تنش برای اعضاء کانون، نهادهای مسئول ابتدا به صورت غیر رسمی اقدام به ممنوعیت انتشار و توزیع آثار اعضاء فعال کانون نویسندگان ایران کردند، در این راه ایشان توزیع آثار این گروه از نویسندگان را توسط ناشران معروف در نمایشگاه سالانه کتاب تهران و نمایشگاه‌های استانی ممنوع اعلام کردند. تلاش شد این کار به شکلی انجام شود که تا حد امکان این چهره‌ها فرصتی برای اعلام این محدودیت‌ نداشته باشند و بخشی از این رویکرد به واسطه تهدید ناشران برای سکوت در این خصوص انجام شد.

این اقدام به خصوص در مورد اعضاء جوان‌تر کانون با هدف بی‌انگیزه کردن ایشان و قطع همکاری‌شان با فشار بیشتری صورت پذیرفت و کلید اول افزایش محدودیت‌ها برای  ایشان اینطور فشار داده شد. کلید دوم با احضار و تهدید به پرونده‌سازی و همانطور که اشاره شد حضور در منزل این افراد و مصادره آثار و وسائل ایشان کلید خورد، در این مرحله نیز اولویت، برخورد با اعضاء جوان کانون نویسندگان ایران بود، البته در این دوره چهر‌های با سابقه کانون نویسندگان تلاش زیادی کردند تا بتوانند پوشش حمایتی برای اعضاء جوان‌تر، با پیگیری وضعیت ایشان و انتشار وسیع اخبار مربوط به برخورد با این افراد ترتیب دهند. اما عملاً امکانی برای حل مشکل سانسور آثار ایشان وجود نداشت.

مرحله سوم از برنامه تشدید محدودیت‌ها ایجاد ممنوعیت‌های پنهان و آشکار برای فعالیت‌های رسمی و غیر رسمی اعضاء کانون، شایعه‌سازی علیه ایشان با استفاده از عوامل انسانی به عناوین مختلف به خصوص در محافل فرهنگی و ادبی و فضای مجازی و ایجاد محدودیت در خصوص حضور این افراد در محافل فرهنگی عمومی بود. همزمانی هجمه‌ها به این گروه برنامه‌ای بود که در راستای تئوری پوست‌اندازی برای بی‌انگیزه کردن و انفعال اعضاء جوان و سرسخت کانون نویسندگان ایران تدارک دیده شده بود.

همه این برنامه‌ها در نظر کسانی که پیگیر بودند ظاهراً امکانی بوده برای انفعال و جدا شدن اعضاء جوان و بی‌انگیزه شدن ایشان برای پذیرفتن مسئولیت دبیری و فعالیت مستمر و پیگیر در کانون نویسندگان ایران، همچنین اجرایی شدن تئوری و برنامه پوست‌اندازی در دراز مدت. اینکه این برنامه‌ها تا چه اندازه موفق شد نکته‌ای است که شاید سال‌ها بعد با انتشار اسناد کانون نویسندگان ایران و انتشار نوشته‌های اعضاء بیشتر مشخص و روشن شود.

اما آنچه طی دو سه سال اخیر به عنوان برخورد نهایی در نظر گرفته شده است، تلاش برای یکسره کردن کار کانون به خصوص با توجه به نوع نظرها و مطالب منتشر شده بود و بیانیه‌هایی بود که کانون در خصوص مسائل مختلف منتشر می‌کرد. در این مرحله پرونده‌های تعدادی از اعضاء اثرگذار که مقاومت در تداوم فعالیت خود در این دوره زمانی داشتند مانند:بکتاش آبتین، رضا خندان مهابادی و کیوان باژن و تعدادی دیگر در تهران و شهرستان‌ها به دادگاه‌های انقلاب ارجاع شد و در یک نمونه نزدیک به ۱۵ سال زندان به جرم فعالیت در کانون نویسندگان ایران برای سه نفر و بدون حضور ایشان در دادگاه تجدید نظر تایید و به اجرای احکام ارسال شد.

اعضاء باسابقه کانون نویسندگان و هیئت دبیران قبلی و فعلی که هرکدام تجربه طولانی در سال‌های فعالیت خود در خصوص احضار، تهدید و ارجاء پرونده به دادگاه‌ها و مراجع قضایی داشته‌اند، در این شرایط خاص می‌دانند، اجرایی شدن حکم و اصرار بر معرفی سه نفر اشاره شده در متن بالا به عنوان بخشی از برنامه تنگ‌کردن حلقه و پوست اندازی، که هدفش نشان دادن جدیت متولیان در برخورد با اعضاء کانون است، در شرایط فعلی که بیماری همه‌گیر کرونا در همه کشور موجب تهدید جان شهروندان شده، به عمد یا غیر عمد اقدامی است که می‌تواند منجر به قتل خاموش این اعضاء کانون نویسندگان ایران شود و نشان از این دارد که تصمیم گیرندگان در لجاجتی غیر منطقی برای برخورد با کانون برنامه‌ریزی کرده‌اند، لجاجتی از آن نوع که در دهه هفتاد ختم به قتل‌های زنجیره‌ای و قتل مختاری و پوینده و دیگران شد.

از سوی دیگر اینکه چرا این همه اصرار بر چنین برخوردی وجود دارد، باید در کانون به صورت جدی مورد واکاوی قرار گیرد، بدون تردید اگر برنامه‌ریزان پوست‌اندازی به این جمع‌بندی رسیده باشند که چنین اقدامی در نهایت شرایط را برای تامین نظر ایشان فراهم کرده و فرصت پوست‌اندازی را وارد مرحله‌ای می‌کند که می‌توانند میوه آن را برداشت کنند، باید بررسی شود مواضع کانون در دفاع حداکثری و جهانی وسیع‌تر از اعضاء تحت فشار چه تغییری باید داشته باشد و چگونه باید برنامه‌ریزی دراز مدت در خصوص مدیریت این شرایط در نظر گرفت.

آنچه در این میان به نظر نگارنده از اهمیت جدی برخوردار است، انتشار تاریخ ۵۰ ساله کانون است که پس از مصادره و توقیف تعدادی از مجلدهای چاپ شده آن به دلیل فشارهای اخیر متوقف ماند. به نظر می‌آید درست همزمان با قطعی شدن این احکام در سطح وسیع بهتر است این کار انجام شود، باید تاریخ کانون نویسندگان ایران به عنوان جمع و گروه‌ آزاد اندیش ادبی و فرهنگی، مستقل و متشکل از نویسندگان و شاعران سرشناس ایرانی در این سال‌ها انتشار یافته و در اختیار عموم قرار گیرد، تا میزان خواسته‌ها و چرایی برخورد با این کانون از سوی افکار عمومی به درستی و به دور از هجمه‌های سازماندهی شده برخی فراهم شود.

برنامه‌ تشدید حداکثری محدودیت‌ها علیه کانون هرچند با وجود و حضور جوانان و نسل جدید نویسندگان و شاعران و اهل قلمی که حیثیت و اعتبار مشخصی در جامعه فرهنگی داخلی و خارجی دارند، هرگز محقق نخواهد شد و پوست‌اندازی نیز سرانجامی ندارد، اما دفاع از انگیزه‌های اعضاء فعال و انتشار این تاریخ نیز اهمیتی دارد که می‌تواند تضمین کننده ادامه راه تلاش بر تحقق آزادی بیان و مقالبه با سانسور در ادبیات و فرهنگ ایرانی باشد.

انتشار این مطلب همزمان شده است با مرگ فریبرز رئیس دانا، او نمونه روشن سال‌ها تلاش پیگیر و بدون وقفه از دوران قتل نویسندگان در دهه هفتاد و پیش از آن تا امروز، در کانون نویسندگان ایران برای تحقق آزادی بیان و مبارزه با سانسور است. فریبرز رئیس دانا انسانی بود که صدای بلندش برابر محدودیت‌ها و دغدغه‌اش برای حفظ حقوق اقشار محروم مانده جامعه ایرانی، وی را متمایز از دیگران کرده بود. آنچه از او در خاطر ما مانده است، انسانی شاعر، آگاه، صاحب دغدغه و شجاع است که در تاریخ فرهنگی و اجتماعی ایران در یادها خواهد ماند. یکی از کسانی که در کنار افرادی که نام‌شان آمد و کسانی مانند اکبر معصوم بیگی، رضا خندان، علی‌اشرف درویشیان، رضا خندان مهابادی و فرخنده حاجی‌زاده مدافع حضور نسل جوان در کانون نویسندگان ایران بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *