برای سعید سلطانپور که هشتاد ساله شد / سعید یوسف

سعید یوسف

ای کبوتر، مرو از شانه‌ٴ‌ من،
تا به لب شاخهٴ لبخندم هست
(سعید سلطانپور)

برای سعید سلطانپور

 که امسال هشتاد ساله می شد

 

هشتاد کبوتر

هشتاد گلِ سرخ به منقار

جویند نشانِ تو و ما را خبری نیست

وین بال زدن ها

بالیدنِ هشتاد غریو است تو گوئی

بر شاخ درختی که بر آن برگ و بری نیست

در باغِ غریبی که نشستنگهِ دیو است

 

*  *  *

 

بر رغمِ چنین دیو

برپائی و برجائی و سرویّ و صنوبر

در یادِ من، ای دوست

وین دفترِ خونبار

باغی شده از نامِ سعیدِ تو مشجّر

 

و له ایضاً

نماندی که من پیری ات را ببینم

نماندی ببینی مرا وقتِ پیری

جوان اوفتادی؛ نمی خواستی خود

شوی پیر و روزی به بستر بمیری

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *