براى دخترکم ” رومینا” / شعری از / هاشم فاضلی

هاشم فاضلی
براى دخترکم ” رومینا”
دستان بلند و بلعنده ام را به آرامش زمین و آسمان
مى سایم
هم آواز با نعره هاى باد در جنگل و دریا و کوه،
عاشقان بى آزار جهان
تمامى خستگان این راه
شاعران و شیرین زبانان
و هر ترانه و زمزمه و سرود را
فریاد مى زنم
که:
خوش اندام ترین زنان
زیباترین آنها نیست
دریا نمى زاید
و صدف بستر با شکوه زایش عشق نیست
*. *. *
زیباترین گیسوان در امواج طلایى گندم مى خرامیدند، سالیان سال، هزاران سال
سفید شده در تنور چشمان قهوه اى نان میشدند
سالیان سال، هزاران سال
به سرودى شورانگیز بدرقه مى کردند زیبایى را
براى جنگها و سفرهاى طوفانى
بازماندگان با بوى نان ودود و تنور، آویخته به
آغوشهاى انتظار باز مى گشتند
سالیان سال، هزاران سال
داسها دست به دست خسته و مجروح
مى چرخیدند، سالیان سال، هزاران سال
تا در عصرى فرسوده و سرد
جوانه هاى سبز و نارس را سر ببرند
با دندانى زرد و کرم خورده و داسى کهنه و سرد
با خرمنى ازخشمى انباشته
و نان شوند در آسیاب خون
پس از سالیان سال، هزاران سال
بوى خون ، جسم هاى نحیف را
در اشتهاى عشق مى لرزاند
از ترانه قطره، قطره، قطره اشک
بالشهاى سنگ شده سوراخ میشوند
و رخت از خواب برمى گیرند.
پرتو خونین شفق
بشارتى میشود به وسعت سیاه قیراندود شب
که؛
هیولاى زشت و حیله گر
با نوشیدن آخرین قطره شیر
در انتهاى شب
از پستان کوچک وباکره دخترکى
در سیاه چاله دوزخى خود به هلاکت رسید
وبر تیغه کند و زنگ خورده داس
خون چکان سرودى شد
روایتى سرخ و خواندنى
از لرزش زمین
و آغاز دو باره اى:
از تعریف تقسیم نان
در رویاى عشق و زندگى

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *