سروده ای از سعید یوسف

قطعه

 

این قطعه های گوش و سر و دست و پا توئی
تقطیعِ قطعه های بدن در تقاطعی

در زوزه های ترمز و دریوزه های هول
در پوزه ی کریهِ تقاطع رها توئی

تقطیع شد وجود تو مفعول فاعلات
در فعل و فاعلات و مفاعیل و فا توئی

تقطیعِ قطعه، مفتعلن، قطعه قطعه شو
قطعِ سر و زبان تو و قطعِ صدا توئی

قطعِ نگاه و قطعِ نفس، قطعِ نای و نور
قطعِ مجاریِ جریانِ هوا توئی

دستِ تو را به قطعه ی چندم سپرده اند؟
اینجاست پای و کفشِ تو، امّا کجا توئی؟

قصّابِ چرخ، قطع ات و تقطیع می کند
با چنگک و قناره ی او آشنا توئی

تقطیع می شود قطعات و قصایدت
مطلع توئی و مقطع و ارکان ما توئی

در قطعه ها به قیمت مقطوع بر بساط
بی چانه در مقاطعه ای بی ریا توئی

من مرغِ دانه چین ز زحافاتِ افت و خیز
چون بط نشسته بر سرِ موجِ بقا توئی

 

(سعید یوسف)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *