آخرین شعر شیرکو بی کس، ترجمه از بایزیدی

«من وتنهایی»  می بینم: در واپسین دم من وتنهایی با هم می‌مانیم او آتش سیگارش خاموش می شود من نیز… تا همیشه به خواب ابدی خواهم رفت؟!  ترجمه از خالد بایزیدی (دلیر) ——————  متن اصلی شعر به‌زبان کوردی «من وته نیایی»  له به رچاومه دواجار من وته نیایی پیکه وه ده مینیته وه ئه وئاگری […]

زایش دختر، شعر و ترجمۀ شعر از خالد بایزیدی (دلیر)

شیعرله:خالیدبایه زیدی(دلیر) «کچ بوون…؟! له چول وده شتیکی قاقردا من له دایک بووم هه رله وکاته وه به بیشکه ی خه م وپه ژاره وه رایان ژاندم هه رچی بزه وپیکه نین بوو له بیشکه که م دا به ده سته بچکوله وخنجیلانه که م ناشت…؟! ئه وکات که چاوه فرمیسکه کانم هه لینا دایکم […]

اطلاعیه کانون نویسندگان ایران « در تبعید»

کانون نویسندگان ایران «در‌تبعید»، به منظور تحقق بخشیدن به اهداف و آرمانهائی که در منشور و اساسنامه‌اش تصریح شده است، ستون و یا بخشی را به نام «به زبان مادری» در تارنمای رسمی کانون به چاپ و نشر آثار فرهنگی و هنری نویسندگان، شاعران و اهل قلم ایرانی که به زبانی غیر از زبان فارسی […]

دو شعر از لطیف هلمت، ترجمه از خالد بایزیدی

شعر اول «.اشتباه کردن» گاهی درنمایشگاهی تاریک تابلوی دختری عریان صدایم می زند مرامی بوسد من نیزمی بوسم اش مرابسوی باغچه نمایشگاه میبرد گرم گفتگوی هم…گم می شویم نمی دانیم به کجامی روئیم ازهمه چیز می گوئیم تابه حال چنان چیزی ندیده ایم باهمدیگرمی نشینیم عکس یکدیگررامی کشیم نمی دانیم کی هستیم یاکجائیم می دویم […]

شعری از:رزگارعمر، شاعرمعاصرکرد، ترجمه از خالد بایزیدی (دلیر)

 شعری از:رزگارعمر(شاعرمعاصرکرد) ترجمه:خالدبایزیدی(دلیر)   «نظم نوین جهانی» زندگی پائیری بسیارچرکین وبی حیاست ازمن قهرمکن… که به جای خرده نان شیراندوه وغم به خوردکودکم می دهم اینکه تقصیرمن نیست گل ام! چه بسیارگشتم کوچه وخیابان وبازارهای آدم فروشان اماهیچ چیز برای تغذیه ی کودکم نیافتم برای شستن سروصورت این زندگی حتی لیوانی ازاشکهایم رانیز نتوانستم بخرم  […]

دو شعراز:رفیق صابر(شاعرمعاصرکرد)

دو شعراز:رفیق صابر(شاعرمعاصرکرد) ترجمه:خالدبایزیدی(دلیر) تقدیم به مبارزانی که بر چوبه‌های دارسبزاندواستوار    «دیارم» دیارم صدها سال است خون می کارد پیراهن آتش به تن نوه‌هایش می‌کند پنجه‌هایش را به خون عزیزانش آراسته است عزیزم مویه مکن! ها… این نمایشگاه خون است بیا خون دلدارت را بشناس… اینهایند شهیدانت… با سربلندی سر از مزارشان برون آورده‌اند […]

سرزمینم و ….اشعاری از عبدالله پشیو، ترجمۀ خالد بایزیدی (دلیر)

دکتر عبدالله پشیو در سال۱۹۴۶در روستای بهکر«بیرکوت»ازتوابع شهرستان اربیل«هه ولیر» واقع در شمال کردستان عراق پا به عرصه وجود نهاد که بعدها در اشعارش آن مکان را مکان رنج و بی عدالتی و ظلم و ستم عنوان کرد. پشیو دوران ابتدایی ومتوسطه را درهمان شهر به پایان رساند تا دهه‌ی۱۹۷۰در کشورهای روسیه، لیبی و سویس به […]

مانیفست کوبانی، شعری از عبدالله پشیو، ترجمۀ مشترک از بایزیدی و صفی زاده

  مانفیست کوبانی نوشته دکترعبدالله پشیو(شاعرمعاصرکرد) ترجمه:خالدبایزیدی(دلیر)ودکترفاروق صفی زاده(بوره که یی)   مانفیست کوبانی زخم شنگال شب و روز رابه هم می زند بایدروزی درد ازتوان بیفتد اما نباید هیچ وقت التیام پیداکند مانندشانه های آل و بختک هستند. شبهاپیشت می آیند روی سینه ها سوار می شوند و بر صورتت چنگ می اندازند اکنون […]

هفت شعر از شیرکو بی کس، ترجمۀ خالد بایزیدی (دلیر)

«نقاشی»   چهارکودک…   ترک و فارس   و عرب و کرد   مردی را به تصویرکشیدند   اولی: سرش را کشید   دومی: دستان‌اش   سومی: اعضاء و پاهایش   و چهارمی: اسلحه‌ای به شانه‌اش آویخت.   ***       «ساعت»   کنارت که می آیم   ساعت ازدست زمان   می گریزد […]