مانند تو، ای شیخ / سه سروده از / اسماعیل خوئی

مانندِ تو، ای شیخ

۱

مانندِ تو، در ددی، ددی نشناسم!

مانندِ تو، در بدی،ب دی نشناسم!

ور آیتِ او تویی،تو ، ای بی همه چیز!

بدتر ز خدای ات، احدی نشناسم!

۲

ای شیخ، تومانندِ خداوندِ خودی!

تنها تویی، ای چنو! که پابندِ خودی!

امّا بپژوهیدم و دیدم، به جهان،

او نیسته! یعنی که تو مانندِ خودی!

۳

تُخمِ چو تویی خدا نپاشد به جهان!

با صنعِ تو، هرگز او نشاشد به جهان!

وز تهمتِ صنعِ چو تویی تا برَهَد،

این مُتهّم آن به که نباشد به جهان!

هجدهم فروردین۱۳۹۸،

بیدرکجای لندن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *