چه بر نویسندگان و شاعران در این دوره گذشته است

گزارشی مختصر از تلاش برای سرکوب آزادی بیان و تشدید سانسور سیستماتیک در ایران

داریوش معمار

انتشار خبر اجرا شدن حکم حبس سه عضو کانون نویسندگان ایران در کنار اخبار مربوط به تعقیب، احضار، صدور حکم قرار بازداشت و فشار بر دیگر اعضاء کانون در این دوره، مسئله تازه‌ای نیست. تاریخ صدساله کانون نویسندگان و ناملایمات و تنگناهای اعضا آن، از نوع قتل، زندان و تبعید ایشان (از دوران حکومت قبل تا امروز) توسط نهادهای حاکمیتی مؤید این موضوع می‌باشد.

-تهدید و ارعاب اعضاء کانون در دهه پنجاه.

-اعدام و شکنجه نویسندگان در کنار ممنوعیت انتشار آثار ایشان در دهه شصت.

-قتل، و زندان نویسندگان در دهه هفتاد.

-احضارهای پی در پی نویسندگان توسط نهادهای امنیتی، زندان و سانسور خاموش و حذف سیستماتیک طی دو سال اخیر

موارد فوق روشنگر مسیری است که ما نویسندگان و شاعران در ایران این صد سال همواره پیموده‌ایم.

اما طی دوسال گذشته اتفاقی در عرصه تهدید و ارعاب نویسندگان افتاده که پیش از این و به این صورت سابقه نداشته است و مثال آن تعطیلی کامل‌کسب و کار نشر اهم از انتشار کتاب و نشریات فرهنگی مستقل و سانسور سیستماتیک و خاموش آثار فرهنگی مستقل و غیر حکومتی در ایران است.

همچنین ورود چندین دستگاه امنیتی موازی به صورت همزمان به موضوع بررسی آثار، ممیزی نویسندگی بر اساس محتوای اثر و حضور و فعالیت اجتماعی نویسندگان با هدف در تنگنای شدید قرار دادن و حذف کامل نویسندگان منتقد و مخالف سانسور و نظام حاکم، روشنگر ابعاد این برخورد برنامه‌ریزی شده می‌باشد.

اینجاست که باید دقت کنیم احکام بکتاش آبتین، رضا خندان مهابادی و کیوان باژن بر اساس کدام اتهامات صادر شده‌اند. “تبلیغ علیه نظام” و “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور” که مصادیق این اتهام‌ها انتشار نشریه‌ی داخلی کانون، مشارکت در تدوین کتاب تاریخچه‌ی کانون نویسندگان ایران و صدور بیانیه‌ها و حضور در مراسم سالگرد محمدجعفر پوینده، محمد مختاری و احمد شاملو است. این عناوین به خوبی شرح‌دهنده برنامه‌ها برای تشدید فشار و سانسور سیستماتیک نویسندگی هستند.

از سویی اگر به سوابق کاری این اعضا و دیگر نویسندگان معترض در طول این دو سال نگاه کنیم، متوجه می‌شویم؛ با فشار و پیگیری نهادهای امنیتی متولی، مجوز انتشار آثار ایشان در اکثر موارد لغو شده و اساساً بررسی آثار جدید این عده که توسط ناشران برای وزارت ارشاد ارسال شده، به خصوص در حوزه‌های تالیف(شعر و داستان) کاملاً متوقف و تعلیق شده است. اینها مصادیق حذف برنامه‌ریزی شده نویسندگان و شاعران معترض ایرانی است.

حال سئوال مهم این است که چرا این اندازه برخورد با خواسته رفع سانسور و آزادی بیان برای حاکمیت اهمیت دارد؟ دلیل این اهمیت یافتن برمی‌گردد به اینکه آنچه در این دوران، (آزادانه) اهم از انواع فساد و تعدی به حقوق عمومی و انواع جنایت‌ها در ایران رخ داده، نتیجه چندین دهه سانسور و سرکوب آزادی بیان است. آزادی بیان پاشنه آشیل فساد ساختاری است و تلاش برای پنهان‌کاری و سانسور تنها راه برای در تاریکی نگه داشتن این فساد است.

امروز همه نویسندگان و شاعران به قتل رسیده، حبس و شکنجه و تهدید شده؛ از نظر متولیان حاکمیتی، بخشی از دستگاهی هستند که در صف نخست مبارزه با این فساد ویرانگر هستند و عنصری نامطلوب و خطرناک به حساب می‌آیند که بر علیه امنیت ملی تباه کنندگان حقوق و آزادی مردم اقدام کرده و علیه ایشان تبلیغ و تبانی می‌کنند. از این جهت است که فعالیت کانون نویسندگان ایران، اعضاء آن (به عنوان نهادی با یکصدسال سابقه مبارزه با سانسور و افشا نقض آزادی بیان) اهم از موارد زیر، تهدیدی بزرگ برای متولیان سانسور به حساب می‌آید:

-انتشار تاریخ مبارزه این نهاد با سانسور به صورت کتاب

-برگزاری گردهم‌آیی برای اعضاء به قتل رسیده و درگذشته‌

-انتشار بیانیه در جهت روشنگری مشی کانون در قبال آزادی بیان

به این ترتیب روشن است چرا باید به سه نویسنده پس از ماه‌ها احضار، تهدید و محدود کردن، پانزده سال حکم زندان داد و ایشان را در شرایط کرونا به حبس فرستاد.

نگارنده به عنوان یکی از اعضاء کانون نویسندگان ایران که چنین شرایطی را از نزدیک درک کرده، معتقد است در این اوضاع ایجاد کارزاری جهانی برای مبارزه با سانسور و بدست آمدن آزادی بیان و تلاش جهت رفع این گونه احکام ظالمانه در ایران، مهمترین اثر نویسندگی و شاعری یک نسل می‌تواند باشد که تحت فشارها سانسور و برخورد سیستماتیک، همه دارائی‌اش که توان نویسندگی است، به انواع مختلف تهدید و محدود شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *