عشق ابدی/ شعری از رزگار عمر / ترجمه از خالد بایزیدی

شعری از:رزگارعمر(شاعرمعاصرکرد) – ترجمه:خالدبایزیدی(دلیر) «عشق ابدی» درزیرروشنایی چراغی خواب آلود همه شب پژواک بوسه ای شیرین درمیان لبهای نازک پدرورخسارزرد مادرم ترانه عشقی غمگین ابدی می نوازد درمیان اینهمه دلتنگی وترس وگمانه زنیهای انسانهای این زمانه هم… من همکنون زخم این عشق ابدی ام پروانه ی خواب تازه ای می شوم درمیان آب چشمهای سبزات […]

چندمین حکایت…؟! / شعری از / صمصام کشفی

صمصام کشفی چندمین حکایت . . .؟! سرودی برای قربانیان کشتار دهه ی ۶۰   بر بندِ باد تاب می خورد پیرهنی‌ی خونی هنوز. مادری بر سرِ رف، هی گَرد می گیرد از قاب عکسی        هنوز. صدای رگبار می آید هنوز شهرزاد قصه می گوید هنوز   این چندمین حکایت از حکایات گفته و ناگفته‌ی […]

گزارش نوشتاری و تصویری برنامه بزرگداشت علی اشرف درویشیان در تورنتو/ به همت کانون نویسندگان ایران «در تبعید»

لینک تصویری گزارش برنامه  بزرگداشت علی اشرف درویشیان در تورنتو. https://www.youtube.com/upload بیاد زنده نام علی اشرف درویشیان به همت کانون نویسندگان ایران در تبعید- ویدیو و گزارش بهرنگ رهبری https://youtu.be/dpGxVjblQso کانون نویسندگان ایران در تبعید برگزار کرد: بزرگداشت علی اشرف درویشیان در تورنتو   شهروند ـ فرح طاهری: کانون نویسندگان ایران در تبعید ـ تورنتو، […]

سنجاب/ شعری از/ سعید یوسف

سنجاب   در روزهای نیمه ی آذر سنجاب کوچکی بر شاخه حمّام آفتاب گرفته ست وز حالتی که دارد راضی ست ذهنش، اگرچه خواب آلود، مشغول با علوم ریاضی ست: آیا چقدر فاصله بینِ اوست و آن عقاب که سوی او شتاب گرفته ست؟

آزاد در دُبی / شعری از / مجید نفیسی

آزاد در دُبی پسرم آزاد به دُبی رفته با “زو” یکی از هنرمندانش. به او می‌گویم: “به برجِ خلیفه برو و ببین می‌توانی از بامش چراغهای ایران را رصد کنی.” او در سانتا مونیکا زاده شد و من او را هر روز به ساحل می‌بردم تا برایش از سندبادِ بحری بگویم. اکنون او به خلیج […]

چند شعر و طنز از / حمیدرضا رحیمی

چند شعر از: حمیدرضا رحیمی www.hazl.com در اندوه ،و به بهانه ی زلزله ی مهیب در زادگاهم، کرمانشاه ،و به امید نجات از بلای بسیار مهیب تر، که همانا”سونامی آخوندی ” باشد، آمین یا رب العالمین !   مصدوم جائی انگار زلزله آمد؛ و من ، در چشم بهمزدنی، زیر آوارخاطرات خود، ماندم …   […]

لغو برگزاری مراسم بزرگداشت علی‌اشرف درویشیان محکوم است/ بیانیه کانون نویسندگان ایران

لغو برگزاری مراسم بزرگداشت علی‌اشرف درویشیان محکوم است روز دهم آذر مراسم بزرگداشت ازپیش اعلام‌شده‌ی علی‌اشرف درویشیان نویسنده‌ی نامی برگزار نشد ؛ زیرا شب پیش از آن در تماسی تلفنی یک مامور امنیتی به مدیر ساختمان امر کرده است که سالن را در اختیار برگزارکنندگان قرار ندهد! به همین سادگی، بی‌هیچ رفت‌وآمدی، بی‌هیچ حکم و […]

از شهر گذشت/ شعری از/ فرشید خیرآبادی

« از شهر گذشت » « فرشید خیرآبادی » انحصاری کانون نویسندگان ایران «در تبعید» او مردی که در شهر ما قدم زد بسان معجزه ای که از راه می رسد با باران همچو شمسی که در قونیه از تبریز ما شد بسان مردان راه وُ مردان چاه وُ مردان ماه وُ مردان آسمان مردان […]

فروغ اگر میبود/ شعری از/ سعید یوسف

فروغ اگر میبود؟   فروغ اگر می‌بود برای زلزله شعری نمی‌سرود نگاه او به جهان یا به رنج مردم به شکل دیگر می‌بود   فروغ اگر می‌بود «زمین به زیر دو پایش ز تکیه گاه تهی می‌شد صدای پایش از انکار راه بر می‌خاست و یأسش از صبوری روحش وسیعتر» می‌بود   فروغ «خالی بی […]

حافظا من غم می خورم! / شعری از / هادی خرسندی

حافظا من غم میخورم! هادی خرسندی دوستان، چهار بیت اضافه شد (اگر ضبطش کرده اید، آپدیتش کنید) حافظا من غم میخورم! —————- حافظا من از سر شب تا سحر غم میخورم هرچه گوئی غم مخور من بیشتر غم میخورم مژده میدادی به پایان می‌رسد ایام غم من برای مژده‌های بی‌ثمر غم میخورم اولاً چون یوسف […]

به یاری هم میهنان زلزله‌زده بشتابیم/ اطلاعیه کانون نویسندگان ایران « در تبعید» و انجمن قلم ایران در تبعید/

اطلاعیه کانون نویسندگان ایران در تبعید انجمن قلم ایران در تبعید       به یاری هم میهنان زلزله‌زده بشتابیم جمع‌آوری کمک مالی مردم شرافتمند و عزیز ایران فاجعه زلزله در ایران، جان انسان‌های بسیاری را گرفته و به جمع بسیاری از آنان آسیب‌های فراوان رسانده است مردم زلزله‌زده میهن ما در شرایط بسیار دشواری […]

برای هم وطنان زلزله زده ام/ خالد بایزیدی (دلیر)

چندکوتاه سروده از:خالدبایزیدی(دلیر) برای هم وطنان زلزله زده ام ۱- برای اولین باربود که خدا را می دیدم: برای کودکانی می گریست که زیرآوار زار زار مویه می کردند واما پیمبران دروغگین اش درشهربازی با بچه هایشان سرگرم بازی بودند ۲- دیگرهرگز! به پدرم نمی گویم: برایم خانه ای بسازکه… در… پنجره… دیوار داشته باشد؟! […]

بیانیه کانون نویسندگان ایران به مناسبت زمین لرزه

بیانیه کانون نویسندگان ایران به مناسبت زمین لرزه شامگاه یکشنبه ، بیست‌ویکم آبان، در شهرها و روستاهای مجاور مرز ایران و عراق زمین لرزید و فاجعه‌ای دیگر رقم خورد. بنابر اخبار منتشر شده در رسانه‌ها، تاکنون صدها کشته، هزاران زخمی و ده‌ها هزار بی‌خانمان و بی‌سرپناه بر جای مانده است. این آمارِ در ساعت‌های آغازین […]

سروده‌ی یک یابو/ شعری از/ میرزا آقا عسگری (مانی)

سروده‌ی یک یابو چندی‌ست به بیگاری یابویی هستم بسته به گاری. سوارکار؛ تازیانه‌ام می‌زند گاری‌اش را می‌کَشم گاهی به یارانه، علوفه‌ام می‌دهد بد و بدتر تا خیمه و «خر»گاه‌اش را بکَشم به پیش و به پیشتر. درین کارزار چرخ‌های ارابه پنچر شده‌اند. تا دمی – کمی بیاسایم، شاید باید در پنجرگیریِ این خارزار خدا را […]

گزارش کانون نویسندگان ایران در تبعید/ شب بزرگ‌داشت زنده‌یاد علی‌اشرف درویشان / استکهلم- ۱۰ نوامبر ۲۰۱۷

گزارش کانون نویسندگان ایران در تبعید شب بزرگ‌داشت زنده‌یاد علی‌اشرف درویشان استکهلم- ۱۰ نوامبر ۲۰۱۷   شب بزرگ‌داشت علی‌اشرف درویشیان نویسنده محبوب کارگران، کودکان کار، محرومان و ستم‌دیدگان جامعه ایران، عصر جمعه دهم نوامبر ۲۰۱۷ در پایتخت سوئد – استکهلم، با حضور جمعی از ایرانیان مقیم این شهر برگزار شد. بهرام رحمانی مجری شب گرامی‌داشت، […]

این جا برقص …/ شعری از/ حسن حسام

این جا برقص … برای محمود صالحی و رضا شهابی و همه پرومته های در زنجیر                        حسن حسام   پیرِ ما گفت : به جز زنجیری بر دست و پای سهمی نداری              امیرِجدید !* پس ، دست افشان و پای کوبان                           برقص در میانه ی مستان و آواز تهی دستان سرنوشت خونبارت […]

نوش جان‌تان، به شرط این که…/ مسعود نقره کار

مسعود نقره کار   نوش جان‌تان، به شرط این که…     کتاب های برخی از نویسندگان تبعیدی درایران مخفیانه و”زیرزمینی” منتشر و”زیرمیزی” به فروش می رسند. انتشارآثارممنوعه سودهای فراوانی برای ناشران این گونه آثارداشته است. دراین میانه آنچه نادیده گرفته شده حقوقِ نویسنده وناشرتبعیدی ست. ****   ازشاه بیت های اندیشه و رفتارِشیخِ بنیانگذارِحکومت […]

علی اشرف درویشیان: «من سر سفره خون نمی نشینم»! / بهرام رحمانی

علی اشرف درویشیان: «من سر سفره‌ خون نمی‌نشینم»! بهرام رحمانی bahram.rehmani@gmail.com   علی اشرف درویشیان، نویسنده جسور سوسیالیست و عضو کانون نویسندگان ایران، روز پنج‌شنبه ۴ آبان ۱۳۹۶ برابر با ۲۶ اکتبر ۲۰۱۷، در سن ۷۶ سالگی بر اثر بیماری درگذشته است. شهناز دارابیان، شریک زندگی و رفیق همیشه همراهش، علت درگذشت درویشیان را نارسایی […]

من از شعر هم خسته‌ام دیگر/ شعری از / م. روان شید

من از شعر هم خسته‌ام دیگر م. روان‌شید   از شعر خسته‌ام از حوله‌های خیس و چشم‌های خیس و دست‌های خیس از خشونتِ دوران‌ام. از دوران‌ام خسته‌ام از دوران‌ام که نمی‌گذرد از این وهله‌ی به‌ناچارِ سنگین و سنگی. از سنگ‌ها که می‌پرند و می‌خزند و شخم می‌زنند جانِ جهان‌ام را _ خسته‌ام. از بو‌ی بهاری […]

پیامبر من/ شعری از/ فرشید خیرآبادی

پیامبر من « فرشید خیرآبادی »   فاخته! با من آیا سخن داری؟ بنشسته بر نرده های پنجره آگاهی آوردی؟ بگو! هوش دارم کنون از آنچه پیچیده است بگو! همه ی حال و حواسم با تو آیا زمستان رفته است؟ پیام از بهاران پیشکش داری؟ سر بجنبانی و دم نیز هم سخن آغاز کن دوست […]

گزارش مراسم خاکسپاری پیکر علی‌اشرف درویشیان/ کانون نویسندگان ایران

گزارش مراسم خاکسپاری پیکر علی‌اشرف درویشیان دوشنبه هشتم آبان در بهشت سکینه کرج با حضور انبوه مردم و اعضای کانون نویسندگان ایران پیکر علی‌اشرف درویشیان نویسنده‌ی نامدار و عضو برجسته‌ی کانون به خاک سپرده شد. درویشیان پس از یک دهه تحمل عوارض سکته مغزی سرانجام در چهارم آبان ۱۳۹۶درگذشت. با اینکه دوشنبه روز کاری هفته […]

شب که فرا می رسد…/ دوشعر از/ حسین زراسوند

  شب که فرا می رسد    شب که فرا می رسد من می مانم و چشمان پیر و نوررسِ این چراغ فرتوت پس پلک می بندم و می بینم با نگاهِ خیال و چراغِ رویا   جهان زیبا می شود   ۱۱ اوریل ۲۰۱۷     تورا دیدم   تو را دیدم تو را […]

کانون نویسندگان ایران در تبعید برگزار می کند/ شب بزرگداشت خاطره علی اشرف درویشیان

  کانون نویسندگان ایران در تبعید برگزار می‌کند شب بزرگ‌داشت خاطره علی‌اشرف درویشیان نویسنده توده‌های محروم مردم ایران در استکهلم کانون نویسندگان ایران در تبعید، در گرامی‌داشت خاطره گران‌قدر علی‌اشرف درویشیان، نویسنده توانای توده‌های محروم مردم ایران و از اعضای کوشا و پیگیر کانون، در استکهلم مراسم یادبود برگزار می‌کند. درویشیان با خلق آثار شکوهمند […]

روز همبستگی و وداع با علی اشرف درویشیان / کانون نویسندگان ایران

کانون نویسندگان ایران روز همبستگی و وداع با علی اشرف درویشیان دوشنبه ۸ آبان. ساعت ده صبح. گورستان بهشت سکینه. قطعه هفت ————————- اتوبان کرج/قزوین. کمالشهر. خیابان بهشت سکینه توجه : اعضای کانون نویسندگان ایران و دوستان  لطفا به اشتراک بگذارید  

بلندیِ بالا / شعری از/ عباس سماکار/ برای علی اشرف درویشیان

بلندیِ بالا همیشه دوست داشتم اینگونه ببینمت، ایستاده بر قامتی که عزمش پیدا ست و تا رفتی خیره ماندم به تصور و تصویر درونه ات به چین و چروک ها و آن لکه ها و پیس های چهره به بالا بلندیِ تا شده به بالای ایستاده گی درونت که چنین بود اعماقش *** عباس سماکار […]

علی اشرف درویشیان آرام گرفت/ م. روانشید

علی اشرف درویشیان آرام گرفت وقتی داشتیم گلشیری را به زمین می‌سپردیم بازویش را گرفتم و گفتم: خسته نباشی مرد! امروز دور از دروازه‌های شهر تهران ایستاده‌ام و برای علی اشرف درویشیان دست تکان می‌دهم و زیر لب زمزمه می‌کنم: زندگی ساده است ساعت ۲۵ که بیاید تو و من آرام می‌گیریم…

علی اشرف درویشیان، قلم فرودستان و زبان کودکان رنج و کار درگذشت/ بیانیه کانون نویسندگان ایران

بیانیه کانون نویسندگان ایران در باره درگذشت علی اشرف درویشیان علی اشرف درویشیان، قلم فرودستان و زبان کودکان رنج و کار و عضو برجسته‌ی کانون نویسندگان ایران، روز چهارم آبان درگذشت. او که نزدیک به نیم قرن پژواک صدای بی‌صدایان و تصویرگر سیمای بی‌چهره‌گان بود، در حالی برای همیشه چشم‌های نگرانش را برهم‌ نهاد که رویای […]

علی اشرف درویشیان از میان ما رفت / بیانیه کانون نویسندگان ایران «در تبعید»

با اندوه بسیار خبر یافتیم که علی اشرف درویشیان، نویسنده پرشور و مردم‌دوست که تمام عمر خود را در پیکار با پلیدی‌های نظام شاه و جمهوری اسلامی گذراند و با خلق آثار شکوهمند خود، زبانِ زندگی توده‌های محروم مردم شد از میان ما رفت. علی اشرف درویشیان از نویسندگان غرب ایران بود، اما همانند همه […]

عمو اشرف راحت بخواب/ سوگواره عمو جان علی اشرف درویشیان / بهروز عرب زاده (ب. وفا)

سوگواره عمو جان علی اشرف درویشیان   عمو اشرف راحت بخواب عمو اشرف خیلی با شرف تر از این حرف ها بود که واسه خاطر دو سه جین کتاب و مقاله و داستان و پژوهش که عمرشو گذاشته بود ، حتی واسه اون همه غریبی و بی پناهی و درد و رنج و فقر و […]

سوگوارۀ سایه های دل/ در اندوه درگذشت علی اشرف جان درویشیان ما / عباس سماکار

  سوگوارۀ سایه های دل در اندوه درگذشت علی اشرف جان درویشیان ما علی اشرف نازنین ما کنار پنجرۀ قصه نشسته است و خیره نگاه می کند به تصویر روزگارِ شکوهمندی که در دل و جانش خلیده ست. نگاه می کند به دوردستِ سرزمینی که زیستن زیر آسمان بلند آبی آن بازخواست ندارد. به جائی […]

خانه ی ما / داستان کوتاهی از کتاب « آبشوران» اثر علی اشرف درویشیان

خانه ی ما داستان کوتاهی از کتاب « آبشوران» اثر علی اشرف درویشیان آبشوران در برگیرنده ۱۲ داستان کوتاه علی اشرف درویشیان است که برای نخستین بار در سال ۱۳۵۳ از سوی نشر شبگیر راهی بازار کتاب شد و بارها از سوی ناشرانی چون روزبهان، خنیا ،سهند ،تاخ ،اشاره و در سال ۱۳۸۳ بدون هیچ […]