قطار عشق / سروده ای از / اکبر ذوالقرنین

اسفندیار منفردزاده یعنی عشق، رفاقت، شهامت و صداقت… و او که «شبانه‌ها» آفریده‌است و «جمعه‌ها»، بر من منت نهاد تا بر شعر/ترانه‌ام «قطار عشق» آهنگی شادمانه بگذارد. افسوس زمانه‌ی ما، دور از میهن اشغالی و در گستره‌ی پرکندگی‌ها نگذاشت این اثر آن‌سان که می‌بایست شنیده شود.
حیفم آمد خاطره‌ی این همکاری عاشقانه را با شما عزیزان تقسیم نکنم.
«قطار عشق»
آهنگ و تنظیم: اسفندیار منفردزاده
شعرِ ترانه: اکبر ذوالقرنین
صدا: سالار
آفتاب زده به پنجره
بیدار بشین، بیدار بشین
قطار عشق را افتاده
سوار بشین، سوار بشین
حیفه اگه خواب بمونین
عاشق نشین، جا بمونین
می گذره این قطار عشق
یکه و تنها می مونین
خوشا به حال عاشقی
که چشماشو وا می‌کنه
تو این سپیده‌ی سحر
غلغله بر پا می‌کنه
باید که عاشق شد و رفت
باید که عاشقانه خوند
از دلِ دریائیِ عشق
برای این زمانه خوند
نیگا کن از پنجره‌ها
ببین چه صافِ آسمون
فصلِ قیامِ غنچه‌هاست
با من بیا، با من بخون
اگه تو هم مسافری
مسافرِ دیارِ عشق
نذار که خوابت ببره
برس به این قطار عشق
عکس از چپ به راست: اسفندیار منفردزاده، اکبر ذوالقرنین، سالار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *