تنها نشانه / سعید یوسف

  تنها نشانه   در خانه ام یک سنبل سپید تنها نشانه از نوروز است او هم ولی به فکر فرار است انگار اسب وحشی نوروزی بیزار از این مهار است (سیمی که بوده چوب لباسی روزی)   دیوانه جان! چه جای گریز است؟ حتی اگر فرار کنی پایان این سقوط بر گوشه ای از […]

بهار که بازمی گردد / فرناندو پسوآ / ترجمۀ حسین منصوری

❑ بهار که بازمی‌گردد بهار که بازمی‌گردد شاید دیگر مرا بر زمین بازنیابد چقدر دلم می‌خواست باور کنم بهار هم یک انسان است به این اُمید که بیاید و برایم اشکی بریزد وقتی می‌بیند تنها دوست خود را از دست داده است بهار اما وجود حقیقی ندارد بهار تنها یک اصطلاح است حتا گل‌ها و […]

درباره شادی آغاز / برتولت برشت / ترجمۀ سعید یوسف

برتولت برشت / ترجمهٔ سعید یوسف   دربارۀ شادی آغاز   ای خوشا شادیِ آغاز! خوشا صبحِ زود! علفِ نو، هنگامی که کسی رنگِ سبز خاطرش‏ نیست چگونه‌ست. ای خوشا صفحۀ اول به کتاب از پسِ‏ دیرزمانی بودن در پیِ آن، حیرتِ حاصل از آن. خوب پس‏ مزمزه کن آن را، آهسته بخوان چون بزودی […]

زن / شعری از/ شیرکو بیکس/ مترجم خالد بایزیدی

شعری از:شیرکوبیکس(شاعرمعاصرکرد) ترجمه:خا لد بایزیدی(دلیر) «زن» تو تنها  یک روز نیستی توهمه ی سا لی!.. تو یک واژه و یک کتاب و یک تابلو نیستی!.. اگر دقیقه ای پیدا نباشی دل ساعت ازطپش باز می ایستد و خانه کورمی شود و خوشه گیاه های نورس می میرندو خیابان می گریدو کبوتران سیه پوش می شوندو […]

آپارتمان…/ دو شعر از/ سعید یوسف

آپارتمان   برای منظره ای بهتر برای قربتی افزون به آسمان و بهشت به برترین اشکوبه در برج مرتفع می روند و قیمتش را با بنگاهی طی می کنند   صبیّه بالکن اش را کوچک می یابد و حاج خانم در حال باز و بسته کردن اشکاف هاست و او در اندیشه ست:   اگر […]

نوروزتان پیروز…/ کانون نویسندگان ایران در تبعید و انجمن قلم ایران در تبعید

نوروزتان پیروز فریاد دادخواهی شما در گوش جهان پیچیده است   در بهاری که می‌رسد از راه به پرستو            به گل                    به سبزه درود   کارنامه تیره جمهوری اسلامی، نشانه یک تباهیِ ۴۰ ساله است. نشانه سرکوب آزادی و خفه کردن هر صدای برحق و مردمی‌ست. مردم جامعه ما در تمام سال‌های سلطه […]

٨ مارس بر همه ی کوشندگان جنبش آزادی زن فرخنده باد! / کانون نویسندگان ایران

در ٨ مارس سال ۱٨۵۷ زنان کارگر صنایع نساجی نیویورک به خیابان آمدند تا به شرایط غیرانسانی کار و زندگی خود اعتراض کنند. خون زنان کارگری که در آن روز بر سنگفرش خیابانهای نیویورک ریخته شد پس از صد و شصت سال هنوز گرم و تپنده است. نظام سرمایه‌داری و دستگاه‌های تحمیق و سرکوب آن […]

هشت مارس! / شعری از/ حسن حسام

هشت مارس! شعر : حسن حسام   آواز روشنت را فردا کدام زنجره می خواند با بال های بسته منقاری شکسته در ایرانِ قاریان ، قمری جان ! برگیسوان پر شکنت گُل نشانده اند؟ نه . تاج خاری بر سرت می گذارند با صلیب سرنوشتی عیسی وار، برشانه ات به جرم ِ آوازِ بی هماوازت: برابری […]

روسری و فروغ، من و خوئی عزیز/ سعید یوسف

روسری و فروغ، من و خوئی عزیز   نمی توان شجاعت این «دختران خیابان انقلاب» را دید و هیچ نگفت، یعنی دست خود آدم نیست، اگر آن آدم شاعر باشد. شعر کوتاهی روز ۱۰ فوریه ۲۰۱۸ (۲۱ بهمن ۱۳۹۶) نوشتم که برای برخی از دوستان فرستادم و در چند جا هم، از جمله در اخبار […]

کورش در آینه/ شعری از/ مجید نفیسی

کورش در آینه یک شعر مستند بر اساس «آوازها و داستان‌های خاور» درباره افسانه پادشاهی یک «خودکامه دادور» مجید نفیسی:   شنها را می‌توانم شماره کنم و آب دریاها را پیمانه بگیرم من صدای خاموشی را می شنوم و می‌دانم که مرد گنگ چه می‌گوید. هشدار! بوی تند سنگ پشت می‌‌آید با آن لاک استخوانی […]

روایت‌گری صریح و بدون حاشیه/ یادداشتی بر مجموعه‌ نقاشی‌های«دختران خیابان انقلاب» اثر م. روان‌شید/ دکتر مرتضی اسدی

روایت‌گری صریح و بدون حاشیه یادداشتی بر مجموعه‌ نقاشی‌های«دختران خیابان انقلاب» اثر م. روان‌شید دکتر مرتضی اسدی اسفند ۱۳۹۶   «دختران خیابان انقلاب» نام مجموعه نقاشی‌های مسعود امینی(م. روان‌شید) است. نمایشگاهی در خورِ تامل که با حساسیت هرچه تمام‌تر باید به تماشای آن نشست. روان‌شید در هیچ مدرسه یا دانشگاهِ هنرهای تجسمی‌ایی تحصیلات آکادمیک نداشته […]

پوتین های گل آلود/ به یاد حسین اخوت مقدم/ مجید نفیسی

پوتین‌های گل‌آلود به یاد حسین اخوت‌مقدم کفشهای کهنه‌ی کوه را می‌شویم و با سرانگشت پاک می‌کنم آجهای گل‌آلودشان را. ای گِل خشکیده! از کدام سرزمین می‌آیی و خاطره‌ی کدام گُل چنین خوشبویت کرده؟ آجهای درخشان زیر آفتاب به من لبخند می‌زنند. مجید نفیسی هفتم مارس هزار‌و‌نهصد‌و‌هشتاد‌و‌هفت

اینهمه لطف؟! / به بهانه هشتم مارس روز جهانی «زن» / پیرایه یغمایی

اینهمه لطف؟! به بهانه ی هشتم مارس روز جهانی «زن» پیرایه یغمایی   • براستی ما زنان معطل مانده ایم و نمی دانیم که اینهمه لطف و مهربانی و زبان آوری و نیک گفتاری و خوش سخنی و شیرین دهنی و و نکته پردازی و راز آمیزی را از سوی شاعران، اندیشه ورزان و سخن […]

شعر در ترجمه…/ پنج شعر از/ کِوِن پرون/ مترجم: اکرم پدرام نیا

«شعر در ترجمه به جسد مرده‌ی بیگانه‌ای می‌ماند که امواج به ساحل ما آورده‌اند.» مرد جوان دوست داشت این را بگوید، سپس، مکث کند تا استعاره ته‌نشین شود، برخی شنوندگان متفکرانه سر تکان دهند، و او به آن‌ها بگوید: حالا ترجمه‌ام از شاعر رومی ناشناسی را می‌خوانم، ورق‌هایش را زیرورو کند، سپس خیره شود به […]

شانه از میانه…/ دوشعر از / پویا عزیزی

شانه از میانه از میانه می‌گردد باز و راه برخورد را از میانِ خود چون رازی که ترکَش باید گفت در میانه می‌پوشاند   دشت که خشاب از درخت دارد مسلسلِ باد را در میانه می‌گرداند   چه حرفی دارم من که حتی اگر باران باشم از خاکِ سبزِ تو گندمی نمی‌رویانم   من که […]

رنج / شعری از/ رضا اکوانیان

رنج رضا اکوانیان   از من می‌خواهند شعرهایی فریبنده بگویم و نمی‌دانند کسی که در رنج استخوان ترکانده زبان که باز کند جوانه را بر شاخه می‌خشکاند.   از من می‌خواهند در شعرهایم از قطار و معشوقه‌های رفته بگویم از عاشق‌های جر خورده‌ای که بر نیمکتی در ایستگاه نشسته‌اند؛ این‌ها را با چشم‌هایشان می‌خواهند؛ می‌پذیرم […]

جای خالیِ اِدی/ شعری از / مجید نفیسی

جای خالیِ اِدی* امروز باران, خون تو را می‌شوید و از سنگفرش خیابان پاک می‌کند. تنها لبخندِ آفتابی توست که همچنان بجا‌می‌ماند و چوب بلند بیسبالَت که به دیوار تکیه داده و کوله‌ی سنگین کتابهایت که منتظرِ شانه‌های توست. نفرین بر دستی که تفنگ را آفرید نفرین بر دستی که آنرا پشت شیشه نهاد و […]

مدرسه انقلاب/ شعری از/ سعید یوسف

مدرسه ی انقلاب مداد، مسئله اش انتشارِ آگاهی ست مرامِ دفترِ کاهی برابری خواهی ست مداد چرخد و هر سو دَوَد به هر صفحه که ازدیادِ خطوط از کمالِ آگاهی ست ببین صفی ز اَلِف های انقلاب اینجا به سوی دالِ دژِ دشمنان ما راهی ست ببین به سرکشِ این کاف ها: چو روسری ای […]

سرود پگاه/ شعری از / نِوزَت چلیک / بهروز عرب زاده (بهروز وفا)

نِوزَت چلیک ( شاعر، نویسنده متولد ۱۹۶۰ بایبوت ترکیه ) در حالی که در سال ۱۹۸۰ دانشجوی سال اول دانشکده هنرهای زیبا بود در جریان اعتراضات و جنبش های مدنی و سیاسی چپ گرایان بازداشت و در زندان های مِتریس و بایرام پاشای استانبول با درخواست اعدام ، مدت ها تحت محاکمه قرار می گیرد […]

چهار شعر از/ وین کوین او جیبوایی / خالد بایزیدی (دلیر)

چهارشعراز:وین کوین او جیبوایی(شاعرکانادایی)اتاوا ترجمه:خالدبایزیدی(دلیر) ۱- عمرفصل ها به پایان خود رسیده اند گاهی که سالهای زودگذر به جا پای زمان راه افتاده اند ما دوباره زنده خواهیم شد تا اینکه بار دیگر درآن فصل ها که می آیند ومی روند به همدیگربرسیم ۲- مدتها ی طولانی است که به شب می اندیشم چشم هایم […]

داستانهای من رویاهای من نیستند

من قصد دارم در این گفتار روال معمول سخنرانی را کمی به‌هم بزنم. و به جای خواندن یک متن درباره‌ی درویشیان، در همین وقتی که در اختیار من گذاشته شده، بگذارم درویشیان خودش از طریق نوشته‌هایش با ما حرف بزند.

“شدن” در “رخداد” تعیین کننده ی “دیماه ۹۶″؛ / تجلیِ “سوبژکتیویتیِ ایرانی” / مهین میلانی

“شدن” در “رخداد” تعیین کننده ی “دیماه ۹۶″؛ تجلیِ “سوبژکتیویتیِ ایرانی”   مهین میلانی صدای مارکس از ته قبر بلند شنیده می شود از زبان “ایران” در قرن بیست و یکم، صدایی که می  گوید من چیزی می بینم که شما نمی بینید، من چیزی می بینم که با آنچه یک ساعت پیش می دیدم، […]

تمرین مدارا / شعری از / سعید یوسف

      سعید یوسف   تمرین مدارا (با یاد محمد مختاری)   شعرم شنید و از سر مهر آن عزیز گفت شعری ست خوش، ولی ز معایب بری نبود گفتم که روشن است، که این شعر بنده بود، از حافظ و نظامی و از انوری نبود گفتا نه، عیب جای دگر بود، ور نه، […]

در بازگشت به یک نقد/ (بیضائی و “فتحنامۀ کلات”) / هایده ترابی

در بازگشت به یک نقد (بیضائی و “فتحنامۀ کلات”)   نزدیک به سه دهه پیش در نقدی که بر اثر و آثاری از بهرام بیضائی نوشته بودم و در فصل کتاب (لندن) به چاپ رسید، به ضعفها و لغزشهائی ادبی و هنری پرداختم. در آنجا اشاره‌ای هم به “صبغۀ نژادپرستانه” و “ایران‌گرائی شدید” در کارهای […]

صد و پانزدهمین سال تولد صادق هدایت فرخنده باد / حسین افصحی

صد و پانزدهمین سال تولد صادق هدایت فرخنده باد/حسین افصحی فوریه ۸, ۲۰۱۸ | جلد, هنر | به انگیزه اجرای مرده خورها و محلل در تورنتو “… رویهمرفته در ترجمه احوال من چیز درخور ملاحظه ای وجود ندارد. هیچ واقعه شایان توجه در زندگی من رخ نداده است. من نه مقام مهمی دارم و نه دیپلم موثری، من هرگز […]

زنگی های گود قدرت/ پنجره ای متفاوت بر تاریخ اجتماعی ایران/ پیرایه یغمایی

زنگی های گود قدرت پنجره ای متفاوت بر تاریخ اجتماعی ایران چهار شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۶ – ۳۱ ژانویه ۲۰۱۸ عصر نو http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=43150 پیرایه یغمایی بی گمان کتاب «زنگی های گود قدرت» یکی از آثار ارزشمندی است که در سال های اخیر به بازار کتاب عرضه شده و اگر چه از آثار برون مرزی است، اما اعتبارش فقط شامل […]

گزارش برگزاری مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران

گگزارش برگزاری مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران مجمع عمومی عادی سالانه‌ی کانون نویسندگان ایران روز جمعه ۱۳ بهمن در منزل یکی از اعضا برگزار شد. این مجمع باید شهریور ۱۳۹۵ تشکیل می‌شد؛ اما روز برگزاری با یورش ماموران امنیتی به محل مجمع، متوقف ماند. چند ماه بعد هیئت دبیران برای تکمیل اعضای خود ناچار شد […]

نمی شود زگذشت زمان فرار کنیم…/ شعری از/ سعید یوسف

نمی شود ز گذشتِ زمان فرار کنیم زیاد می شود این سال ها، چکار کنیم؟ نمی شود بگذاریم ماسک بر صورت و هرچه موی سفید است استتار کنیم گزیر نیست ز پیری، نمی شود آن را، فقط اگر دلمان خواست، اختیار کنیم! بر او چگونه بشوریم؟ شاه و قیصر نیست که از مقام خودش عزل […]

فقر / شعری از پابلو نرودا / ترجمه به کردی: خالد بایزیدی (دلیر)

فقر پابلو نرودا ترجمه به کردی: خالد بایزیدی (دلیر) تو نمی‌خواهی، تو ترسیده‌ای از فقر، تو نمی‌خواهی قدم در خیابان بگذاری با کفش‌های کهنه و به خانه بازگردی با همان پیراهن. محبوب من، ما آن‌گونه که ثروتمندان می‌گویند نگون‌بختی را دوست نداریم. ما آن را چون دندانی پوسیده که تا به امروز زخم بر قلب […]

مرگ نهنگها/ شعری از/ مجید نفیسی

مرگ نهنگها باز هم نهنگی تنها در پایابها مرده و یارانش مویه‌کنان خود را به ساحل می‌رسانند تا در کنارش بمیرند. به آنها می‌گویم: بزرگان! یارِ مرده را به کرکسان بسپارید و پیش از اینکه مرگ از شما مُرداری بسازد به آبهای آزاد بازگردید. نهنگهای به‌شن‌نشسته اما از شورِ مرگ لبریزند و در مردن از […]

تقدیم به قهرمان شهید راه وطن، فرزند سیزده ساله ام آرش صادقی / بهروز عرب زاده (وفا)

تقدیم به قهرمان  شهید راه وطن ،  فرزند سیزده ساله ام آرش صادقی   آ زا »  که نگفته دی» بود که گفتم نشان به آن نشان که سربی لغزید پهلوی من گقتند : کشتند مادرم گفت : آ آ آ آ آرش کمان شد افتاد آسمان تیره بود  و زمستان سرد جغد پیر کشیده عبای سیاه […]

تبعید/ شعری از/ کتایون آذرلی

تبعید   روی کلمات نشسته ام خوابیده ام ایستاده ام و حروف الفبای تکیه گاهم اند بالا نور پایین تاریکی و میان این دو حبابی ست که آن هم به زودی غیر قابل سکونت می شود غیر قابل سکونت می شوم غیر قابل سکونت می شوی و واقعیت از همان ابتدا باید کتمان می شد […]