بیا علیه کارگردان توطئه کنیم / در سوگ شکوه نجم‌آبادی / حسین افصحی

حسین افصحی

بیا علیه کارگردان توطیه کنیم !!

عجب سالی است ، ۱۳۹۹ ، سال بدرود دوستان یاران خانواده ی  کوچک تاتر ، اری امروز شکوه نجم ابادی هم با ما وداع کرد . شکوه از بازیگران دهه ۵۰ تاتر ایران بود و بعد درابتدای گارگاه نمایش به کارگاه پیوست و بازی های درخشانی در کارگاه بروی صحنه برد ، بنظر من بازی های زیبایش در گلدونه خانم ( نوشته و کار : اسماعیل خلج ) و باغ البالو (  چخوف – و کارگردانی : اربی اوانسیان  ) که در افتتاح تاتر شهر به صحنه رفت ، بیاد ماندنی می باشد . شکوه معروف بود که بازیگر راحتی است در روی صحنه ، همراه بازیگر مقابلش  می باشد . من در ایران و ان دوران شانس همکاری با شکوه نجم ابادی را نداشتم  . ولی در سالهای تعبید این شانس از طرف دوست نازنین ” ایرج جنتی عطایی ” با دعوت کردن من برای  نمایشش ” پرومته در اوین ”  نصیب من شد . اگر اشتباه نکنم در سالهای ۹۲- ۹۳ بود که ما در برلین جمع شده بودیم برای نمایشی که حدود ۱۲-۱۳ نفر در ان کار می کردند ، که فقط  ۴ نفر بیر ون از برلین بودند. ( خود ایرج جنتی عطایی  از انگلیس – یاور همیشگی اش علی کامرانی  از فرانکفورت  – من از هامبورگ ) و شکوه نازنین از پاریس .  من با شکوه از تمرین های نمایش اشناتر شدم و چون دیرتر به گروه رسیده بودم ، برای اینکه به دوستان برسم، خیلی با من همکاری کرد ، چون اکثر صحنه های من و شکوه با هم بود ) و خیلی از او اموختم . در فواصل یک ماه تمرین روزانه و حدود ۲ سال در تور اروپا، که برای مثال در تور  سوید و دانمارک ، حدود یکماه  گروه با هم بودیم . چون باید هفته را در انتظار ۳ شب اخر هفته می ماندیم .  بسیار درد دل ها می کردیم و خاطرات بازگو می شد . شکوه همیشه وقتی از همسر سابقش ( عباس نعلبندیان ) حرف می زد چهره اش در هم می رفت و افسوس اورا می خورد و می گفت : نمی دانم در زندان با او چه کردند ؟ وقتی که بیرون امد ، سکوت کرده بود، و وقتی که خانه اش را هم   مصادره کردند و به خانه پدرش رفت ، در ۴۲ سالگی با قرص خودکشی کرد . و بعد در ادامه می گفت : عباس نابغه بود ، بدون انکه تاتر خوانده باشد ، تاتر را خیلی خوب می شناخت . واین یکی از حسرت هایش بود که زود رفت . شکوه عصبی بود و نگران که کسی نخواهد اجرای او را خراب کند . تمام وسایل صحنه که توسط مدیر صحنه چیده و چک می شد ، باید خودش شخصا کنترل می کرد، و من به شوخی می گفتم بابا همه چی چک شده ، می گفت : نه شاید کسی بخواد بازی منو خراب کنه . در هر شهر و هر اجرا همیشه قبل از همه حضور داشت . در شهر لندن قرار شده بود که ۱۰ شب یا ۱۴ شب اجرا داشته باشیم . در یکی از اجراها منو کشید کنار و گفت : حسین  بیا من و تو که نقش اول هستیم ( البته نظر ایشون بود ) علیه کارگردان توطیه کنیم . من متعجب نگاهش کردم ، گفتم  : چرا ؟ ایرج که کاری نکرده . تازه من و تو در تمام این روزها مهمان خانه ایرج هستیم . گفت : می دونم ، ایرج بچه خوبیه ،  ولی ما عادت داشتیم در گارگاه ، همیشه علیه کارگردان توطیه می کردیم . گفتم : شکوه جان ، من بچه اداره تاتری هستم ، و هیچ وقت هم جرات این کار را نداشتیم . بعدش هم در مورد ایرج نیازی نمی بینم . شکوه تا دو – سه روز ی با من خارج از تایم اجرا سر و سنگین  بود ، و بعد بحالت عادی بر گشتیم . من فکر می کنم اخرین اجرای دور اروپای شکوه در تعبید ، همین اجرای ” پرومته در اوین ” نوشته و کارگردانی : ایرج جنتی عطایی بود . بعدش شنیدم ، نمایشنامه ای تک نفره از ساعدی کار و بازی کرده بود که در فستیوال تاتر کلن – المان اجرا کرده بود ، که متاسفانه ندیدم . ودر جایی نیز خواندم بعداز ۳۰ سال به ایران رفته بود ( سال ۲۰۰۷ ) و در نمایش شب تدفین اکستریس جی به کارگردانی مریم معترف بروی صحنه رفته بود . سالها ندیده بودمش ، چند سال پیش که برای اجرای نمایش خودم ( غیرت در غربت ) باهاش تماس گرفتم و ازش دعوت کردم ، گفت متاسفانه شب برایم سخت می باشد و چشمانم یاری نمی کنند . رفتن شکوه را به خانواده تاتر تسلیت می گویم ، و یاد و نامش را گرامی می داریم . سال ۱۳۹۹ باز چه کینه ای با ما داری ؟ در همین یکی دو ماه اولت از ما ، فرزانه تاییدی مان را گرفتی ، فرهنگ کسرایی را و اینک شکوه نجم ابادی را . ایا سر ایستادن نداری ؟

( عکس از اجرای ” پرومته در اوین ”  ” شکوه نجم ابادی ” – حسین افصحی و آرش سرحدی)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *