شاهد / خورخه لوئیس بورخس / ترجمه‌ی ناصر رحمانی نژاد

خورخه لوئیس بورخس

ترجمه ی ناصر رحمانی نژاد

 

شاهد

 

در استبلی که تقریباً در سایه ی یک کلیسای سنگی آرمیده، مردی با چشمان و ریش خاکستری بر روی زمین، در احاطه ی بوی حیوانات دراز کشیده، به آرامی مرگ را می جوید، همچون کسی که در صدد خوابیدن باشد.

 

روز، به پیروی از قوانین وسیع مخفی، پیاپی سایه هایی را در این استبل نکبت بار جا به جا می کند و برهم می آشوبد. در بیرون مزارع شخم زده گسترده اند، گودالی عمیق پر از برگهای خشک است، و رد پای گرگی در گِل سیاه تا جایی که جنگل آغاز می شود، بر جای مانده.

 

مرد فراموش شده است، می خوابد و خواب می بیند. زنگها به صدا در می آیند تا او را برای نیایش بیدار کنند. در قلمروی پادشاهی انگلستان، صدای زنگها یکی از رسوم بعد از ظهر است، اما آن مرد، هنگامی که هنوز پسربچه ای بود، چهره ی وُدن[۱] را دیده بود، هراس مقدس و وجد را دیده بود، بت چوبی خشن را دیده بود که زیر سکه ها و جبه های سنگین رومی ها پشت خم کرده، قربانی کردن اسب ها، سگ ها، و زندانیان را دیده بود. مرد، پیش از طلوع آفتاب به خواب مرگ رفته، و به همراه او آخرین تصویرهای دست اول از آیین مشرکین مرده اند، و هرگز برنمی گردند. جهان فقیرتر خواهد بود هنگامی که این ساکسون مرده است.

 

ما قطعاً از محو اموری که فضا را انباشته اند شگفت زده می شویم وقتی کسی می میرد، و یک بار دیگر چیزی، یا بی شمار چیزها، با هر مرگی می میرد – مگر آن که یک حافظه ی جهانی وجود داشته باشد – آن طور که حکمای الهی جادو کردند. روزی، در زمانی که آخرین چشم ها مسیح را دید، برای همیشه بسته شدند. همراه با مرگ یک مرد، نبرد با ویروس یونین و عشق هلن مُرد. چه چیزی با من خواهد مرد، وقتی که من می میرم؟ چه تصویر رقت انگیز یا شکل کم اهمیتی را جهان از دست خواهد داد؟ صدای ماسِدونیا فرناندز[۲]، تصویر یک اسب کهر در یک فضایی خالی در گوشه ای از سِرانو یا چارکاس، یا قطعه ای گوگرد در کشوی یک میز ماهاگونی؟

 

 

 

[۱]. وُدن (Woden) فرمانده خدایان انگلوساکسون است. او مانند بسیاری از خدایان انگلوساکسون با جنگ پیوند دارد.

[۲] . ماسِدونیو فرناندز، نویسنده و فیلسوف آرژانتینی، همچنین استاد و مراد خورخه لوئیس بورخس.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *