کوک ، کوله و کول / حسین افصحی

حسین افصحی کوک ، کوله و کول کوله باری از قصه که با رنج به همدیگر کوک شده اند نمایش ” کوک ، کوله و کول ” نوشته ، کارگردانی و بازی ” شعله پاکروان ” فقط یک نمایش نیست . بلکه سفری به دیار داغداران جمهوری اسلامی می باشد . سفری دردناک به دیار […]

سه نکته در بارۀ روشنفکر و روشنفکری / مسعود نقره‌کار

سه نکته در بارۀ روشنفکر و روشنفکری مسعود نقره کار از کتاب آمادۀ انتشارِ”درستایش روشنفکری” ۱ رابطه روشنفکری و بهرۀ هوشی Intelligence quotient (IQ)- Intelligentsia “اینتلیجنس” راهوش ترجمه کرده اند و”اینتلیجنسیا” را معادل روشنفکران به کاربرده اند.” اینتلیجنسیا” نخستین باربه ویژه درسال های پایانی قرن ۱۸ درروسیه و برخی کشورهای اروپائی ازجمله لهستان( پولند) به […]

گذر از دیار آشنا / تاملی بر شعر تبعید با ارائه نمونه هایی از شعرهای حمیدرضا رحیمی، عیدی نعمتی، مجید میرزائی و … / حسین دولت‌آبادی

حسین دولت‌آبادی گذر از دیارِ آشنا (۱) تاملی بر شعر تبعید با ارائه نمونه هایی از شعرعای حمیدرضا رحیمی، عیدی نعمتی، مجید میرزائی و … ‏ « آیا در روزگارانِ تاریک می توان شعر سرود؟ ‏ ‏ آری می توان، در بارۀ روزگارانِ تاریک.» ‏ ‏ برتولت برشت   … چرا و چگونه از شعری […]

از پیری / اسماعیل خوئی

اسماعیل خوئی از پیری ۱ با تن دادن به نابسامانی ی خویش، آزاد شدم ز دشمنِ جانی ی خویش. آزادم از او، ولی کنون ام پیری، در خانه ی خویش، کرده زندانی ی خویش! ۲ رؤیای جوانی ام خدا بودن بود: از هر کس وهرچیز فرا بودن بود. پادافرهِ خودرایی من، در پیری، بی باری […]

ترس / شعری از / نسیم خاکسار

نسیم خاکسار ترس از آسمان نمی‌ترسم که گاهی رنگ عوض می‌کند از هوا نیز. از باد نمی‌ترسم وقتی گلدانهای بر نرده ایوانم را می‌لرزاند. از باران تند نیز که غافلگیرم می‌کند، وقتی بی‌کلاه و چتر از خانه بیرون زده‌ام. از شب نمی‌ترسم که تاریک می‌کند اتاقم را. از اشیا خانه‌ام می‌ترسم. از قفسه‌های آشپزخانه که […]

«جهان وطنی در شعرِ م. روان‌شید» / سریا داودی حموله

سریا داودی حموله «جهان وطنی در شعرِ م. روان‌شید» ما ناپدید شدیم، نمردیم اینجا هوا هنوز روشن است اینجا همیشه همانیم. نمی گریزیم از هم از آن همان که می گریختیم. تن هایمان دیگر عرق نمی کند حتی وقتی عشق بازی از راه می رسد. اینجا هنوز و همیشه بیداریم کسی عریان نیست عاقبت است […]

مدرسه‌یِ ترجمه: بررسیِ انتقادیِ ترجمه‌یِ «مدرسهٔ فلسفه» / رحمان افشاری

رحمان افشاری مدرسه‌یِ ترجمه: بررسیِ انتقادیِ ترجمه‌یِ «مدرسهٔ فلسفه»   مقدمه هر مترجمِ متعهد که دلِ در گروِ روشنگری و اعتلایِ فرهنگ و اندیشه دارد، می‌باید با زبانِ مبدأ و مقصد و موضوع آشناییِ کافی داشته باشد تا بتواند ترجمه‌ای قابلِ‌قبول به مردم و به جامعه‌یِ فرهنگی عرضه کند. به اشاره بگویم که آشناییِ ما […]

عیدی نعمتی شاعر عشق و رهایی درگذشت / اطلاعیه کانون نویسندگان ایران «در تبعید»

فردا نوبت کیست؟ عیدی نعمتی شاعر عشق و رهایی درگذشت! قلم را بر می‌داشت و واژه واژه بر روی کاغذ می کاشت. مثل گل آفتابگردان، تمامی چهره زندگی‌اش را رو به خورشید و گرمی هستی چرخانده بود. خوب و بدش همین آرزوی انسان بودنش بود و دویدن در پی رؤیایی که تبعید تنها اندک بهایی […]

شاعر «دست از آرزوهامان برنمی‌داریم» در گذشت! / بهرام رحمانی

بهرام رحمانی شاعر «دست از آرزوهامان برنمی‌داریم» در گذشت! bahram.rehmani@gmail.com عیدی نعمتی، شاعر ایرانی که سالیانی دراز در شهر تورنتو – کانادا زندگی می‌کرد روز جمعه هفدهم خرداد – هفتم یونیریال برای همیشه چشم از جهان فروبست. نعمتی متولد ۱۳۳۳ شهر آقاجاری بود و در یک خانواده کارگری چشم به جهان گشوده بود. وی از […]

بگو ایران! / شعری از / مجید نفیسی

  مجید نفیسی بگو ایران! “ای پله‌نورد مغرور! به چه می‌بالی؟ تویی والرین رومی، قیصر اسیر منم شاپور بزرگ، فاتح ادسا که پا بر گرده‌ات گذاشت تا بر اسبش بنشیند. تویی پوسیدون توفنده، خدای دریا منم خشایار بزرگ، فاتح آتن که بر گرده‌ات تازیانه نواخت و بر پلی از قایقها از روی پیکرت گذشت.” در […]

مهتابی… / دو شعر از / عباس سماکار

  عباس سماکار مهتابی سایه¬هایت کجا ست سایه¬هایت در تاریکی غار چشم من دو دو می¬زنند بیش از لرزش سایه هستی و تا پا می¬گذاری بر خاکِ ¬سایه¬¬ سبزه می¬دمد و نقره مهتاب آب بر چشمۀ سایه¬ می¬شود آب¬شدنِ نقره بر چشمۀ سایه نگاه کن وای ماه لبریز از شعر می¬شود ***     ناخوش […]

بر گسلِ زندگی / اسد سیف

اسد سیف بر گسلِ زندگی   “گسل” اثر ساسان قهرمان در شمار نخستین آثار ادبیات داستانی ایران تبعید است که با نگاهی تازه به زندگی، مبارزه، عشق و تبعید به نگارش درآمده. رمان در پنج فصل؛ آفتاب، باران، مه، باد و خاک، از زبان چهار تن روایت می شود. هر یک از راویان شرح زندگی […]

رقص تنها چه کنی؟ / شعری از / سعید یوسف

رقص تنها چه کنی؟ به شادی انتشار کتاب شعر «اینجا برقص» از حسن حسام عزیز، که به دنبال کتابهای «خوشه های آواز» و «گوزن و صخره» می آید؛ سه گانه ای که دوران جدیدی از شاعری او را رقم می زند و مبارک و مغتنم است. رقص تنها چه کنی؟ ما نه مگر این‌جائیم؟ سرخوش […]

معرفی آخرین نسخه کتاب «کلیات عبید زاکانی» به اهتمام دکتر جلال سبزواری / بهرام رحمانی

  بهرام رحمانی معرفی آخرین نسخه کتاب «کلیات عبید زاکانی» (به اهتمام دکتر جلال سبزواری) bahram.rehmani@gmail.com کلیات عبید زاکانی به اهتمام دکتر جلال سبزواری در سال ۱۳۹۷ – ۲۰۱۸، توسط چاپ و نشر کتاب ارزان در سوئد منتشر شده است. این کتاب، با استقبال خوانندگان روبه‌برو شد و در مدت کوتاهی به چاپ دوم نیز […]

مدرنیته – حافظ و شاملو / عباس جعفری

عباس جعفری مدرنیته – حافظ و شاملو حافظ شاعری مدرن است همواره نسبت به شناخت هستی از زمانه ی خود جلوتر است ، جدیدتر است ؛ مؤلف است . به باورهای کهنه که از قدیمتر آمده ناباور بوده ؛ و مؤسس باورهای جدید است . قرآن را با تأویلی نوباورانه می خواند – اسطوره ها […]

نخستین اجرا / شعری از / مجید نفیسی

مجید نفیسی نخستین اجرا در این بزمگاه شبانه چه می‌کنم میان زنان و مردان جوانی که به اینجا آمده‌اند تا به نخستین اجرای “پرتقالهای احساسی” گوش کنند به صدای گرم مردی که دیرزمانی پیش در آغوش من به خواب می‌رفت. آنها نمی‌دانند که او از خانه‌ای دو‌پاره می‌آید از شعرخوانیهای پدری نابینا از کارزارهای مادری […]

زندگی در پیشخوان روزنامه فروشی … / دو شعر از / رضا خان‌بهادر

رضا خان‌بهادر دو شعر ۱ “زندگی در پیشخوان روزنامه فروشی” در روزنامه زندگی می کنیم برگردان یک تیتر در پرانتز باز (کلمات می میرند تا رنگ را ترجمه کنند آفتاب از حروف خیابان می گذرد و خانه راهش را گم همین کوچه نبود! نه این کلمات سردخانه ای در سر دارند خیابانِ بریده روی روزنامه […]

معرفی رمان چهار جلدی «مکانی دیگر» از مهرناز صالحی / منوچهر دوستی

منوچهر دوستی معرفی رمان چهار جلدی «مکانی دیگر» از مهرناز صالحی   «مکانی دیگر» رمانی چهار جلدی است، از خانم مهرناز صالحی عضو کانون نویسندگان ایران در تبعید و ساکن هلند. پیش از آنکه مستقیما به سر وقت خود این رمان برویم، با اشاره های کوتاهی به کارهای دیگر نویسنده، به روند نوشته های قبلی […]

بوسه و مشکلات آن، … / سه شعر از / سعید یوسف

سعید یوسف بوسه و مشکلات آن در عالمی که اوضاع بد جور قاطی پاطی ست چیزی که نیست این شعر تنبان برای فاطی ست یک بیت اش ار بیآرد گاهی به لب تبسّم این خود غنیمتی در ایّامِ بی نشاطی ست در آیه های این عشق ما خوب جفت و جوریم ما مستقیم هستیم او […]

با زبانِ تیغ؟! / شعری از / اسماعیل خوئی

اسماعیل خوئی با زبانِ تیغ؟! نوشیدم، از شتاب، میِ نیم خامِ خویش: اکنون به غیر دُرد ندارم به جامِ خویش. عمری، ز می، شبانه، تو گویی، فزوده ام ته مانده های تلخی ی آن را به کامِ خویش. دیگر در آن نمانده شکارِ نکرده ای: بیهوده باز پرسه زنم در کنامِ خویش. با آن غزالِ […]

عاشقانه؟ / شعری از / سعید یوسف

سعید یوسف عاشقانه؟ ابرویتان سکائی، چشمانتان ختائی ست این بوسه های شیرین من مانده ام کجائی ست؟ گویم اگر نبات است، توضیح واضحات است چون توتی از هرات است مصروف قندخائی ست دل را کسی نیاموخت صبر و قرار و، سرکار، درسی که فوتِ آبید انواعِ دلربائی ست احوالِ بی قراران در وصف در نیاید […]

کوانتوم و فلسفه / دکتر حسن بلوری

دکتر حسن بلوری برلین، ۲۰۱۹٫۵٫۲۸ کوانتوم و فلسفه Quantum and Philosophy   چکیده: تصورِ دوران باستان از جهان بس ساده بود. در این تصور زمین، و همراه با آن انسان، مرکز یک کیهانِ قابلِ تجسم و هم‌آهنگ بشمار می‌رفت و کره‌ی ماه رب‌‌النوع الهی بسیاری از اقوام و ملل محسوب می‌شد. در چنین جهانی همه […]

سکوت! / شعری از / شمی صلواتی

  شمی صلواتی سکوت! من ازسکوتی که! عاقبت منجر به مرگ شود [ می ترسم ٭٭٭ کودک کار و تصاویر سلاخی شده زنان را اگر که تصور نکنم – و به تصویر عمومی تبدیل نکنم [می ترسم ٓٓٓ ٭٭٭ اگر از رنج و درد کارگران که همچون بردگان دراسارت کارند ننویسم از اینکه احساس کنم […]

در چیدمان خانه …/ شعری از / زلما بهادر

زلما بهادر در چیدمان خانه مفهومی از رابطه امری جدی را دعوت می‌کند به همآغوشی تابلوی مرد معشوقه‌هایش را از زیر تانک به خانه می‌کشد و خشابی خشکیده از گل رُز شهادتِ قاب‌های خالی را سرخ می‌کند حرکت از زنی به زنی دیگر با حجمی از گیسو که در تظاهری انتزاعی رنگ به رنگ پریده […]

دو شعر از / آنا آخماتووا / ترجمه‌ی زلما بهادر

آنا آخماتووا برگردان: زلما بهادر ۱ من هفده ماه تمام را در صف بیرونی زندان لنینگراد گذرانده‌ام روزی یک نفر از میان جمعیت مرا شناخت درست پشت سرم زنی ایستاده بود با لب هایی کبود از سرما البته او هرگز نشنیده بود که مرا به نام صدا کنند یک لحظه عاجزانه از کنار من گذشت […]

در این دنیای نابرابر / شعری از / شمی صلواتی

  شمی صلواتی در این دنیای نابرابر! ٭٭٭ برای اینکه بتوانم برسانم به کنار ساحلی؛ به دور از غم دل خونینم را! ٭٭٭ آرامشی بدهم یا التهابی داده باشم به زخمهای کهنه ام ٭٭٭ دلقکی می شوم جسور! رها می سازم ذهن و قلب را تا بخشندترین باشم در برابر زخمهای بر آمده ای ناشی […]

دیوانه‌ای در راه / شعری از / اسد رخساریان

دیوانه‌ای در راه اسد رخساریان وقتی حقیقت در دلِ افسانه مدفون است وقتی که دل در حسرتِ شادی پُر از خون است و زندگی از آغاز تا پایان فقط جنگ است و باز این جنگ و باز آن جنگ و نقشِ سرنوشتِ من بر جبینِ من مُهرِ باطل خورده¬ی مرگ است و فرصتِ جولانِ هر […]

«من آن مرد با اسب آمد هستم» / شعری از / رضا خان‌بهادر

“من آن مرد با اسب آمد هستم” (خاوران) از کلمه که برمیگردی زن در تمام طبقات نشسته است و تاریکی اندامش را در قاب تازه ای تجزیه میکند از اسم اسم کم می شوم دست می برم در لای ممنوع برگشتن و زن ها را از عکس بر می دارم از توی قاب صدای جیغ […]

صدور حکم‌های سرکوبگرانه علیه سه عضو کانون نویسندگان ایران را محکوم می‌کنیم / بیانیه مشترک کانون نویسندگان ایران « در تبعید » و انجمن قلم ایران « در تبعید »

صدور حکم‌های سرکوبگرانه علیه سه عضو کانون نویسندگان ایران را محکوم می‌کنیم رژیم جمهوری اسلامی ناتوان از پاسخگویی به نیازهای اساسی مردم بار دیگر در برابر آزادی خواهی و دادگری، چنگ و دندان نشان داد ، سه نویسنده و شاعر از هموندان کانون نویسندگان ایران را با اتهام‌های جعلی در دادگاه «انقلاب» محاکمه و درمجموع […]

زخمی‌ترین گوزن فلات / به یاد سعید سلطانپور / حسین دولت‌آبادی

زخمی‌ترین گوزن فلات حسین دولت‌آبادی «برگ خشکی را بیاد آر[۳] که در بادها می‌رود و بگو: تو هرگز بادها را نشناختی تو عاشق بادها بودی. . به یاد سعید سلطانپورکه، در ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ تیرباران شد. منکوب دنیای بیگانه، تنها و مضطرب، در راهروهای پیچاپیچ مترو پرسه می‌زدم که دوباره او را در برابرم دیدم […]

مهاجر غیر قانونی / شعری از / سعید یوسف

سعید یوسف مهاجر غیر قانونی مهاجرست و غیر قانونی ست و ایستاده همین روبرویم بدون ترسی از من و برق چاقویم. نه از سواحل عاج است نه از مراکش و لیبی نه از نوار غزه ست عبور شاخه ی سیب است از حصار همسایه به سوی خانه ی من، بی جواز و تذکره ای، و […]

قصیده‌ی ناتمام / شعری از / یوسف عزیزی بنی‌طرف

یوسف عزیزی بنی طرف قصیده ناتمام در سوگ سعید سلطان پور   مصلوب را بنگرید امشب برفراز فلات برجلجتای شکنجه بربام ماه نظر دوخته است غلغله شورانگیزی است باده نوشان سرمدی در میخانه تاریخ بر هفت آسمان چنگ مستانه می زنند شاعران مادران شعری برای ستاره بگویید سبز و زلال قصیده ناتمام قرون را با […]