آب شدن/ شعری از/ عبدالرحمان فرهادی/ ترجمه خالد بایزیدی (دلیر)

عبدالرحمان فرهادی ترجمه:خالدبایزیدی(دلیر) «آب شدن» که چشم روی هم گذاشتیم کتابهایمان بلای بزرگی می شوند برای زن وبچه هایمان سالی بعدازمرگما ن آنان اتاق کتابهایمان را خالی می کنند تمام کتابهایمان رامی گذارند توی گونی های گندم و گونی های سیب زمینی و کیسه ی سیمان و پلاستیک نایلون کفش و کارتن های بزرگ دراتاق […]

سه شعر و چند طنز سیاسی از/ حمیدرضا رحیمی

حمیدرضا رحیمی www.hazl.com سه شعر مجادله راستی این کودک، که برف هم دیگر، برموهایش نشسته است، کی می خواهد بزرگ شود؟!، و بفهمد که آفتاب تموز هم، دیگر نمی تواند، برف موهایش را آب ، و به چشمه ای هدایت کند که خاطراتی روشن در آن شناورند؟ باری- بهتر نیست آیا که با تابلوها آشتی کنم […]

کنفرانس سالانه ی آشورشناسی در دانشگاه ماربورگ با سخنرانی خانم هایده ترابی در روز ۲۸ جولای تحت عنوان: کورش بزرگ و “مخاطبان جاودانه اش”

کنفرانس سالانه ی آشورشناسی به زودی در دانشگاه ماربورگ برگزار خواهد شد. خانم هایده ترابی نیز در آن، در روز ۲۸ جولای گفتاری (به زبان انگلیسی) خواهد داشت زیر عنوان: کورش بزرگ و “مخاطبان جاودانه اش”. برای آگاهی بیشتر می توانید به لینک زیر و برنامه، مراجعه کنی http://www.rai63.org/index.php/rai/2017 Dealing with Antiquity: Past, Present & Future www.rai63.org […]

نگاهی به «ایستگاه باستیل»ِ حسین دولت آبادی/ ساناز اقتصادی نیا

تجربه تلخ مهاجرت ساناز اقتصاد‌ی‌نیا این یادداشت، سومین نوشته از مجموعه یادداشت‌هایی است که درباره کتاب‌های بدون سانسور و منتشر شده در خارج از ایران می‌نویسم. به باور من، این کتاب‌های بدون سانسور، به شدت مهجور مانده‌اند و شاید حتی بدون خواننده، که هزارویک دلیل دارد. از سویی دیگر، نویسندگانی هم هستند که هر نوشته […]

کانون نویسندگان خارِچشم قلم بدستانِ حکومتی/به مناسبت “روزقلم”حکومتی در حکومت اسلامی/ مسعود نقره کار

 مسعود نقره کار به مناسبت “روزقلم”حکومتی در حکومت اسلامی کانون نویسندگان خارِچشم قلم بدستانِ حکومتی ” بخش نخست”     کانون نویسندگان ایران از یاخته های حیاتیِ جنبش مدنی در میهنمان است. این نهادِ روشنفکری و تشکل صنفی و دمکراتیکِ اهلِ قلم نقشی مهم در فرایندِ پیشرفت و تعمیقِ جنبش مدنی داشته است. کانون نویسندگان […]

معرفی رمان “سقف بلند تنهایی”/ برگرفته از نظرات بهروز شیدا

  معرفی رمان “سقف بلند تنهاییِ” حسین رادبوی/  برگرفته از نظرات بهروز شیدا در مکالمه تلفنی با نویسنده   مضمون و درونمایۀ رمان “سقف بلند تنهایی” چیزی نیست غیر از تنهایی. تنهاییِ راوی و دیگر شخصیتهای داستان همچون: ماهرخ که با پیرمردی هم‏سنِ پدرش زندگی می‏کند. لیزا که از خانواده‏اش دور افتاده و به تن‏فروشی افتاده است. […]

عشق کوتاه نمی آید/ بیاد شاعر عشق و آرمان سعید سلطانپور/ منوچهر دوستی

بیاد شاعر عشق و آرمان سعید سلطانپور            عشق کوتاه نمی‌آید – منوچهر دوستی همراه با ترجمه ترکی از بهروز عرب زاده   عشق کوتاه نمی‌آید با کوتاه نیامدن شروع کرده است روی قله می‌رود قدش را صاف می‌کند گردن می‌کشد نه! من فتح کرده‌ام جای کوتاهی نیست!   امروز مثل هر روز من روز عشق روز […]

سعید سلطانپور ایرانی و الساندرو پاناگولیس یونانی / محمد محمد علی

  سعید سلطانپورایرانی و الساندرو پاناگولیس یونانی…  محمد محمدعلی سعید (۲۵ بهمن ۱۳۱۹- ۳۱ خرداد ۱۳۶۰) پاناگولیس (دوم جولای ۱۹۳۹ – اول می‌۱۹۷۶) {…‌ای برادر‌ها و‌ای خواهر‌ها از شما می‌پرسم، بهتر نیست جای دشنام به تاریکی – در تاریکی – شمع روشن کنیم؟ اگر چنین است بپا خیزید تا شب مردنی و فاسد را متلاشی […]

آن از تبار شاعران تیرباران شده/ با خاطره سعید سلطانپور/ سیاگزار برلیان

با خاطره ی بیدارسعید سلطانپور   آن از تبار شاعران تیرباران شده     از شعر خویش می سرایدشان به بیداری آن صلای باور بیدار مردمی آن تیرباران شده ی حاکمان زور آن از تبار شاعران تیرباران شده آن از تبار شاعران تیرباران شده     حاکمان زور خام خیال آن که با تیرباران شاعر […]

در سرزمین فراموشی / امیر حسین تیکنی/ برای محمود حسینی زاد

در سرزمین فراموشی / امیر حسین تیکنی برای محمود حسینی زاد به بوییدنِ کشتی زنگار بسته آمده است پرنده ی کوچک به بوییدن نور بر فلز به بوییدن باد بر پرچم به بوییدن صدا بر شیپور به بوییدن مه بر پنجره های کوچک گریخته است از جهان به سرزمین فراموشی پناه آورده است در سرزمین […]

چهار داستانک/ از مسعود نقره کار

۴ ” داستانک” Short Short Story از مسعود نقره کار   پنجره با پنجره های دیگر فرق می کند. زیباترین تکۀ باغ را قاب گرفته است، باغی که حیاط تیمارستان است. چمن ها فرشی سبزفام پهن کرده اند تا دوبچه سنجاب روی آن جست و خیز کنند. از سرو کول هم بالا می روند، دورتنۀ قطوربلوطِ […]

بیانیه کانون نویسندگان ایران(در تبعید)/ یاد سعید سلطانپور/در سی و هفتمین سالگرد جانباختن او گرامی باد

بیانیه کانون نویسندگان ایران(در تبعید) یاد سعید سلطانپور در سی و هفتمین سالگرد جانباختن او گرامی باد   از آغاز برقراری رژیم جمهوری اسلامی، سرکوب و کشتار، سیاست حاکمان تاریک اندیشی بود که در جریانِ خیزش و انقلاب سال ۵۷، بر گردۀ قدرت سیاسی در جامعۀ ما چنگ انداختند و آن را از آن خود […]

۳۶مین سالگرد تیرباران سعید سلطانپور – مشابهت تیرباران دو شاعر

فدریکو گارسیا لورکا شاعر آزادیخواه اسپانیا و سعید سلطانپور شاعر آزادیخواه ایرانی که هر دو به جرم شیفتگی به آزادی تیرباران شدند سی و شش سال پیش در چنین روزهایی (سی و یکم خردادماه ۱۳۶۰) سعید سلطانپور، شاعر، نمایشنامه نویس و فعال سیاسی بدون هیچگونه محاکمه ای در زندان اوین تیرباران شد. سعید سلطانپور که از مجلس […]

زخمی ترین گوزن فلات/ حسین دولت آبادی

زخمی‌ترین گوزن فلات حسین دولت آبادی به یاد سعید سلطانپورکه، در ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ تیرباران شد. http://www.dowlatabadi.net/ منکوب دنیای بیگانه، تنها و مضطرب، در راهروهای پیچاپیچ مترو پرسه می‌زدم که دوباره او را در برابرم دیدم که از پشت میله‌ها به جهان لبخند می‌زد. به یادم نمانده تا کی رو به رویش ایستادم و از ورای […]

زنگی های گود قدرت/ رضا اغنمی

زنگی های گود قدرت/ رضا اغنمی   زنگی های گود قدرت asre-nou.net زنگی های گود قدرت نقش سیاسی و اجتماعی جاهل ها ولاتها درتاریخ معاصرایران نویسنده: مسعود نقره کار ویراستار: جواد طالعی ناشر: انتشارات فروغ . کلن چاپ دوم تابستان ۱۳۹۵ (۲۰۱۶) فصل اول باعنوان: ضرورت طرح موضوع شروع می شود. با پرسش عباس میرزا […]

میهمانِ مجموعه­ ی/ «صدای بلندِ جان‌های آزاده‌ی جهان – از احمد کایا تا باب دیلان»/تنظیم: منوچهر دوستی

  میهمانِ مجموعه­ی «صدای بلندِ جان‌های آزاده‌ی جهان – از احمد کایا تا باب دیلان» تنظیم: منوچهر دوستی نویسنده و برگرداننده این مجموعه، بهرام رحمانی است. تصویر جلد کتاب در زیر گام نخست این معرفی را به عهده گرفته است: چه بر سرمان آمد   شب، راهی کوچه‌ها شدم همه جا به دنبال تو گشتم […]

دو شعر از / عیدی نعمتی/ برای سعید سلطانپور

دو شعر از عیدی نعمتی برای سعید سلطانپور در پهنه ی ایران استبداد زده ، سعید سلطان پور یک تن از آن انقلابیون جان بر کف بود که در واقع نمک زندگی هستند در زمانه ی تاریک زیستن تا زیبایی وُ روشنایی ، شور وُ عشق از یاد نرود . یک تن از صف میلیونی […]

انتشار رایگان کتاب عکس « عکاسی از محصول برای تبلیغات» با تاکید بر تجارت الکترونیک از « مهندس فرشید خیر آبادی »

عنوان خبر : انتشار رایگان کتاب عکس « عکاسی از محصول برای تبلیغات» با تاکید بر تجارت الکترونیک از « مهندس فرشید خیر آبادی » نگارنده : مهندس شادی زهره وندی   کتاب «عکاسی از محصول برای تبلیغات» با تاکید بر تجارت الکترونیک و کاربرد عکس در سایت های اینترنتی، کلکسیونی از عکس ها را […]

وقت آن است/ شعری از/ عباس سماکار

 وقت آن است   شعرهای من در دستم وول می­خورند از سرم سرازیر می­شوند راه­شان را گم می­کنند تا به دست گیج و بی­قرارم برسند و به صدا درآیند   شعرهائی که در دست­های من نهفته است بی­زبان اند بی­تاب اند مثل دست بستۀ تو در روز اعدام   این چنین ام از بی­تابی   […]

معرفی کتابِ/ صدای بلند جان های آزادۀ جهان/ م. روانشید

معرفی کتاب م. روان‌شید   صدای بلندِ جان‌های آزاده‌ی جهان از احمد کایا تا باب دیلان نویسنده و مترجم: بهرام رحمانی ناشر: نشرِ کتابِ ارزان(استکهلم)   بی‌شک کمتر کسی است که احمد کایا را نشناسد، خواه به عنوان یک خواننده‌ی دوست داشتنی و فهیم از دیدِ عوام‌ترها، و خواه از زاویه‌ی هنرِ نابِ انقلابی‌ایی که […]

از دستم برمی آید/ شعری از/ ونوس فایق/ ترجمه: محمد محمدمرادی

از فانوس فائق تا کنون شعرهای دیگری هم   به فارسی‌ برگردانده شده ‌اند. ترجمه‌هایی‌ گوناگون توسط مترجمانی مختلف که نشان از ویژه گی‌‌هایی‌ در شعر فانوس فائق و ذائقه نسل جوان در ایران  دارد.      از دستم برمی‌آید ونوس فایق ترجمه از کردی: محمد محمدمرادی با استرەی زنگ زدە، شعر را گردن بزنم کلمه […]

فصل عزلت…/ دو شعر از/ مهین میلانی

فصل عزلت به درازا بِکِشید آفتاب در شهر جان می ریزد، کوه در زیر آبیِ آسمان شور “رِک بیچ”، ساحل لختی ها آن پائین، تن های عریان به بوسه می خواند. من نمی دانم. هیچ نمی دانم شوقی نیست فصل عزلت به درازا بِکِشید من پُرَم از تپش دل؟ از شراب در رگ، از قبضِ […]

مرگ دریاچه/ شعری از/ مجید نفیسی

مرگ دریاچه یکبار در دریاچه‌ی ارومیه شنا کردم همراه با خواهر چارده‌ساله‌ام و دریافتم که دریاچه زنده است که دریاچه حافظه دارد. به آرامی شنا می‌کردیم با سری بیرون از آب مبادا که شوراب به چشم و دهان و بینی‌مان فرورود. آنقدر در آب پیش رفتیم که ساحل پشت سر دیگر دیده نمی‌شد و تنها […]

ضمیر اول شخص مفرد/ کتاب شعری تازه از/ کتایون آذرلی

مقدمه   …و اما توضیحی بر ای نقاشی ها و اشعاری این مجموعه و آن این که این سی و چهار پارچه از چهل و پنچ تکه از کلکسیون نقاشی های بود که در سال ۱۳۶۹ تکمیل شد تا در ایران به نمایش گذتشته شود. چهل و پنچ پارچه که بر روی کاغذهای پاکت سیگار […]

آغوش باز عشق…/ سه شعر از/ ناصر پیمان

آغوشِ بازِ عشق   دیوانه­وار عاشق با پیکری که امشب می­سوزد از تب، به اشتیاقِ سوزانِ در برگرفتنت، تا بیایی در رؤیاهایم شاید یکبار دیگر آغوش می­گشایم.   بیرون، آن بالاها بر فراز قله میان لحظه­های خواب و بیداری، ابرها در سوزِ شبانه پاییزی قندیل بسته­اند و دانه­های باران فرو می­چکند درست مانند اشک­های من. […]

کشتار مردم محکوم است/ اطلاعیه کانون نویسندگان ایران

کشتار مردم محکوم است موج حمله‌های مسلحانه‌ی کور زندگی و جان مردم جهان را از شرق تا غرب آماج خود قرار داده است. هنوز خبر حمله‌ی مسلحانه به لندن تازه بود که حمله‌‌ای دیگر روز چهارشنبه، هفدهم خرداد ۱٣۹۶، در دو نقطه از تهران رخ داد. اقدامی که به کشته و زخمی شدن بیش از […]

سرناد/ فدریکو گارسیا لورکا / ترجمه: علی اصغر فرداد

ماه ژوییه، تولد گارسیا لورکا ، شاعر بزرگ اسپانیایی از سرشناس ترین اعضای نسلی از شاعران و نویسندگان است که در ادبیات اسپانیا به «نسل ۲۷» مشهور شد. وی در ۵ ژوئیه ۱۸۹۸ میلادی در “فوینته واکه روس” حومه شهر غرناطه به دنیا آمد و در ۱۹ آگوست ۱۹۳۶ در سن ۳۸ سالگی به دست فاشیستهای فرانکو تیرباران شد. سرناد […]

ستاره شناس…/ دو شعر از/ خلیل جبران/ ترجمه از کورش احتشام

خَلیل جُبران تَرجُمه از: کورُشِ احتشام ********* ستاره‌شناس به زیرِ سایه‌ىِ پرستش‌گاه، من و دوستم مردِ نابینائی را دیدیم نشسته با خویشتن.  و دوستم بگُفتا: “بنْگر دانا ترینِ مردانِ این مُلک را.” من دوستم را رَها کردم و سوىِ مردِ نابینا رفتم و وِى را دُرود گُفتم _ و سخن گفتن آغاز کردیم.  پس از […]

صورت معمول در به دری/ شعری از/ احسان حقیقی نژاد (پاتوره)

“صورت معمول دربه دری”   دراین کافه دود گرفته خلوت جوابی برای آن پرسش گم شده خواهیم یافت؟ با زنی که می گذرد از آن پایین و نگاه گرسنه‌ی من که می دود میان سینه ی بازش؟ هیچ کس من و  کبوتر سپید ایوان خانه تو را نمی شناسد و سرمایی که از خانه جان […]

کدام حصار را درهم شکسته‌ای/ غلامرضا پرتوی

کدام حصار را درهم شکسته‌ای   در اشک غلتان کودکی بی پناه تلألو افق سرخ  که ابدیت را هاشور زده است چشمم را می‌زند.   از چشمان کوچک‌اش جهان در عمق وجودم گسترده می‌گردد و چکاچک پر پروانه های سرخ‌اش تارهای عنکبوت زشت درونم را به چالش گرفته است.   آوائی در گستره هستی‌ام  موج […]

تماشاگری در قطار پورتلند/ شعری از/ مجید نفیسی

تماشاگری در قطار پورتلند در قطار پورتلند سر ایستگاه هالیوود خون فواره می‌زند. “اگر یکی از آن دو دختر حجاب نداشت و دیگری سیاه نبود شاید آن سفیده به آنها فحش نمی‌داد.” “اگر یکی از آن سه میانجی روزنامه می‌خواند و دو تای دیگر: پیامک شاید آن دیوانه به آنها کارد نمی‌زد.” “خود خواسته بودند.” […]