انتشار کتاب پیش گفتار شاهنامه ی منظوم دانمارکی

پیش گفتار شاهنامه ی منظوم دانمارکی

اثر: آرتور کریستین سن

مترجم: مسعود کدخدایی

طرح جلد: قادر شافعی

چاپ اول: پاییز 1399 [2020]

ناشر: دیار کتاب کپنهاگ ـ دانمارک https://diyareketab.wordpress.com/

 

آرتور کریستن سن می گوید پس از یک چهارم قرن کار سرانجام توانست ترجمه ی شاهنامه فردوسی را به دانمارکی، آن هم به نظم در سال 1931 برابر با 1310 خورشیدی منتشر سازد. البته ترجمه ی 400صفحه ای او تنها عنوان های زیر را در بر می گیرد:

شکوه و خواری جمشید

ضحاکِ ستمگر و فریدون انتقام گیرنده

فریدون و سه پسرش

نخستین خان های رستم

رستم و سهراب

شاهزاده سیاوش

سال های جوانی کی خسرو

انتقام خون سیاوش

ناپدید شدن کی خسرو

مرگ رستم

آرتور کریستن سن در یک بخش از این دیباچه به فردوسی و در بخش دیگر به شاهنامه می پردازد.

او نخست شرحی از دوران فردوسی و شرایط زندگی در آن برای ما می دهد و می گوید:

« سرزمین سامانیان در حال ازهم پاشیدن بود. با آل بویه جنگ بود و سرداران سامانی شورش کرده و به جان یک‌دیگر افتاده بودند. نوح سوم از سوی یکی از سرکردگان طایفه‌های تُرک، بُغرا خان، ناچار به فرار و گرفتن کمک از بزرگترین سرکرده‌ی آنان سبکتکینِ تُرک شد که پیش از آن مانند بسیاری دیگر از مقام‌های بالا و فرماندهان سپاه سامانیان، یک غلام بود.»

آن جنگ ها که موجب بالا رفتن مالیات و لابد گرانی و کمبودها هم شده بود، بر وضع مالی فردوسی تأثیر می گذارد ولی خوشبختانه کسانی هستند که از نظر مالی او را پشتیبانی می کنند تا بتواند کار شاهنامه را پی گیری کند.

آرتور کریستن سن می افزاید:

«شاعر در سالیانی دراز باید با نگرانی‌های زیادی دست و پنجه نرم می‌کرد، چنان‌که در انجام کار بزرگش فرسوده ‌شد. مردان نجیب‌زاده کار او را رونویسی می‌کردند بی آن‌که بابتش چیزی به او بپردازند. آنان با ندای بلند به او آفرین می‌گفتند، اما آفرین های توخالی. و به روایت کریستن سن سرانجام پیش از آنکه کاروان حامل پیش کشی سلطان محمود به محله ی فردوسی برسد، جنازه ی او را از دروازه ی دیگر شهر بیرون می برند در حالی که فریاد یکی از متعصبان مذهبی بلند می شود که او نمی تواند بگذارد جنازه ی یک سگ شیعی در خاک آن گورستان محمدی گذاشته شود. پس جنازه ی او را برمی گردانند و در باغچه ی خانه اش به خاک می سپارند.»

بخش دوم کتاب به نام های شاهنامه و ریشه یابی آن ها در اسطوره و دین های ایران باستان و نیز به شیوه ی کار فردوسی می پردازد. از جمله می نویسد:

«بزرگی فردوسی پیش از هرچیز در ساختمان دراماتیک آن شعر حماسی بزرگی است که هزاران سال را دربر می‌گیرد، و نیز در آن روح پهلوانی که در آن دمیده است. یک زندگی پهلوانی که اندیشه‌ی ما را به نهایت زندگی، به سقوط و مرگ متوجه کرده و کارکرد آن به خودی خود مانند یک بازی غم انگیز است. این حماسه‌ای است که پهلوانان آن، نسل از پی نسل، انجام کردار پر افتخارشان را پی می‌گیرند و سرانجام همگی به‌خاطر همان کاری که انجام داده‌اند درهم شکسته می‌شوند، که این بسیار دردناک است. شاهنامه‌ی فردوسی بدین گونه به یک درام سرنوشت با بُعدهای فوق بشری تبدیل می‌شود. برای نمونه عُمر معمولی پهلوانان و هم‌چنین قهرمانی‌هایشان، به‌ویژه در مورد رستم بالاتر از میزان بشری است. احساس‌های تند شاعر در این تراژدی، بارها و بارها این را نشان می‌دهد. فلسفه‌ی او در باره‌ی سرنوشت، به‌ویژه هربار که به شرح شکست یکی از قهرمانانش می‌پردازد، بازتاب‌های اندوهبار بیشتری می‌یابد. در شرح ناپدید شدن رازآمیز کی‌خسرو در کوه‌ها، و در مرگ رستم، شعر فردوسی به اوج هنری خود می‌رسد.»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *