شیطان وجود ندارد / حسین افصحی

حسین افصحی

شیطان وجود ندارد

There is no Evil

یا اعلامیه  ” نه به اعدام ” محمد رسول اف

محمد رسول اف را با فیلم لِرد شناختم و همان موقع بعداز دیدن فیلم لِرد مطلبی در باره فیلم نوشتم : فیلمی سیاه از واقعیت های موجود درایران می باشد، رشوه خواری ، زد وبند ، پاپوش درست کردن و زندگی ها را بباد دادن و اعدام برای هیچ و پوچ  و اخراج از مدرسه به جرم بهائی بودن . و تمام مصایب روز مره ایران . برنده جایزه بخش نوعی نگاه از فستیوال کن شد . فیلم خوش ساختی هست ، علیرغم بازی های متوسط بازیگران ، فیلم دارای ریتمی مناسب می باشد ( جز در چند سکانس )هیچ زرق و برق الکی نداشت و از همه مهمتر از چهره های شناخته شده گیشه استفاده نشده است . من از دیدن فیلم خوشم امد ، برخلاف ۹۰ درصد فیلم های سینمایی ساخت ایران که فیلم تلویزیونی هستند . این فیلم سینما بود . )

ولی فیلم شیطان وجود ندارد ، چهره دیگری از فیلم ساز ارایه می دهد . و بی جهت نیست که این فیلم در جشنواره فیلم برلین ( برلیناله ) می تواند نگاهها را متوجه خود کند .و بزرگترین جایزه خرس طلایی را نصیب کارگردان و عوامل فیلم کند . در حالی که کارگردانش ممنوع الخروج بود و بعداز بردن جایزه احضار شد برای سپری کردن دوران زندانش بخاطر فیلم قبلی که ساخته بود ، لِرد . فیلم شیطان وجود ندارد ، فیلمی است که از همان ثانیه های ابتدایی ضربان قلبت را به تند زدن وادار می کند و این حس تا پایان فیلم ، که می خواهی مرد به دختر بگوید ، حقایق را ادامه دارد . فیلمی بسیار زیبا در لوکیشن های زیبا تر  و فیلمبرداری ارام بخش اشکان اشکانی  که یکی از امتیازات فیلم می باشد .  فیلم در ۴ اپیزود ساخته شده است که۲ اپیزود درباره نه به اعدام می باشد و یک اپیزود  اگاهانه اری به اعدام می باشد و یک اپیزود نا اگاهانه اری می باشد . در چهار اپیزود فیلم وقتی که قراراست هدایت زندگی یا تصمیم در دستان بازیگران زن فیلم می باشد . برای مثال در اپیزود اول برای رسیدن به خانه و ارامش زن رانندگی می کند . در اپیزود دوم برای فرار دختر رانندگی می کند . در اپیزود سوم برای تصمیم گیری دختر انتخاب می کند و در اپیزود اخر هم باز در صحنه های حساس زن رانندگی می کند و این نشان از نگاه فیلم ساز به باورخود از توانمندی زنان و باز یکی از نقاط بارز فیلم می باشد . در این فیلم چهار جهت ایران را می بینیم و همه نه گویان هستند ، برای اعدام . برای گرفتن جان انسان دیگری را . فیلم ” شیطان وجود ندارد که با سرمایه المان ( دفتر فیلم سازی هامبورگ – کانال ۲ تلویزیون المان و کانال ارته ) و جمهوری چک و ایران تهیه شده است  . که تهیه کنندگان ایرانی فیلم ، کاوه فرنام ، محمد رسول اف و فرزاد پاک می باشند . که دستشان درد نکند . این چنین فیلمی را در ایران تهیه کنند . داستان فیلم بسیار ساده است . در یک جمله حال و هوای کسی که باید بزور چها پایه اعدامی را بکشد . و چه کسانی می کشند و چه کسانی نه می گویند . و همین یک جمله عامل فیلمی ۱۵۰ دقیقه ای می شود که بعداز دیدن فیلم ، که ضربان قلبت ارام می شود دوباره هوس می کنی که برای بار دوم ببینی . برای من اینگونه بود . سناریو روان و منسجم که بقول خبرنگار ” دی سایت ” المان که می نویسد ، سناریوی این فیلم به تنهایی  شایستگی دریافت جایزه خرس طلایی می باشد . و این نشریه از همه عوامل فیلم تشکر کرد که در ایران با ساختن این فیلم جانشان را به خطر انداختند .

فیلم در چهار اپیزود ساخته شده است . در اپیزود اول یک زندگی ساده وانسانی یک  زن و شوهر که از مادر ناتوان مرد هم در روزمره زندگی اشان که همراه با کار و بچه داری می باشد ، پرستاری هم می کنند . وهیچ تفاوت با زندگی اکثر ادم ها ندارد فقط در نه گفتن . صحنه پایانی این فیلم که مرد در حالت ارامش کارش را می کند ، تکان دهنده می باشد . دختر کوچک بازی زیبایی ارایه می دهد . بازیگران این اپیزود ( شقایق شوربان – احسان میرحسینی )

اپیزود دوم ( به من گفت << تو می تونی انجامش بدی >> ) ، بازیگران این اپیزود ( کاوه اهنگر – عبیرضا زارع پرست – سالار خمسه – کاوه ابراهیم – رضا بهرامی – دریا مقبلی ) :  

در این اپیزود  چند جوان سرباز در شبی که قرار است یکی از سربازها چهار پایه را بکشد در خوابگاه  با هم در گیر هستند  و جوان حاضر نیست چهار پایه را بکشد . صحنه زیبایی است در گیری انها و ایکاش در تمام مدت فرار ما چهره اعدامی را نمی دیدیم و برایمان نادیده می ماند . مونوگی ا از این اپیزود :  …. تو معصومیتت را هم می خواهی بخری ؟ گناه توی لاشی کثافت از همه ما بیشتره . فکر کردی پول بدی یک ادم ناشی بدبخت خواهرش را عمل کنه و تو هم دستات پاک بمونه ؟ بتونی با وجدان ارام راحت بخوابی . تمام شد ؟ حالا اگر تو چهارپایه را نکشی ، هیچ کس اعدام نمی شود ؟ ……….. تو با ما هیچ فرقی نداری ، فقط می خواهی از فردا با این وجدان تقلبیت بایستی روی سرما ، بگی من معصومم میون شما …..

اپیزود سوم  : روز تولد  ، بازیگران این اپیزود ( مهتاب ثروتی – محمد صدیق مهر )

   این اپیزود که در لوکشین بسیار زیبایی فیلم برداری شده است ، جوانی برای روز تولد عشق خود از سربازی مرخصی می گیرد تا در روز تولد یارش در کنارش باشد ، ولی یار و خانواده اش در سوگ عزیزی هستند که اعدام شده است ، و در پایان اپیزود چیزی را می فهمیم که دوست نداریم بفهمیم . این اپیزود به نظر من بهترین اپیزود فیلم است ، هم از نظر سناریو و هم دکوپاژ فیلم و بخصوص بازی روان و زیبای مهتاب ثروتی یکی دیگر از امتیازات این اپیزود می باشد . ،  صحنه اخر فیلم  در میزان سنی بسیار زیبا دختر ایستاده غریب وار و پسر عاجز در کنارش و لباس نظامی هم نگاره گر انها می باشد و این دیالوگ پایانی فیلم می باشد :

نعناء : شمردم چندبار آمدی مرخصی  ( یعنی چند بار چهارپایه اعدام را کشیدی )

جواد : من حالم خوب نیست .

نعناء : می دونی خیلی دوست دارم . بازوهای امنت ، رگهای دستت ،سینه پهن ات

جواد : بیا فراموش کنیم .

نعناء : دلم برایت تنگ می شود . ( و بعد در جنگل  زیبا گم می شود و پسر عاجز باقی می ماند و گم شدن دختر را در جنگل زندگی دنبال می کند . )

اپیزود چهارم  : مراببوس  ، بازیگران این اپیزود ( محمد صدیق مهر – ژیلا شاهی – باران رسول اف )

 زن و مردی به دنبال دخترکی که از المان امده است می روند و اورا با خود به منطقه ای کویری ماند در جایی دور افتاده می برند که زندگی می کنند و می خواهند رازی را به او بگویند ، دختر اعداز شنیدن راز اشفته و عصبانی می شود و می خواهد باز گردد و انها اورا به طرف فرودگاه می برند در جاده ای که تنها ماشینش اینها هستند . این اپیزود بازی ها بسیار گیرا می باشد بخصوص بازی دختر ( باران رسول اف )ولی متاسفانه در این اپیزود میزان سن زیبا ئی از کارگردان ندیدم . در رابطه دختر و مرد مانده بود ، شاید بخاطر اینکه نمی خواست صحنه راز لو برود . در این اپیزود هم بمانند اپیزود های دیگر دیالوگ های زیبایی داشت مثل :

پریا : خانواده اش براش مهم نبود ، می خواستی یک نفر را نکشی ، باعث مرگ ۲ نفر شدی ……. بچه ات برات اهمیت نداشت ؟

مرد : مهمی … مهمی که می خواستم از اینجا بری

پریا : خواستم … خواستم . همه چی رو تو خواستی ، حتی مرگ مادر منو تو خواستی . کی تصمیم گرفته بود که اون با قاچاقچی ها بره اروپا ؟

مرد : من و مادرت تصمیم گرفتیم .

پریا : پس من چی ؟ نظر منو کی پرسید ؟

مرد ترجیح می دادی پدرت اعدامو انجام می داد که تا تو امروز خوشحال باشی ؟

پریا : ترجیحم این بود که بجای قهرمان بازی ها از خانواده اش نگهداری می کرد ……

این صحنه در حقیقت برای من محاکمه ای است که نسل جدید ، نسل قبل از خود را محکوم می کرد .

شیطان وجود ندارد ، فیلمی است ساده ، خوش فهم ولی بسیار فلسفی ، که تا مدتها بعداز دیدن فیلم ، ادمی احتیاج دارد باز هم به ان فکر کند . جا دارد از دیگر همراهان فیلم هم یادی کرده باشیم ، فیلمی  این چنین باید از تیمی دوستانه بهره گرفته باشد ، نویسنده و کارگردان : محمد رسول اف – فیلمبردار : اشمان اشکانی – مونتاژ : مویینی ها – طراح صحنه : سعید اسدی – طراح لباس : افسانه صرفه جو – گریم : محمود دهقانی – موزیک زیبای و لطیف که در هر اپیزود هوای ان اپیزود را داشت ، ساخته : امیر ملوک پور بود . به همه این دوستان و سایر همکارانشان که متاسفانه نتواستیم نام ببریم ، خسته نباشید می گوییم و  در انتظار فیلم بدی انها می باشیم . خسته نباشید و پر توان باشید .  

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *