شاعر و مرگ / شعری از / علی اصغر فرداد

علی اصغر فرداد   شاعر و مرگ (و آن همیشه بدین منوال است…) به: ا. خ.   … و ناگاه “سایه عظیم کرکسی گشوده بال از سراسر میدان می گذرد” * خورشید در کسوف تمام می میرد بوی تند خاک مشامت را پر می کند و دیگر کسی را یارای بازداشتنت نیست. نگاهت بی رنگ […]

حقوق و مزایای جنسی، …/ طنز سیاسی از/ حمید رضا رحیمی

طنز سیاسی حمیدرضا رحیمی www.hazl.com حقوق و مزایای جنسی فدوی با همه ی خرفتی تاریخی خود سرانجام دریافت که چرا خداوند تبارک و تعالی مرد است و حقوق و مزایای جنسی نایبان بلامنازع او برزمین، تا چه مایه گسترده است. اگر به آیه هایی که از کیهان چاپ دارالخرافه نقل می شود توجه بفرمائید، هم […]

چند شعر از / حمید رضا رحیمی

چند شعر از: حمیدرضا رحیمی   کمبود …همیشه، در این اندیشه ی آزار دهنده ام که پرندگان ، که نیمی اززیبائی جهان اند ، چرا آینه ندارند ؟!.. .   فرود .. پس کی می نشینی بر این بامی “که از دلم، شکسته تر است”  ؟ ۵ اکتبر ۲۰۱۷   ششمین شکوه … راستی، اینهمه […]

شهرت / داستانک/ مسعود نقره کار

شهرت مسعود نقره کار • چشم های آبی درشت‌ اش را که شراب پرده ی توری سرخگونی روی آن کشیده، به چشم های مرد می دوزد. شمرده وآرام می گوید: ” من اینم عزیزم، همین‌ام” ” به همین سادگی وراحتی؟” ” آره عزیزم، به همین سادگی و راحتی” … اخبار روز: www.akhbar-rooz.com چهارشنبه  ۱۵ فروردین […]

چند شعر از/ کوچر ابوبکر / ترجمۀ بایزیدی (دلیر)

چندشعراز:کوچر ابوبکر(شاعره معاصرکرد)، ونکوور ترجمه:خالدبایزیدی(دلیر) کوچر ابوبکرشاعره جوان اهل سلیمانیه ی عراق است که ازسرزمینی گریخته است که پدرسالاری سایه افکنده برجامعه اش وروزنیست نرگسی…سنوبری به جرم عاشق شدن بدست مردان سنگدل کشته نشوندزندگی این شاعره تشابه زیادی دارد به زندگی فروغ فروخزاد وکتابی بنام هیچ چاپ کرده که نامه هایی است که برای پسرش«رامین» […]

آوازخوان/ شعری از/ حسن حسام

  آواز خوان حسن حسام   بر این فلاتِ کُهن بارانِ مرگ در هر چهار فصل ماننده‌ی تگرگ می‌بارد از کورش و انوشرِوان تا وارثِ امام زمان با تاج‌ها و عمامه‌ها و دشنه‌ها و تفنگ‌ها در دریای خون و جنون می‌رقصند چشم می‌کَنند لب می‌دوزند زبان می‌برند گردن می‌زنند پوست می‌درند نشاء می‌کنند مردمان را […]

به اکثریت بزرگ / بلاس دِ اُترو / ترجمۀ علی اصغر فرداد

بلاس د اُترو Blas De Otero ۱۹۱۶-۱۹۷۹ اُترو در یک خانواده مرفه در بیلبائو اسپانیا متولد شد. ابتدا در رشته حقوق و پس از جنگهای داخلی اسپانیا در رشته فلسفه در دانشگاه مادرید فارغ التحصیل شد. مدتی بعنوان معلم در مدارس خصوصی در زادگاهش به تدریس مشغول بود. پس از مسافرتهای بسیار برای همیشه در […]

اهل کردستانم / شعری از/ خالد بایزیدی ـ دلیر

اگر سهراب سپهری اهل کاشان بود و مخمل آبی شعرش را در آرامش طبیعت کاشان یافت. خالد بایزیدی-دلیر. در شعر اهل کردستانم از سرزمینی خبر می‌دهد که در آن…، حنجره شاعران بریده است. دکتر حمیدرضا رحیمی اهل کردستانم آن‌جاکه مادران هنوز سیاه پوشند و افسانه های ازادگی مردانشان را برای کودکان خودتفسیرمی کنند و کودکان […]

دیدار خمینی / شعری از / مجید نفیسی

دیدار خمینی پدرم هیچگاه به ما نگفت که خمینی به دیدارش آمده ۱ به درمان دردی، در سال های دور وقتی خمینی فقط یک “خمینی” بود و هنوز جانشین خدا نشده بود. شاید بیمار از تپش قلب نالیده پدر، بارِ زبانش را سنجیده تهِ چشمهایش را دیده نبضش را گرفته و به صدای قلبش گوش […]

تنها نشانه / سعید یوسف

  تنها نشانه   در خانه ام یک سنبل سپید تنها نشانه از نوروز است او هم ولی به فکر فرار است انگار اسب وحشی نوروزی بیزار از این مهار است (سیمی که بوده چوب لباسی روزی)   دیوانه جان! چه جای گریز است؟ حتی اگر فرار کنی پایان این سقوط بر گوشه ای از […]

بهار که بازمی گردد / فرناندو پسوآ / ترجمۀ حسین منصوری

❑ بهار که بازمی‌گردد بهار که بازمی‌گردد شاید دیگر مرا بر زمین بازنیابد چقدر دلم می‌خواست باور کنم بهار هم یک انسان است به این اُمید که بیاید و برایم اشکی بریزد وقتی می‌بیند تنها دوست خود را از دست داده است بهار اما وجود حقیقی ندارد بهار تنها یک اصطلاح است حتا گل‌ها و […]

درباره شادی آغاز / برتولت برشت / ترجمۀ سعید یوسف

برتولت برشت / ترجمهٔ سعید یوسف   دربارۀ شادی آغاز   ای خوشا شادیِ آغاز! خوشا صبحِ زود! علفِ نو، هنگامی که کسی رنگِ سبز خاطرش‏ نیست چگونه‌ست. ای خوشا صفحۀ اول به کتاب از پسِ‏ دیرزمانی بودن در پیِ آن، حیرتِ حاصل از آن. خوب پس‏ مزمزه کن آن را، آهسته بخوان چون بزودی […]

زن / شعری از/ شیرکو بیکس/ مترجم خالد بایزیدی

شعری از:شیرکوبیکس(شاعرمعاصرکرد) ترجمه:خا لد بایزیدی(دلیر) «زن» تو تنها  یک روز نیستی توهمه ی سا لی!.. تو یک واژه و یک کتاب و یک تابلو نیستی!.. اگر دقیقه ای پیدا نباشی دل ساعت ازطپش باز می ایستد و خانه کورمی شود و خوشه گیاه های نورس می میرندو خیابان می گریدو کبوتران سیه پوش می شوندو […]

آپارتمان…/ دو شعر از/ سعید یوسف

آپارتمان   برای منظره ای بهتر برای قربتی افزون به آسمان و بهشت به برترین اشکوبه در برج مرتفع می روند و قیمتش را با بنگاهی طی می کنند   صبیّه بالکن اش را کوچک می یابد و حاج خانم در حال باز و بسته کردن اشکاف هاست و او در اندیشه ست:   اگر […]

پنجمین شماره “آوای تبعید” منتشر شد

پنجمین شماره “آوای تبعید” منتشر شد “آوای تبعید” نشریه‌ای است که در گستره ادبیات و فرهنگ، در دنیای مجازی منتشر می‌شود. پنجمین شماره “آوای تبعید” به آثاری از نویسندگان و شاعران ایرانی ساکن کاناد اختصاص دارد. در این شماره که مسئولیت آن را حسن زرهی برعهده دارند، آثاری از ۲۷ شاعر و نویسنده آمده که […]

نوروزتان پیروز…/ کانون نویسندگان ایران در تبعید و انجمن قلم ایران در تبعید

نوروزتان پیروز فریاد دادخواهی شما در گوش جهان پیچیده است   در بهاری که می‌رسد از راه به پرستو            به گل                    به سبزه درود   کارنامه تیره جمهوری اسلامی، نشانه یک تباهیِ ۴۰ ساله است. نشانه سرکوب آزادی و خفه کردن هر صدای برحق و مردمی‌ست. مردم جامعه ما در تمام سال‌های سلطه […]

٨ مارس بر همه ی کوشندگان جنبش آزادی زن فرخنده باد! / کانون نویسندگان ایران

در ٨ مارس سال ۱٨۵۷ زنان کارگر صنایع نساجی نیویورک به خیابان آمدند تا به شرایط غیرانسانی کار و زندگی خود اعتراض کنند. خون زنان کارگری که در آن روز بر سنگفرش خیابانهای نیویورک ریخته شد پس از صد و شصت سال هنوز گرم و تپنده است. نظام سرمایه‌داری و دستگاه‌های تحمیق و سرکوب آن […]

هشت مارس! / شعری از/ حسن حسام

هشت مارس! شعر : حسن حسام   آواز روشنت را فردا کدام زنجره می خواند با بال های بسته منقاری شکسته در ایرانِ قاریان ، قمری جان ! برگیسوان پر شکنت گُل نشانده اند؟ نه . تاج خاری بر سرت می گذارند با صلیب سرنوشتی عیسی وار، برشانه ات به جرم ِ آوازِ بی هماوازت: برابری […]

روسری و فروغ، من و خوئی عزیز/ سعید یوسف

روسری و فروغ، من و خوئی عزیز   نمی توان شجاعت این «دختران خیابان انقلاب» را دید و هیچ نگفت، یعنی دست خود آدم نیست، اگر آن آدم شاعر باشد. شعر کوتاهی روز ۱۰ فوریه ۲۰۱۸ (۲۱ بهمن ۱۳۹۶) نوشتم که برای برخی از دوستان فرستادم و در چند جا هم، از جمله در اخبار […]

کورش در آینه/ شعری از/ مجید نفیسی

کورش در آینه یک شعر مستند بر اساس «آوازها و داستان‌های خاور» درباره افسانه پادشاهی یک «خودکامه دادور» مجید نفیسی:   شنها را می‌توانم شماره کنم و آب دریاها را پیمانه بگیرم من صدای خاموشی را می شنوم و می‌دانم که مرد گنگ چه می‌گوید. هشدار! بوی تند سنگ پشت می‌‌آید با آن لاک استخوانی […]

روایت‌گری صریح و بدون حاشیه/ یادداشتی بر مجموعه‌ نقاشی‌های«دختران خیابان انقلاب» اثر م. روان‌شید/ دکتر مرتضی اسدی

روایت‌گری صریح و بدون حاشیه یادداشتی بر مجموعه‌ نقاشی‌های«دختران خیابان انقلاب» اثر م. روان‌شید دکتر مرتضی اسدی اسفند ۱۳۹۶   «دختران خیابان انقلاب» نام مجموعه نقاشی‌های مسعود امینی(م. روان‌شید) است. نمایشگاهی در خورِ تامل که با حساسیت هرچه تمام‌تر باید به تماشای آن نشست. روان‌شید در هیچ مدرسه یا دانشگاهِ هنرهای تجسمی‌ایی تحصیلات آکادمیک نداشته […]

پوتین های گل آلود/ به یاد حسین اخوت مقدم/ مجید نفیسی

پوتین‌های گل‌آلود به یاد حسین اخوت‌مقدم کفشهای کهنه‌ی کوه را می‌شویم و با سرانگشت پاک می‌کنم آجهای گل‌آلودشان را. ای گِل خشکیده! از کدام سرزمین می‌آیی و خاطره‌ی کدام گُل چنین خوشبویت کرده؟ آجهای درخشان زیر آفتاب به من لبخند می‌زنند. مجید نفیسی هفتم مارس هزار‌و‌نهصد‌و‌هشتاد‌و‌هفت

اینهمه لطف؟! / به بهانه هشتم مارس روز جهانی «زن» / پیرایه یغمایی

اینهمه لطف؟! به بهانه ی هشتم مارس روز جهانی «زن» پیرایه یغمایی   • براستی ما زنان معطل مانده ایم و نمی دانیم که اینهمه لطف و مهربانی و زبان آوری و نیک گفتاری و خوش سخنی و شیرین دهنی و و نکته پردازی و راز آمیزی را از سوی شاعران، اندیشه ورزان و سخن […]

شعر در ترجمه…/ پنج شعر از/ کِوِن پرون/ مترجم: اکرم پدرام نیا

«شعر در ترجمه به جسد مرده‌ی بیگانه‌ای می‌ماند که امواج به ساحل ما آورده‌اند.» مرد جوان دوست داشت این را بگوید، سپس، مکث کند تا استعاره ته‌نشین شود، برخی شنوندگان متفکرانه سر تکان دهند، و او به آن‌ها بگوید: حالا ترجمه‌ام از شاعر رومی ناشناسی را می‌خوانم، ورق‌هایش را زیرورو کند، سپس خیره شود به […]

شانه از میانه…/ دوشعر از / پویا عزیزی

شانه از میانه از میانه می‌گردد باز و راه برخورد را از میانِ خود چون رازی که ترکَش باید گفت در میانه می‌پوشاند   دشت که خشاب از درخت دارد مسلسلِ باد را در میانه می‌گرداند   چه حرفی دارم من که حتی اگر باران باشم از خاکِ سبزِ تو گندمی نمی‌رویانم   من که […]

رنج / شعری از/ رضا اکوانیان

رنج رضا اکوانیان   از من می‌خواهند شعرهایی فریبنده بگویم و نمی‌دانند کسی که در رنج استخوان ترکانده زبان که باز کند جوانه را بر شاخه می‌خشکاند.   از من می‌خواهند در شعرهایم از قطار و معشوقه‌های رفته بگویم از عاشق‌های جر خورده‌ای که بر نیمکتی در ایستگاه نشسته‌اند؛ این‌ها را با چشم‌هایشان می‌خواهند؛ می‌پذیرم […]

جای خالیِ اِدی/ شعری از / مجید نفیسی

جای خالیِ اِدی* امروز باران, خون تو را می‌شوید و از سنگفرش خیابان پاک می‌کند. تنها لبخندِ آفتابی توست که همچنان بجا‌می‌ماند و چوب بلند بیسبالَت که به دیوار تکیه داده و کوله‌ی سنگین کتابهایت که منتظرِ شانه‌های توست. نفرین بر دستی که تفنگ را آفرید نفرین بر دستی که آنرا پشت شیشه نهاد و […]

مدرسه انقلاب/ شعری از/ سعید یوسف

مدرسه ی انقلاب مداد، مسئله اش انتشارِ آگاهی ست مرامِ دفترِ کاهی برابری خواهی ست مداد چرخد و هر سو دَوَد به هر صفحه که ازدیادِ خطوط از کمالِ آگاهی ست ببین صفی ز اَلِف های انقلاب اینجا به سوی دالِ دژِ دشمنان ما راهی ست ببین به سرکشِ این کاف ها: چو روسری ای […]

سرود پگاه/ شعری از / نِوزَت چلیک / بهروز عرب زاده (بهروز وفا)

نِوزَت چلیک ( شاعر، نویسنده متولد ۱۹۶۰ بایبوت ترکیه ) در حالی که در سال ۱۹۸۰ دانشجوی سال اول دانشکده هنرهای زیبا بود در جریان اعتراضات و جنبش های مدنی و سیاسی چپ گرایان بازداشت و در زندان های مِتریس و بایرام پاشای استانبول با درخواست اعدام ، مدت ها تحت محاکمه قرار می گیرد […]

نود و یکمین ماهنامه ادبیات داستانی چوک(اسفندماه سال ۹۶) / منتشر شد

نود و یکمین ماهنامه ادبیات داستانی چوک(اسفندماه سال ۹۶) برای دانلود تمامی شمارگان این ماهنامه ها و فصلنامه ها به سایت مراجعه کنید www.chouk.ir برای ثبت نام دوره رایگان پژوهش و مقاله نویسی به آدرس زیر مراجعه کنید. www.khanehdastan.ir مقاله «تولد یک نویسنده» خالق ادبیات مدرن آمریکا یادداشتی بر رمان «مهمانی»  داستان عکس «آخرین تزار» […]

چهار شعر از/ وین کوین او جیبوایی / خالد بایزیدی (دلیر)

چهارشعراز:وین کوین او جیبوایی(شاعرکانادایی)اتاوا ترجمه:خالدبایزیدی(دلیر) ۱- عمرفصل ها به پایان خود رسیده اند گاهی که سالهای زودگذر به جا پای زمان راه افتاده اند ما دوباره زنده خواهیم شد تا اینکه بار دیگر درآن فصل ها که می آیند ومی روند به همدیگربرسیم ۲- مدتها ی طولانی است که به شب می اندیشم چشم هایم […]