آشفته/ شعری از عباس سماکار

گاهی فکرمی­کنم که می­آئی و دریچه رخسارت را رو به من می­گشائی و اتاقم را روشن می­کنی   گاهی می­بینم آمده­ای و من سراسیمه گل­های شکفتهٔ امیدم را رنگ می­زنم   گاهی پنجره­ام به من به آن­که پشت دلم پنهان است امید می­دهد   گاهی خوابم و تو می­آئی و بیداری فردای دلم را آشفته […]

داوِ عُسرت/ فریار اسدیان

۱ ساعت، زنگِ دلتنگی دارد و هر آوایی، رنگِ عنابِ لبانی.   ۲ این فرتور، داوِ عُسرتِ ماست؛ و عابرانی که می گذرند، کرند و کور.   ۳ نوای دورِ نی در گسترهٔ شب؛ شراب است و درفشِ بنفش مواج، در تکانه های نور.   ۴ ما اهالی اینجاییم، صاحبِ زبانیم؛ سنانی که بر چشمِ […]

هفدهمین شماره “آوای تبعید” منتشر شد.

«تبعیدی فقط آن کس نیست که از زادبوم خویش تارانده شده باشد. تبعیدی می‌تواند از زبان، فرهنگ و هویتِ خویش نیز تبعید گردد. آن‌کس که شعر، داستان، هنر، فکر و اندیشه‌اش در کشور خودی امکان چاپ و نشر نداشته باشد، نیز تبعیدی است. این نشریه می‌کوشد تا زبان تبعیدیان باشد. تبعید را نه به مرزهای […]

چندکوتاه سروده از:طاهرآهنگری (شاعرمعاصرکرد) /ترجمه:خالدبایزیدی(دلیر)

من! اشک کوه را دیدم: آنگاه که باران قامت شهیدرا می شست… ………………………………………………. ……………………………………………… حنده ات! تنها پرچمی است که آهنگ جنگ را خاتمه می دهد ……………………………………………. …………………………………………….. بی نام ونشان بود عشق ام همچون غم واندوه پیشمرگه ای درسنگری غریب… ………………………………………….. ………………………………………….. که عصرمی شود دلتنگی ام به ابربدل می شود نفس هایت رعدو طپش طپش قلب […]

چندشعراز خالدبایزیدی(دلیر)

ازروی گل گلفام ات فهمیدم! قبل ازاینکه خداوند تورا خلق کند گلی ازگلهای باغ رضوان بودی …………………………………….. …………………………………….. کاش مادران ما بجای لالایی کتاب برایمان می خواندند تاکه الان درین عصرجوروستم بیداربودیم ……………………………………… ……………………………………. کولبر! پیش ازاینکه کوله بارت رابمقصدبرسانی تف بیندازبه سرزمین ات که تنها سهم نان تورا کم دارد …………………………………… ………………………………….. کاش! واکسن ای نیز اختراع می کردند […]

عدنان غریفی، شاملو، شورای نویسندگان و انشعاب از کانون نویسندگان(از یادمانده ها)/يوسف عزيزى بنى طرف 

در تابستان سال ۴۹ یک همدانشکده ای داشتم به نام طالب عامری که پدرش شنان عامری، نوه نبهان عامری حاکم اهواز در عهد شیخ مزعل و ناصرالدین شاه بود. مرا دعوت کرد به ناهار در یکی از رستوران های خیابان تخت جمشید تهران. همکلاسی شاعرش را هم آورده بود به نام علی مولانا. او ضمن […]

یادداشتی درباره فیلم “ساعدی – واپسین دیدار/حسین مهینی

  حافظه سینما را وام میگیریم تا با یادمان غلامحسین ساعدی، این شخصیت فرهنگی سیاسی مبارز، “داستان نه تازه ی”  تبعید را در سرزمین گسست های بی رحم نظاره کنیم. حکایت همچنان باقی است. اینرا آثار ساعدی شاهدند.   پیش زمینه – یادداشتی درباره فیلم “ساعدی – واپسین دیدار” نوشته: حسین مهینی     سرنوشت این […]

با سپیده / هاشم فاضلی

عاشقانه ها             از لبانت                      با سپيده                              به رنگ شفق                                 […]

مرا بسراييد!/ هاشم فاضلى

بر بالش كهكشان آرميده از گلوى خونين بلبل و زخم گُل از صنوبرى تبر به دست                              مى سراييد، مرثيه اى ، با آهى سرد، درغم خاك              با اندكى درد، كه بر هيچ زخمى ، مرهمى […]

سهیلا ای انارت مست/شعر و متن: شادی سابُجی

سهیلا ای انارت مست !، جانت سرخ، چشمت سبز، باز هم غوغای غرقابی غوغاهاست اسب ؟ سهیلا خوب چهره !، غنچه لب !، ای شیر زن ! فریادِ ما فریادِ یلداهای تاریک است،   سهیلا می کِشند ات بر زمینی سخت با مویت، برادرها، الا ای جان پردردا !، نفس ها هست؟ فسوس اما که […]

چندشعر از عبدالقادر سعید (شاعرمعاصرکرد)سلیمانی-کردستان عراق/ترجمه: خالدبایزیدی(دلیر)

1- این سپیده دم جبهه های جنگ درآرامش وسکوت بسرمی برد… انگارجنگجویان مشغول خواندن آن کوتاه نامه های اند که زن هایشان برای سرزنششان فرستاده اند؟؟!! 2- سربازی ازدشمن را اسیرنمودیم نامه ای عاشقانه را ازجیبهایش دراوردیم… همه تعجب کردیم!! بدون آن که به متن نامه به اندیشیم درخودنجوانموودیم که شایدروزی مانیزاسیرشویم وآنان جیب هایمان […]

چندشعرتازه از خالدبایزیدی(دلیر)

به مردم وجوانان به پاخواسته ی کردستان عراق که علیه ی رهبران دزد ومافیایی شان به پاخواسته اند وخواستارسرنگونی حکومت اند که قریب بیست سال است ثروت ودارایی مردم رابه غارت می برندومردم رادرفقرو گرسنگی نگه داشته اند وجوانان مبارزومعترض را به شهادت می رسانند 1- مدتهاست! خودراگم کرده ایم ریشه ی اباءواجدادیمان رانیز… که دوهزارسال […]

بیانیه‌ی کانون نویسندگان ایران به مناسبت درگذشت علیرضا جباری (آذرنگ)

علیرضا جباری (۱۳۹۹ – ۱۳۲۳) شاعر، مترجم، ویراستار و عضو هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران که به دلیل نارسایی قلبی و نیاز به درمان اورژانسی در بیمارستان مدرس بستری شده بود به ویروس کرونا مبتلا شد و عصر روز دوشنبه هفدهم آذر نود و نه در همان بیمارستان در گذشت. علیرضا جباری در بهمن ۱۳۲۳ […]

سرود ایرانی شادی/ شعر دو زبانه از مجید نفیسی

سرود ایرانی شادی بیاد‌آر ما هم در انقلاب “سرود شادی” می‌خواندیم وقتی تندیسها فرو‌می‌افتاد, زندانها گشوده می‌شد و یکدیگر را در آغوش می‌گرفتیم. افسوس, جرقه‌های آن شادی “شهر نو” را سوزاند, “جنگ مقدس” را برافروخت و جوخه‌های تیرباران را برافراشت. با این همه, دوست من, ما سزاوار آزادی هستیم! بگذار “سرود شادی” را از سر […]

این بار/هاشم فاضلی

این بار زمين از جاى رانده شد كوه هاى بسيار ريزش كردند و آبهاى اقيانوس جابجا شدند به همت ماهيچه هاى ورزيده درهم پيچيده با التهاب و آماس زخم ها و پاها و دست‌ها در سایه لرزش فانوس نور در نوید نزدیکی و نجات *** دگربار رود خون و جراحت از زنجیرها و زخم‌ها و […]

طرح/عباس سماکار

طرح سرزمینی ساخته­ام سرسبز دل­انگیز سرشار از آزادی نه آن دورها همین­جا در تبعید به­اندازۀ یک کفِ­دست   اما گاهی بزرگ می­شود خیلی بزرگ­تر از رؤیای تلخ و تنهای                            اتاق من البته شب­ها وقت خواب   و اِلّی روزها همین­قدر است که بَرآن به­رَزم برخیزم باز یک لنگه پا ***          

زیبا‌ترین لبخند جهان/ علی رادبوی

هوا هنوز گرگ‌ ‌و‌میش است. اتومبیل‌ام را در پارکینگ خلوت و کم‌نوربیمارستان پارک می‌کنم و به‌سمت راهروی هوایی که محوطه‌ی پارکینگ را به ‌ساختمان اصلی بیمارستان، وصل می‌کند، راه می‌افتیم. هنوز چند قدمی نرفته‌ایم که به ناگاه پایش به مانع بتنی کف پارکینگ، گیر می‌کند و برای این‌که به بچه آسیبی نرسد، بین زمین و […]

علیرضا جباری‌(آذرنگ)، عضو کانون نویسندگان ایران و سراینده اشعاری چون «برخیز خاوران!» و «نغمه سپید صبح» چشم از جهان فروبست! بهرام رحمانی

  علیرضا جباری، شاعر، نویسنده و مترجم و عضو کانون نویسندگان ایران روز دوشنبه هفدهم آذر ماه بر اثر ابتلا به کرونا در بیمارستان مدرس تهران چشم از جهان فرو بست.     علیرضا جباری در ۱۸ بهمن ۱۳۲۳ در شیراز، سرزمین شعر و شاعران بزرگ و استادن سخن ایرانی مانند حافظ و سعدی چشم […]

سه سروده تازه از  عبدالله فیض اللهی 

در رثای انسان در کوچه صدای طبل و سنج میاید عشق در مرخصی ست خرد در کما انسان‌حیران و سرگردان . و اینک بنی آدم اعضای قطعه قطعه شده یک‌پیکرند و خونشان سیراب میکند درخت ادیان را . خرد ستیزان آکادمی ارسطو را قفل زده اند و با ادیان تکه تکه کرده اند بشریت را […]

“تاوان شادکامی کیست این غُراب؟”/ مسعود نقره کار

“….قرار شد از مهمترین ها شروع شود. شماره تلفن مختاری از طریق یکی از منابع اداره چپ نو با نام مستعار داریوش به دست آمده بود … همه ی کار را روشن و ناظری تمام کردند. بسیار حرفه ای و مسلط عمل نمودند. ناظری سریعا طناب مربوطه را از کابینت داخل اتاق در آورد مقادیری […]

چندشعراز:خالدبایزیدی(دلیر)

چه پائیز غم انگیز برگها که هیچ… انسانهانیز چه برگریزبرگریز فرومی ریزند …………………………………… ………………………………….. ما امروز!… بی غیرت ترین مردجهان هستیم چه لیلا هایی که درتابوت سرد بی جان جهان به خواب ابدی پیوسته اند وماهنوز لب هایمان ازسکوت طاول زده است ……………………………………. …………………………………… زندگی! تنها توپ فوتبالی است دردستان کودکی که فقط می تواند با آن بازی کند …………………………………… […]

تا سیب…تا سپیدار/ احسان حقیقی نژاد

بمان به خاطر باریکه کوچه هایی که به دریا می رسند برای صبحانه های نخورده در دل شب برای رنگ های بی نام سپیده دم * من اینجا در مفصل فصل های زنگ زده با قندیلها ـ دستهام ـ با چشم های تبدار و بازوهای لاغر دراز خیس از تمام بارانهای پیش بینی نشده * […]

متفکران و تولیدکنندگان نیازهای مادی و معنوی انسان‌ها هرگز نمی‌میرند!(بیست و دومین سالگرد قتل‌های زنجیره‌ای)/ بهرام رحمانی

روایت یک قتل فجیع سیاسی؛ «تکه‌تکه کردند و گفتند یک اشتباه ساده بود» در وزارت اطلاعات به ما گفتند یک اشتباه ساده بود. با یک اشتباه ساده، دو آدم کشته شده بودند، تکه‌تکه و مثله شده بودند.»‌(فرخنده حاجی‌زاده، نویسنده و خواهر حمید حاجی‌زاده، شاعر و معلم کرمانی) بعد از قتل فجیع حمید و کارون حاجی‌زاده، […]

غول شعر / عباس سماکار

در بادِ پنهانِ فریاد چنگ می­زنم و به شعله­های خیابانش می­افکنم خیابان سختیِ سنگفرش را بر پوست ملتهب خود تحمل می­کند سنگ از سکوت می­ترکد فریادهای سرکشی از کلوگاه جوانی رویش آرام جوانه بر شاخۀ نازک نوازش پوسن سِفت شکم و لبخند پنهان زن آبستن در تنهائیِ خانه دویدن در سربالائی هفت تپه با داس […]

مرزهای ادراکِ حِسی در شناختِ بی‌واسطه /دکتر حسن بلوری

* این مقاله اولین‌بار در ۲۰۱۶٫۵٫۶ به‌صورت سنخنرانی ارائه شده است.   چکیده: ما هر نوع پدیده­ای را از راه حس­های پنجگانه و دستگاه ادراک خود درمی­یابیم. ارزیابی ما از پدیده­ها زمانی به واقعیت نزدیک­ است که از ساختار، عملکرد، توان و محدودیت­های ابزار شناخت تصوری درست داشته باشیم و آن­ها را همواره در مشاهدات […]

بیانیه ی کانون نویسندگان به مناسبت ۱۳ آذر روز مبارزه با سانسور

دوازده سال از اعلام ۱۳ آذر به عنوان روز مبارزه با سانسور گذشته است و اکنون رضا خندان (مهابادی)، بکتاش آبتین از اعضای هیئت دبیران و کیوان باژن، عضو کانون نویسندگان ایران به دلیل تلاش برای مبارزه با سانسور به زندان افتاده‌اند و عضو دیگرمان؛ گیتی پورفاضل، به دلیل استفاده از حق آزادی بیان‌اش به […]

سانسور در ایران، مسعود نقره کار/ به مناسبت ۱۳ آذر روز مبارزه با سانسور

سالیانی ست هر آنجا که کلام و سخنی متفاوت و خلاف باورها ومنافع معنوی و مالی روحانیون و سلاطین نوشته و گفته شده با سلاح حذف و سانسور به سراغ اش رفته اند. اينان البته به حذف کلام وسخن، وحبس وشکنجه ی نويسنده و گوينده بسنده نکرده اند، گاه گوينده  و نویسنده را پوست کنده […]

سه شعر تازه از عبدالله فیض اللهی 

زر زدنهای دلتنگی   واژه ها را گاهی میزنم بند به هم تحت عنوان شعر میفروشم به شما . فلسفه  هم‌میخوانم فلسفه هم میبافم‌. گه گاه با گلهای قالی با سنجاقک‌ در نقاشی درد دل میکنم‌. خون رز میخورم‌ و خون جگر تا نگویم درد دل را با کس . در کنار اینها اهل حالم […]

کایلی بخند ای زنِ زیبا/شعر و متن از شادی سابُجی

  کایلی بخند ! ای زن زیبای لَخت موی،                              کایلی ببوس ! میله ی غم را و بازگوی، کایلی بخند ! آهوی عاقل!، کتاب خوان !                                      با آهوانِ چابکِ چشم ات، تو درس خوان ! کایلی بخند ! موی فشان، در حصارِ ما،                                       کایلی سماع برقص ! بر لبِ تیغِ اوینِ ما، کایلی […]

نگاهی به زندگی‌ پربار و آثار گران بهای غلامحسین ساعدی!/ بهرام رحمانی

غلامحسین ساعدی‌(گوهر مراد) در ۲۴ دی‌ماه سال ۱۳۴۱ در تبریز به دنیا آمد. پدرش علی اصغر کارمند دولت و مادرش طیبه خانه‌دار بود. اگرچه پدربزرگ مادری او از مشروطه‌خواهان تبریز بود و خانواده پدریش در دستگاه ولیعهد وقت مظفرالدین شاه شغل و مقامی داشتند ولی وضع اقتصادی خانواده‌اش مناسب نبود. ساعدی نوشتن را ابتدا به […]