حسن حسام: گفتگو در سحرگاهی نمناک

نوید گفت : بهرطناب دار دنبال گردن می گردند اسماعیل گفت : گردن عادی نبود ! طناب ، نفسش بریده شد، تا نفسش را گرفت ! گردنِ پهلوان ، برای طنابشان رمقی نگذاشته بود ! طناب گفت : مرا بافته اند اسماعیل پیش ازاذان صبح با نام قاصم الجبارین پس از طهارت و بعد از […]

در پردهٔ پندار / فریار اسدیان

۱ از انگشتان، استخوانی مانده ست به اشارتی. و بر پوست، لکه های سیاهِ هُزوارِش.   ۲ تنها، زمان مانده است، سنگین در قابِ دیدگان؛ بلورِ نمناکِ چشم وُ چرایی بیکران.   ۳ اما، دلم؛ آسمان وُ باد دریایی از هیچ وُ از یاد.   ۴ تو نبوده ای که برایت بسرایم از سرودی که […]

در ستایش درستی / مجید نفیسی

راستها چپ می‌شوندو چپها راستاما درستی به‌جا می‌ماند:درستی انسانی که نمی‌گذاردخردش کنندچونان عزت که در زندان اوینبه استقبال مرگ خود رفتهر چند زندگی را دوست می‌داشت. در ستایش درستیباید شعری نوشتکه از زیبایی, حقیقت و خوبیبه‌یکسان سخن بگوید.         هفتم ژوئیه دوهزار‌و‌بیست

چند کوتاه سروده از: خالدبایزیدی(دلیر)

نمی دانم: درکدام مهدی کودک بود که کودکی ام را جا گذاشتم به هرمهدی کودکی که می روم خود را می بینم…. ………………………………………… سکوت را باید شکست سالهاست که می باید این دیوار را برداشت که می گویند: دیوارموش دارد موش هم گوش دارد؟! ……………………………………….. سالهاست… که تنهایی ام آرزوهایم را برشانه اش حمل می کند بدون هیچ […]

شعله ور زآتشِ خویشم… خسرو باقرپور

به استقبال غزلِ جامی: “بودم آن روز من از طايفه ی دُردكشان كه نه از تاك نشان بود و نه از تاك ‏نشان”   مستِ “جامی” وَشَم؛ از طایفه ی دُردکشان گرچه نه ز تاک نشان مانده، نه از تاک نشان   من خود از روز ازل خُرّم و خوشدل بودم شعله ور زآتش خویشم، […]

مفهوم مادّه در تراکم‌های‌ بسیار بالا

مفهوم مادّه در تراکم‌های‌ بسیار بالا سفیدچاله، کرم‌چاله، سیاه‌‌چاله White hole, Wormhole, Black hole1 دکتر حسن بلوری                                                                                برلین، ۲۰۲۰٫۸٫۲۵  چکیده: تراکم بسیار بالای مادّه در بخش‌هائی از کیهان باعث شکل‌گیری فرم‌ها و حالت‌های نامتعارفِ مادّه مانند سیاه‌چاله‌ها می‌شود. این نوع فرم‌ها و حالت‌های نامتعارف مادّه را می‌توان با یاری مفهومِ‌های مادّه۲، پادمادّه۳ و مادّه‌ی منفی۴ […]

چند شعر از عیدی نعمتی

(۱) کاسه ای از خون داغ” (1) بر پیشخوانِ سپیده دم. می وزد نسیم پرده های تالار می لرزد رهبر از خواب بر می خیزد کاسه ی خون را سرمی کشد به نماز می ایستد. مانده برساطور گزمه ها از پرواز شبانه ی سینه سرخ ها بر سبزی چمن لکه های خون . سا ل […]

داستانهای من رویاهای من نیستند

من قصد دارم در این گفتار روال معمول سخنرانی را کمی به‌هم بزنم. و به جای خواندن یک متن درباره‌ی درویشیان، در همین وقتی که در اختیار من گذاشته شده، بگذارم درویشیان خودش از طریق نوشته‌هایش با ما حرف بزند.

به یاد یاران / در بزرگداشت علی اشرف درویشیان

سخنرانان: شهناز دارابی:   همسر علی اشرف درویشیان رضا خندان: عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران و همکار علی اشرف درویشیان (از طریق اسکایپ) نسیم خاکسار حسن حسام   موسیقی با هنرمندی شهرام مقدم    زمان: شنبه ۲۰ ژانویه ۲۰۱۸، ساعت ۱۹  مکان: Nordwestzentrum, Sallbu Titus Forum Walter-Möller-Platz 2, 60439 Frankfurt am Main U1 unf U9, […]

جلاد/شعری از: بختیارعلی….ترجمه: خالدبایزیدی/دلیر

جلاد! جلادها قسمتی اند از من و تو قسمتی از معجزه های خدا …به بهشت می روند آنان پشیمان شبی اند از درگاه روشنایی خود پشیمان گلی اند از رونق سپیده دمی خود …به بهشت می روند کسی هم نیست به آنان بگوید: بهار بهار تو نیست باران باران تو نیست بازی تو بیرون ا […]

بیست و یکمین شماره “دفتر کانون” منتشر شد

سرسخن شماره ۲۱ «دفتر کانون» پیش روی شما ست. این شماره با همکاری بسیاری از هموندان کانون و نویسندگانِ دیگر تهیه و تنظیم شده است. اهمیت انتشار «دفتر کانون» به شکل عمده، در بازتاب چهرۀ ادبی و فرهنگی نویسندگان ایران در تبعید است. آن­چه ما را وامی دارد که انتشار این دفترها را دنبال کنیم، […]

علی اشرف درویشیان از میان ما رفت / بیانیه کانون نویسندگان ایران «در تبعید»

با اندوه بسیار خبر یافتیم که علی اشرف درویشیان، نویسنده پرشور و مردم‌دوست که تمام عمر خود را در پیکار با پلیدی‌های نظام شاه و جمهوری اسلامی گذراند و با خلق آثار شکوهمند خود، زبانِ زندگی توده‌های محروم مردم شد از میان ما رفت. علی اشرف درویشیان از نویسندگان غرب ایران بود، اما همانند همه […]

گفت و شنودی با پزشک نویسنده و پژوهشگر: مسعود نقره کار

اتحادیه والدین ایرانی شهر ماینس از علاقمندان دعوت می‌نماید به شرکت در گفت و شنودی با پزشک  نویسنده و پژوهشگر مسعود نقره کار پیرامون کتاب جدیدش “زنگی های کود قدرت” نقش سیاسی و اجتماعی جاهل ها و لات ها در تاریخ معاصر ایران هم زمان نمایشگاه کتاب توسط انتشارات فروغ از شهر کلن زمان: سه […]

این سودائیان سمج/ شعری از/ حسن حسام

حسن حسام: برای رفیق باقرمؤمنی در نود و یکمین بهار زندگی اش / با فصل های در گذرِ باد / پیرا نه سر، / ایام را ورق می زنند / آوازهای بومی می خوانند / واسب ِباد پای زمان را
در شبخوانی ها یشان / مثل ستاره / رصد می کنند : / ای جان ِ جان / جان ِ جهان / نمان / در چله ی زمستان!