“بیانیه‌ی نفرت از نفرت” / یداله رویایی

یداله رویایی “بیانیه‌ی نفرت از نفرت” آنها از ما نفرت می‌کنند، ما از نفرت آنها نفرت می‌کنیم . (کمدی الهی) شهروند “بیانیه‌ی نفرت از نفرت”/یداله رویایی نگاه می‌کنم وُ از سنت، از محافظه، از آئین نفرت می‌کنم از فاضل، از میانه رو، ازمرده شور وَ ازعتیقه، از کفن، از کافور نفرت می‌کنم از نبش قبر […]

بیانیه ای که سرزمینی را لرزاند / مسعود نقره‌کار

مسعود نقره‌کار بیانیه ای که سرزمینی را لرزاند https://news.gooya.com/2019/08/post-29261.php آلفرد دریفوس زندانی جزیرۀ شیطان، همزمان که دنیا را “سیاهچاله ای تهی” می دید در یادداشت هایش ازباورش به عشق و عدالت نیز می نوشت، گوئی تردیدی نداشت قلب هائی که بیرون از زندان او، برای عشق و عدالت می تپند، بسیارند. یکی از این قلب […]

یاران این تأویل هرمنوتیک است . نظر شما چیست ؟ / عباس جعفری

عباس جعفری یاران این تأویل هرمنوتیک است . نظر شما چیست ؟   سحـــر با باد می گـفـتـم حـدیث آرزومـنـدی خـطـاب آمد که واثق شو به الـطاف خداوندی   دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است بدین راه و روش میرو که با دلدار پیوندی قلم را آن زبان نبود که سرّ عشق […]

خواب بمانید، فکر نکنید”! نگاهی به فیلم They live / هیرش مجیدنیا

هیرش مجیدنیا خواب بمانید، فکر نکنید”! نگاهی به فیلم They live فیلم اکشن،علمی تخیلی “آنها زندگی میکنند” ساخته “جان کارپنتر” فیلم ساز آمریکایی، محصول سال ۱۹۸۸ است. فیلم به رغم تیتر علمی-تخیلی آن، فیلمی است نمادین، درباره از خودبیگانگی انسان و جهان پوشالی و پوشیده از تعفن، خشونت و مسخی اپیدمی شده توسط قدرت مناسبات […]

وجه دیگر سانسور / شرف بهتر است یا آبرو / برگرفته از فیسبوک کانون نویسندگان ایران

گــــزیــــده —————— وجه دیگر سانسور موضوع قرارداد: سانسور ۱۳ میلیون صفحه کتاب مدت قرارداد: یک سال مبلغ قرارداد: چهار میلیارد تومان طرفین قرارداد: وزارت ارشاد و موسسه “کارآفرینان فرهنگ و هنر” (!) عاملان قرارداد: “هزار نفر از اساتید دانشگاه” که “نمی‌خواهند برای بررسی کتاب‌ها اسم‌شان منتشر شود” نکته‌ی پرسشی: شرف بهتر است یا آبرو؟! ******** […]

تلخی! / هیرش مجیدنیا

هیرش مجیدنیا تلخی! تقدیم به کودکان کار؛ بردگان کوچک نظم سرمایه ! کنون در میانە خیابان ایستادەام ، با پیکری رنجور ، قامتی خسته و دستانی کوچک. من دوزخی ترین برده دنیای سرمایە! من کودک کار، سایه ای از رنج تاریخ، از” اسپارتاکوس”(۱) تا سینه گلوله خورده “اقبال مسیح”(۲)، کراهتی و وهنی تلخ! که پوشیده […]

دستش را می‌گیرم / مجید نفیسی

مجید نفیسی دستش را می‌گیرم برای آذر پیچکهای شب دوباره می‌رویند و رویاهای من به بیداری چنگ می‌زنند. در کنار آبهای آرام تنها زاری شن را می‌شنوم. چشمم را می‌بندم و دستش را می‌گیرم. بیست‌و‌پنج سال پیش بود در کنار آبهای خزر. سرانگشتان ما همراه با صدای والسی که از بزمگاهی بر‌می‌خاست در سراسر شب […]

سرانجام / شعری از / عباس سماکار

عباس سماکار سرانجام  جمهوری اسلامی، داماد و ۵ فرزند مادر بهکیش (نیره جلالی) را کشت: (سیامک اسدیان ۱۳۶۰ قتل در خیابان، محمد رضا بهکیش۱۳۶۰ قتل در خیابان، زهرا بهکیش ۱۳۶۲ قتل زیر شکنجه، محسن بهکیش ۱۳۶۴ اعدام، محمدعلی بهکیش ۱۳۶۷ اعدام، محمود بهکیش ۱۳۶۷ اعدام) حتی جسد فرزندانش را هم به او ندادند. مادر بهکیش […]

بومیایی ذهن / ابراهیم هرندی

  ابراهیم هرندی بومـیایی ذهن   واژه “بومیایی“۱ را من برای بیان نکته ای که در این نوشته می آورم، ساخته ام. بومیایی، بر وزن مومیایی بمعنای اندودنی ذهن با ارزش ها، اندیشه ها، آرمان ها، افسانه ها و نگرش های بومی و پرکردن ذهن از آن ها. ذهن بومیایی شده، ذهنیتی محلی، خاک و […]

طناب دار، در انتظار سر دگر / ابوالفضل اردوخانی

ابوالفضل اردوخانی طناب دار، در انتطار سر دگر ! تلفن پیر مرد همیشه کنار دستش بود. گاه به گاه در خیالش تلفن به صدا در می آمد. پیر مرد آهسته با کسی نجوا می کرد. پیر زن بر روی صندلی چرخ دارد، می پرسید: چی گفت؟ پیر مرد پاسخ می داد: مثل همیشه گفت: می […]

سرود قدیمیِ قحطسالی / احمد شاملو

احمد شاملو سرود قدیمیِ قحطسالی ( برای جواد مجایی ) ۱۶ ادریبهشت ۱۳۶۷ سال بی باران جُل پاره ئی ست نان به رنگِ بی حُرمتِ دل زده گی به طعمِ دشنامی دشخوار و به بویِ تقلب. ترجیح می دهی که نبوئی نچشی، ببینی که گرسنه به بالین سرنهادن گُواراتر از فرو دادنِ آن ناگُوار است. […]

پشتیبانی ۱۴ نویسنده و شاعر از «بیانیه تکمیلی» ۱۴ کنشگر سیاسی در داخل کشور

پشتیبانی ۱۴ نویسنده و شاعر از «بیانیه تکمیلی» ۱۴ کنشگر سیاسی در داخل کشور ۱۴ نفراز کنشگران سیاسی و مدنی در داخل کشور، با انتشار بیانیه‌ای مخالفت خود را با ” کلیت حکومت اسلامی و همه نهادها و قوای آن” اعلام کرده‌اند و خواستار “گذار و عبورکامل” از جمهوری اسلامی شده‌اند. این بیانیه جمهوری اسلامی […]

اگر شب برود ، من برایت از آن زن می گویم / کتایون آذرلی

کتایون آذرلی اگر شب برود ، من برایت از آن زن می گویم بخشی از مقدمه کتاب شعر ضمیر اول شخص باد شمال که اغلب شبها مى وزد و فرقی هم ندارد که در جوﻻی توت فرنگی ها باشیم یا در نوامبر قارچ های سفید، در اکتبر طﻼیِى برگ ریزان باشیم یا در آوریِل بارانهای […]

« هیلده دومین » شاعر بازگشت / علی اصغر فرداد

علی اصغر فرداد هیلده دومین شاعر بازگشت برگرفته از: مقدمه‌ی کتاب تازه منتشر شده‌ی «پرواز ای‍‍‍‍کاروس» «هیلده دومین» در تاریخ ۲۷ ژوئیه‌ی سال ۱۹۰۹ در یک خانواده‌ی متمول و مقید یهودی در شهر کلن بدنیا آمد. نام خانوادگی او در اصل «لوون اشتاین» است. مادرش خوانندۀ اُپرا بود ولی به صحنه نمی‌رفت. «دومین» برای خشنودی […]

گزارش شهر محصور / زبیگنیف هربرت / ترجمه‌ و صدای محسن عمادی

زبیگنیف هربرت گزارش شهر محصور ترجمه‌ی محسن عمادی   پیرتر از آن‌ام که سلاح بردارم و چون دیگران بجنگم. لطف کردند نقش یک مورخ جزء را به من دادند ثبت و ضبط می‌کنم – نمی‌دانم برای که- تاریخ یک محاصره را. باید دقیق باشم، ولی نمی‌دانم محاصره کی آغاز شد دویست سالِ پیش در دسامبر، […]

ماه روشن…/ خوآن رامون خیمنس/ ترجمه‌ی علی اصغر فرداد

خوآن رامون خیمنس  ماه سپید… ترجمه‌ی علی اصغر فرداد   ماه روشن، دریا را از دریا می‌گیرد- و به او دریا می دهد. با زیبایی‌هایش، در پیروزی ناب و مطمئن‌اش نشان می‌دهد که حقیقت، دیگر حقیقت نیست و آنچه حقیقت نبود تنها حقیقت جاودان می شود. آری سادگی خدایی، که قطعیت را درهم‌می‌شکند و هستی […]

قالی‌باف…/ سه شعر از/ شیرکو بی‌کس / ترجمه‌ی خالد بایزیدی (دلیر)

سه شعراز:شیرکوبی کس ترجمه :خالدبایزیدی(دلیر) قالی بافی تاواپسین دم قالی بافت باگلهای بس زیبا اماسرانجام! بی بهره ازتخته فرشی… ونه کسی نیز گلی برمزارش گذاشت …………………………. فه رشچیک هه تاکوو مرد فه رشی چنی و گولی چنی نه فه رشیکی هه بو بوخوی نه ده ستیکیش گولیکی خسته سه رقه بری ………………………………… ۲- شکایت نامه […]

در تهران … / سه شعر از / لطیف هلمت / ترجمه‌ی خالد بایزیدی (دلیر)

سه شعراز:لطیف هلمت(شاعرمعاصرکرد) ترجمه:خالدبایزیدی(دلیر) ۱- درتهران کفش هایم را دورانداختم خیابان …خیابان ازآن کتابخانه…به آن کتابخانه گشتم با پای پتی گفتم مبادا! اشکی ازفروغ فروخزاد برروی بنای کتابخانه ریخته شده باشد گرد وغبارکفش هایم رویش بیافتد تا که رسیدم به تهران باهزاردست بوی اشک فروغ را به رخسارخسته ام پاشاند باد سپیده دم ۲- تورا […]

به یاد صمد / امیرپرویز پویان

ا میرپرویز پویان به یاد صمد «…سالهای سال گرم کار خویش بود. ما چه حرفها که می زدیم او چه قصه ها که می سرود… “بودن” را برگزیده ایم، امّا “چگونه بودن” را کمتر اندیشه کرده ایم. “چگونه بودن” را دانستن، از آگاهی به “چرا بودن” برمی‏خیزد. و آنان که آگاهی خویش را باور دارند، […]

یاران رنج و کار / شعری از / عباس سماکار

عباس سماکار یاران رنج و کار صدای‌تان سرخ است پُر از هوای شورش‌ا‌ید خُرده شیشه‌های اعتراض گلوگاهتان را می‌خراشد سخن که می‌گوئید کلمه‌های خون‌رنگ در هوا می‌درخشند در شما در شما تلنبار شده‌اند فریاد‌هائی که ما را به شورش وامی‌دارند نگاه کنید صدای آموزگاران نبردهای سُترگ با گلوگاه‌های خراشیده با عطرِ علفِ کلمه‌های تازه از […]

کدام گونه ز بسیار گونه‌ های چپم / شعری از / سعید یوسف

(پویان در بهار ۴۹ مقاله ی رد تئوری بقا را نوشت، و داریم به ۵۰ سالگی اش نزدیک می شویم) سعید یوسف کدام گونه ز بسیار گونه های چپ ام؟ کجای این چپِ صد پاره ام؟ کجای چپ ام؟ کجاست آن چپِ پوینده ای که پویان اش بنا نهاد؟ که من خشتِ آن بنای چپ […]

بیانیه‌ی کانون نویسندگان ایران / در اعتراض به حکم زندان نیما صفار

بــیــــانیه —————– بیانیه‌ی کانون در اعتراض به حکم زندان نیما صفار کانون نویسندگان ایران امروز، شانزدهم مرداد، با انتشار بیانیه به حکم هشت ماه زندان نیما صفار نویسنده‌ی ساکن گرگان اعتراض کرد. کانون در این بیانیه هدف «این پرونده‌سازی‌ها» را « مرعوب و منفعل کردن نویسندگان و هنرمندان مستقل و هر انسان معترض و آزادی‌خواه» […]

تونی موریسون ؛ “فریاد فروخورده‌ی زنان و سیاهان آمریکا” / کانون نویسندگان ایران

کانون نویسندگان ایران یاد تونی موریسون ؛ “فریاد فروخورده‌ی زنان و سیاهان آمریکا” تونی موریسون با نام اصلی کلوئه آنتونی ووفورد ؛ نویسنده ، ویراستار ادبی ، مدرس دانشگاه و فعال سیاسی فمینیست آمریکایی ِ آفریقایی‌تبار و نخستین زن سیاه‌پوست برنده‌ی جایزه‌ی نوبل (در سال ۱۹۹۳ و همچنین بیش از ۲۰ جایزه‌ی معتبر داخلی و […]

درختی فراسوی سکوت / برای احمد شاملو / کلارا خانس / ترجمه و صدای محسن عمادی

کلارا خانس  درختی فراسوی سکوت به خاطره‌ی احمد شاملو ترجمه‌ی محسن عمادی پرکشیدن بر چشم‌انداز سوزان و بر قله‌های پربرف تا سرسبزی‌ها: این‌جا برمن است و حالا صداها در سرم گرد می‌آیند و در آن صدا یگانه می‌شوند: از آن شب که در اتاقی تاریک از دیدار خبر دادند. آری، به “برمن” باز می‌گردم و […]

آزادی بیان در هفته‌ای که گذشت / گزارشی از / کانون نویسندگان ایران

گــــــزارش ————————- آزادی بیان در هفته‌ای که گذشت چهارشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۸ : جمعی از فعالان اجتماعی و خانواده‌های زندانیان سیاسی ‏با حضور در ‏مقابل زندان اوین، همراهی و حمایت خود را از فعالان کارگری و کارگران در بند اعلام داشتند.‏ ‏۱۲ مرداد : محاکمه‌ی بازداشتی‌های اعتراضات کارگران نیشکر هفت تپه در شعبه‌ی ۲۸ دادگاه […]

یک انسان معمولی / فرریرا گولار / ترجمه‌ی محسن عمادی

فرریرا ‍گولار   یک انسان معمولی ترجمه‌ی محسن عمادی   انسانی معمولی‌ام من از جسم و از خاطره از خون و از فراموشی. روی دوپایم حرکت می‌کنم، با اتوبوس، با تاکسی، با هواپیما چنان که شعله‌ی چراغ جوشکاری وحشت‌زده در من نفس می‌کشد زندگی ، که شاید خاموش شود به طرفه‌العینی. درست مثل تو از […]

جعبه‌ها / علی رادبوی

علی رادبوی جعبه ها داخل که می شوم، خانه باز بوی یک شنبه ها را می دهد. بوی بلیچ، بوی تمیزی، بوی جارو برقی و لباس های شسته شده. تمام هفته را می ریزد، می ریزیم و یک شنبه ها می افتد به جان خانه. یک نفس کار می کند و همه جا و همه […]

آوای تبعید شماره‌ی ۱۱ منتشر شد

یازدهمین شماره “آوای تبعید” منتشر شد یازدهمین شماره “آوای تبعید” ویژه‌نامه‌ای است از شعر شاعرانِ ایرانی که در شهر لس‌آنجلس آمریکا ساکن هستند و به زبان فارسی شعر می‌سرایند. ویراستار این شماره مجید نفیسی است. این شماره از “آوای تبعید” را نمایشگاهی از طرح‌های بیژن اسدی‌پور، هنرمند خلاّقِ ساکن لس‌آنجلس، کامل می‌کند. “آوای تبعید” را […]

مجازات / شعری از / پابلو نرودا

پابلو نرودا  مترجم شعر: ؟   برای جلادی که حکم این کشتار را داد مجازات می­‌خواهم! برای آن که فرمان آتش داد مجازات می­‌خواهم! برای آنان که از این جنایت دفاع کردند مجازات می­‌خواهم! برای خیانت­کاری که به قیمتِ خون دیگران مقام یافت مجازات می­‌خواهم! من مجازات می­‌خواهم! نمی­‌خواهم حتی درون خانه­‌هاشان در امان باشند […]

… در می‌زند تقدیر / شعری از / الف – ماهان

الف ماهان … در می‌زند تقدیر    تق تق تق درمیزند تقدیر بخت یا فاجعه؟ عشق یا مرگ؟ خالی ست باغِ خداوند جبرئیل هم که کُشته دریده، کنار زمزم افتاده… تق تق تق تقدیر در را میکند از پاشنه از آسمان تا زمین چند ثانیه؟ برسند بمبها به ما از تهِ مرغانِ یهوه چند ثانیه؟ […]