چند سروده از/ قاسم تاباک / ترجمه: خالد بایزیدی (دلیر)

کوتاه سروده های از:قاسم تاباک(شاعرمعاصرکرد)مهاباد
ترجمه:خالدبایزیدی(دلیر)ونکوور
1-
سایه ام را
درخانه ام جا می گذارم
کودکم
ازآن ابرهای می ترسد
که به شکل تفنگ اند
2-
چه باک که
سرزمینم
برروی نقشه ی جهان
گم شود
دودکه نشانه ی یافتن اش است
3-
ازلابراتورکه آمدم بیرون
تمام عکس هایم
سوخته بودند
گفت:
ببخشید…
تقصیرمن نبود
سرزمین ات
چنین است
4-
صدایت!
سرود ملی است
هرگاه می شنوم اش
انقلاب درمن
طغیان می کند
5-
اینقدر!
شهید شده ام
که خیابان…نه
می بایست شهری را
به نامم کنند
6-
درمجلس ترحیم خود
به سوگ نشسته ام
فاتحه ای را
برای خود می فرستم
خدا نبخشا یدت…
آمین
یارب العالمین
7-
گنجشک!
به گاه مرگ نیز
پایش از زمین
کنده نمی شود
8-
سرزمینم
گهواره ام است
کمی آهسته تر
بجنبانی اش
9-
زندگی!
صندلی زیرپایم است
منتظرم که
کسی آن را
تکانی دهد
10-
صدای پایش می آید
قصد
رفتن
11-
دیکتاتوری مدرن ای
درهرسرزمینی
که باشم
ویرانم می کنی
12-
قطره
قطره می چکم
همیشه مادرم
فریاد برمی آورد
فرزندم!
شیرآب آشپزخانه را
به خوبی ببند
13-
می دانست:
می باید برود
خود…
تنهایش گذاشت
14-
برف ام و
ازنفس های گرم و
آتشین ات ترسیده ام
15-
همچنان ابراست
که برسرم می بارد
اکنون مردم
بمن می گویند:
توچقدر!
شبیه ی دریائید
16-
شبیه ی پرچم سرزمینم امم
که درهیچ مرزی
احترامی ندارم
17-
زبان همه برگهارا
من می فهمم
تنها خودم می دانم:
که زایش ام
زیردرختی بود
18-
پائیز!
زیردرختی
نشسته است
وبه تنهای
برگهایش را
فرو می ریزد
19-
به فروش سرزمینم
مشغولم
تو خودات بگو:
چند بفروشم ات
20-
آه…!
سرزمینم
چقدر…
شبیه ی دیارمنید
21-
تنها مرگم
تقصیر فال گیر
سرکوچه مان بود
که مدام!
بمن امید می بخشید
22-
درزندان!
تلویزیون سیاه وسپید
تنها خبرهای
فتح وپیروزی را
برای اسیران می گوید
23-
شعرهایم
بوی تورا گرفته اند
ازاین به بعد
که تورا بوسیدم
کمترعطرزنانه را
بخودبزن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *