” عقاب به دنبال روباه رفت ” / حسین افصحی

ح

 

دق که ندانی که چیست گرفتم ، دق که ندانی تو

با توام ایرانه خانم زیبا!  (  از  منظومه رضا براهنی )

” عقاب به دنبال روباه رفت “

دق می دانی چیست ؟ دق همان مرضی مسری  است که در این 42 سال گریبان هنرمند ایرانی گرفته است .  ویروس دق  جان یکی یکی هنرمندان و نویسندگان و …. ایرانی را به نام های مختلف امراض : سرطان ریه ، سرطان کبد ، سرطان – سکته قلبی  و و و  گرفته است . این امراض بهانه ای بود ند ، که مرض اصلی  را بنام دق نشناسیم . مرضی که  گریبان هنرمندان در ایران و خارج ایران گرفته است . از بیژن مفید و غلامحسین ساعدی ( در خارج ایران ) تا عباس نعلبندیان و فردین و ناصر ملک مطیعی ( در ایران ) و صدها هنرمند دیگر که همه از  یک مرض مردند . ان هم مرض مسری هنرمندان ” دق ” . دق که ندانی چیست گرفتند . بهمن مفید هم رفت . نه دیروز نرفت، برخلاف نوشته ها از سرطان ریه هم نرفت . بهمن مفید در 40 سال پیش که ممنوع  کار شد از مرض دق رفت . ولی جسمش ماند، به خارج کشور امد ودر کنار بیژن مفید دوباره زنده شد . زندگی می کرد ، نه انطور که باید و نه انطور که لایق اش بود مثل همه هنرمندان در اواره گی . تا اینکه روباه جمهوری اسلامی حکومت دارالخلافه را بدست گرفت . درست فهمیدین اقای خاتمی . بخشی هنرمندان خارج نشین را فریب دادند و انها که خسته و خوش باور بودند را به ایران دعوت کردند. درست در همان سالی که پوینده و مختاری را قتل عام کردند. داریوش  و پروانه فروهر را سر بریدند . خیلی ها رفتند ، فرهاد اییش – سعید راد – سعید کنگرانی – محمود استاد محمد  و بهمن مفید و چندتن دیگر . بخشی به اب و نانی رسیدند. بخشی لب تر کرده دارفانی را وداع کردند و بهمن مفید دوباره مرد . پاسپورتش را گرفتند ، ممنوع خروج و ممنوع کار کردندش . دوباره دق کرد .  خودش در مصاحبه ای در ایران می گوید : «گفتند ممنوع‌التصویرم. رفتم تئاتر بازی کردم. بعد یکی با کلت آمد گفت: تئاتر تعطیل. من هم رفتم آمریکا! با میان‌پرده‌خوانی زندگی می‌کردم که رئیس دولت اصلاحات گفت همه ایرانی‌ها می‌توانند تا دو هفته بعد برگردند ایران. من هم آمدم، پاسپورتم را ضبط کردند و نگذاشتند برگردم. بد هم نشد! ماندم پیش مادرمدوباره اجازه کار به او ندادند . به کسی که در خانواده تاتری بدنیا امده بود . پدرش غلامحسین خان مفید یکی از کسانی است که تا انجا که  در توان داشت شاهنامه را زنده نگاهداشت . در خانواده ای که یکی از نابغه های تاتر ایران  را در خود داشت ، زنده یاد بیژن مفید، در کنارش اردوان جوان خوش فکر که نقش بسزایی در تاتر کانون پرورش فکری داشت، در کنار خواهرش هنگامه  که تنهادخت این خانواده که بازیگر و ترانه سرا و شاعر می باشد . حتی داماد خانواده هم زنده یاد کامبیز صمیمی مفخم بود و عروس خانواده جمیله ندایی و … پس بهمن از خانواده تاتری بود . کسی که در 5 سالگی در روی صحنه در نمایش ” یوسف و زلیخا ” ایفای نقش کرده است . کسی که در  نیمه اول عمرش بیشتر روی صحنه بود . نمایش های : شهر قصه ( بیژن مفید) – ضیافت ( بهرام بیضایی )  و نمایش ها ی بسیار ،  در گروه تاتر ملی ( عباس جوانمرد )  فعالیت کرد . در زمانی که رادیو تنها یاور خانه ها بود ، در کنار سیروس ابراهیم‌زاده، رامین فرزاد، نیکو خردمند، «تجدد»، فهیمه رستگاردر نمایش هایی که بیژن مفید می نوشت و کارگردانی می کرد بازی کرد .   بهمن مفید در باله نیز فعال بود و در افتتاح تالار رودکی تهران، با نقش‌آفرینیِ «زال» در اپرای زال و رودابه به همراه افسانه دیهیم و حسین سرشار حضور داشت.بهمن اولین بار در سینما با مونولوگی که نوشته خودش بود ، توانست ماندگار ترین سکانس فیلم قیصر را بازی کند . و بعد در فیلم های بسیاری درخشید ، بازی روان نقش کاکا رستم در فیلم ” داش آکل ” بر ارزشهای فیلم اضافه کرد . در سه قاب ( زکریای هاشمی ) درخشید .  در جوجه فکلی که فیلمی بقول دکتر کاووسی ” فیلم فارسی ” بود بازی طنز گونه ای از قیصر ارایه کرد . بهمن مفید در بسیاری از فیلم های فارسی هم ایفای نقش کرد ، که برای بازیگری در توان او خیلی کوچک و نا چیز بود . بهمن مفید در سال 1378 که به دعوت رئیس دولت اصلاحات خوش باورانه به ایران امد ، یعنی در 21 سال پیش دق کرد . 21 سال  اجازه کار نداشت . بهمن مفیدی  که از 5 سالگی روی صحنه بود ، فقط نه اینکه اجازه بازی نداشته باشد ، اجازه هیچ فعالیت هنری نداشت . فقط توانست یکی دو نقش در تاتر عروسکی برای کودکان از صدایش استفاده کند . البته نه با نام خودش ، چون انهم ممنوع بود ، با نام فامیلی مادرش ” بهمن فریور ” . در مملکت خودش اجازه نداشت حتی از صدایش با نام خود استفاده کند .  و جالب است که یک نفر از این همه هنرمند و سلبریتی در خانه سینما و خانه تاتر و هزاران کوفت دیگر اعتراضی به ممنوع کاری او نکردند و ساده انگارانه می نویسند بهمن مفید از سرطان ریه در روز گذشته دارفانی را وداع کرد . نه بهمن مفید در سال 1378 که دوباره به ایران امد ، با مرض مسری همه هنرمندان  در این 42 سال دق کرد .  و جالب است که همه ان هنرمندان مرگ پرست که در ممنوع کاری او و امثال او سکوت کرده بودند ، در رثایش گفتند و نوشتند . بمانند تجمعی که در بعد از مرگ ناصر ملک مطیعی  کردند در زمان حیاتش اگر می کردند ، چه بسا او هم دق نمی کرد . دق که ندانی چیست !

 

اخرین کار صحنه ای که از بهمن مفید در روی صحنه دیدم ، نمایش ” عقاب و روباه ” نوشته : بیژن مفید و کارگردانی : اردوان مفید ، و بازی پر انرژی و پر توان زنده یاد جعفر والی در نقش روباه و بهمن مفید در نقش عقاب انقدر زیبا بود که علیرغم اینکه این نمایش از طرف کانون پرورشی کودکان برای کودکان تهیه شده بود . من چندین بار به باغ فردوس برای تماشای این نمایش رفتم تا از بازی این دو نفر بعنوان کلاس درس بیاموزم .  و این برشور هم از ان دوران  بیادگار می باشد.

دق که ندانی چیست ، گرفتند هنرمندان !

به تامی پسرش ، به اردوان عزیز  و به  خانواده تاتر تسلیت می گویم .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *