حکم جعلی صادر شده علیه سه نویسنده «رضا خندان مهابادی، بکتاش آبتین و کیوان باژن» را محکوم می‌کنیم / بیانیه مشترک کانون نویسندگان ایران در تبعید و انجمن قلم ایران در تبعید

حکم جعلی صادر شده علیه سه نویسنده «رضا خندان مهابادی، بکتاش آبتین و کیوان باژن» را محکوم می‌کنیم رژیم جمهوری اسلامی ناتوان از پاسخگویی به نیازهای اساسی مردم بار دیگر در برابر آزادی خواهی و دادگری، چنگ و دندان نشان داد ، سه نویسنده و شاعر از هموندان کانون نویسندگان ایران را با اتهام‌های جعلی […]

زخمی‌ترین گوزن فلات / به یاد سعید سلطانپور / حسین دولت‌آبادی

زخمی‌ترین گوزن فلات حسین دولت‌آبادی «برگ خشکی را بیاد آر[۳] که در بادها می‌رود و بگو: تو هرگز بادها را نشناختی تو عاشق بادها بودی. . به یاد سعید سلطانپورکه، در ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ تیرباران شد. منکوب دنیای بیگانه، تنها و مضطرب، در راهروهای پیچاپیچ مترو پرسه می‌زدم که دوباره او را در برابرم دیدم […]

مهاجر غیر قانونی / شعری از / سعید یوسف

سعید یوسف مهاجر غیر قانونی مهاجرست و غیر قانونی ست و ایستاده همین روبرویم بدون ترسی از من و برق چاقویم. نه از سواحل عاج است نه از مراکش و لیبی نه از نوار غزه ست عبور شاخه ی سیب است از حصار همسایه به سوی خانه ی من، بی جواز و تذکره ای، و […]

قصیده‌ی ناتمام / شعری از / یوسف عزیزی بنی‌طرف

یوسف عزیزی بنی طرف قصیده ناتمام در سوگ سعید سلطان پور   مصلوب را بنگرید امشب برفراز فلات برجلجتای شکنجه بربام ماه نظر دوخته است غلغله شورانگیزی است باده نوشان سرمدی در میخانه تاریخ بر هفت آسمان چنگ مستانه می زنند شاعران مادران شعری برای ستاره بگویید سبز و زلال قصیده ناتمام قرون را با […]

چند رباعی از اسماعیل خوئی

چند رباعی از اسماعیل خوئی گر پیر نگردیم و نمیریم همه؟             ۱ پاداشِ‌تو، در جوانی، از رنج وشکنج نام است ومقام، اگر بخواهی، یا گنج. در پیری ات، امّا، نفسی هم که کشی، رنج از پیِ رنج آرَد و رنج از پیِ رنج. ۲ چون یاد کنی ز کامرانی […]

در کشوری که نویسنده و هنرمند آزاد نباشد هیچ کس آزاد نیست! / (۱۸ سال زندان برای سه عضو کانون نویسندگان ایران) / بهرام رحمانی

در کشوری که نویسنده و هنرمند آزاد نباشد هیچ کس آزاد نیست! (۱۸ سال زندان برای سه عضو کانون نویسندگان ایران) بهرام رحمانی bahram.rehmani@gmail.com در شرایطی که انواع و اقسام بحران‌های اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک سراسر جامعه ایران را فراگرفته و حتی شبح جنگ نیز در بالای سر جامعه ایران به پرواز درآمده است؛ در […]

گلدان شکسته / به یاد ریچارد بیبن / شعری از / مجید نفیسی

مجید نفیسی گلدان شکسته به یاد ریچارد بیبن* یکبار زنگ در را زدی به پیشوازت آمدم تا دمِ دروازه. گفتی: “نگاه کن! گلدانت شکسته.” گلدانِ بزرگِسفالی از میان ترک خورده بود و ریشه‌های گلی را نشان می‌داد که سالها در آستانه‌ی خانه‌ام به همسایگان خوشامد گفته بود. با هم بلندش کردیم و به بازیافتدان بردیم. […]

گــیرها و گــیرنماها / ابراهیم هرندی

ابراهیم هرندی گــیرها و گــیرنماها هرجامعه گیرهایی دارد و گیرنماهایی. گیرها نشانه های گرفتاری های حقیقی در جامعه است و گیرنماها، نمادهای ساختگیِ گرفتاری های دروغین. مرادِ من از گیرِهای اجتماعی، گرفتاری های تنش زایی ست که ذهنِ بخش بزرگی از مردم را درگیر خود می کند و می تواند خشونت زا باشد. این گرفتاری […]

دو شعر از / احمد نیک‌آذر

احمد نیک‌آذز (یک) اتفاقی در حال شدن حسی غریبانه حس بدی از تو نفرت /کینه انتقام نه, انتقام .نه نفرت کینه .آری و اکنون از تدفین خاطره هایت باز میگردم با حسی غریبانه همراه با موجی از آرامش در هوایی تازه از احســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاس وتولدی دیگر در قاب آینه ها با تصاویری تمام قـــــــــــــــــــــــــــــــــد تا انتهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا […]

تصور و شعر! / شمی صلواتی

تصور و شعر! ٭٭٭ های رفیق ! قلب مهربانت را که همچون دشت بیکران! در آن چشمه های زلال جاریست در رقص قلمت چون اسب طناز ‌ [ من به تصویر می بینم ٭٭٭ شعر را مث باران به ساز باد در ذهن و قلب باید به مهمانی شب برد تا تصور زیبایی قلب ت […]

روسپی‌گری / شیرکو بیکس / ترجمه‌ی خالد بایزیدی (دلیر)

«روسپی گری» شیرکو بیکس ترجمه:خالدبایزیدی(دلیر) درخیابان مرکزی پیرهن اش رابالاکشید و فریادبرآورد من فقط تن خودرا می‌فروشم فقط خودم و بس! اما در این خیابان می بینم: کسانی راکه جسم کوه و جسم دشت وجسم باغچه و جسم آفتاب وباران رافروخته اند بی باک …. بر روی صندلی حیثیت وشرافت این سرزمین نشسته اند….!

دیدار ماه / شعری از / مجید نفیسی

مجید نفیسی دیدار ماه گاهی با ماه دیدار می‌کنیم و آنگاه از یاد می‌بریم که آن بالا نشسته است و به ما می‌نگرد. پانزده‌ساله بودم که ماه را در شنزارهای بیابانک یافتم. از نائین به جندق می‌رفتم نشسته با کارگری پشت وانت بار و اولین سیگار خود را می‌کشیدم. در مهتاب هر تل شنی به […]

تابلوی مارتین / شعری از / کوچرابوبکر / ترجمه‌ی خالد بایزیدی (دلیر)

شعری از:کوچرابوبکر(شاعرمعاصرکرد) ترجمه:خا لد بایزیدی(دلیر) «تابلوی مارتین» ژانویه است می خواهم به خانه بروم درتابلو .رودخانه دارد یخ می بندد دانه ی لوبیای محلق مانده روی آب افتاده این منم دردیگ تاریخ درمیان انبوه شماره ها راه می روم هفتصد وسی ویک روز خانه ام را پیدا نمی کنم… کودکان در کوچه ها دوچرخه سواری […]

با زنگِ قوافی / شعری از / سعید یوسف

با زنگِ قوافی پیکیم و سفیرِ آفتابیم روزن بگشای تا بتابیم در بر کش و گِردِ خویش می گیر رختیم که خشک بر طنابیم از شاخ بچین، که ما رسیدیم: زان دیررسانِ دیریابیم دریاب کنون، که روزِ دیگر از شاخه فتاده و خرابیم یاران به ره اند و ما هم از پی هر سو که […]

بارِ یک دار / با یادِ استاد حشمت مؤید / شعری از / سعید یوسف

سعید یوسف بارِ یک دار * با یادِ استاد حشمت مؤید چه نازید از تبار، ای اهلِ عالم! ز یک دارید بار، ای اهلِ عالم! و گر چون برگ بسیارید، باشید هم از یک شاخسار، ای اهلِ عالم! درختی را دو نیمه کی توان کرد به دیوار و حصار، ای اهلِ عالم؟ گر از چینید […]

گزارش تصویری از برنامه‌ی نکوداشت حضور اسفندیار منفردزاده در اورلندو

این نکو داشت با حضور: مسعود نقره کار ( نویسنده و پژوهشگر) ، شهرام آذر ( سندی) ( آهنگساز و خواننده و کارشناس موسیقی) ، ساسان دُسی (منتقد فیلم) و فیروز مؤمن ( دی-جی و خواننده ) در شهر اورلندو – فلوریدا برگزار شد https://www.facebook.com/massoud.noghrehkar.1/videos/2278612622399522/ Massoud Noghrehkar از برنامۀ نکوداشت حضور اسفندیارمنفرد زاده در اورلندو […]

بتاز، شعرِ منا! / شعری از / اسماعیل خوئی

اسماعیل خوئی بتاز، شعرِ منا! نشسته ام که بیایی مرا ز من ببری: که، یعنی، از همه هرگونه انجمن ببری! نمی شود برهانی مرا ز«ما» بودن: جز این، همین، که بیایی مرا ز من ببری! پراکنیده ترم از سفالِ خُرد شده: چگونه می شودم سوی بند زن ببری؟! رسیده جان به لب ام: زودتر بیا، […]

خاک‌های مرده / شعری از / منوچهر دوستی

منوچهر دوستی خاک‌های مرده بزرگ‌ترین ردی که دارم دست‌های تو و پیچک هایی اند که در خاک‌های مرده آواره شدند. چرا مرا کوچک نوشتند و خورشید را تاریک تا من نه قدی بیاندوزم ونه سایه‌ای که جای بازی و گریزی داشته باشم چرا مرا معکوس آفریدند و دست‌هایم همیشه و هنوز در قرن بیست و […]

معرفی کتاب « بهای آزادی » گفتگو با رضا خندان (مهابادی) / بهرام رحمانی

معرفی کتاب: بهای آزادی گفتگو با رضا خندان (مهابادی) چاپ و نشر از “کتاب ارزان” کانون نویسندگان ایران یک نهاد مستقل و غیردولتی متشکل از نویسندگان، مترجمان، ویراستاران، هنرمندان و پژوهشگران است. این کانون در سال ۱۳۴۷، رسماً با هدف تشکل‌یابی صنفی نویسندگان و مبارزه با سانسور اعلام موجودیت کرد. کانون نویسندگان و اعضای آن […]

تو و فـوّاره‌های درهمِ خون / شعری از / ابراهیم هرندی

ابراهیم هرندی تو و فـوّاره‌های درهمِ خون   وطن ای خاطـراتِ زنـگاری وطن ای خواب های تکراری وطن ای با من و جدا از من در پگاهانِ خواب و بیـداری ای شرار نگاه‌های خموش در دل قاب‌ های دیواری یادِ گوش و کنارِ تو در من همه پَرهیبی از پری واری جامِ لبـریزِ آسـمانِ کـویـر […]

چهارمین نمایش‍‍گاه کتاب تهران بدون سانسور در کشورهای اروپا، کانادا و آمریکا / با حضور ناشران مستقل خارج از کشور

چهارمین دوره نمایشگاه کتاب تهران بدون سانسور از ۲۷ آوریل تا ۲۰ می در شهرهای اروپایی، کانادا و آمریکا، با حضور نویسندگان، مترجمان، ناشران و دست اندرکاران چرخه تولید کتاب برگزار می‌گردد. این نمایشگاه‌ها با هدف دفاع از آزادی اندیشه و بیان و در مقابله با سانسور دولتی کتاب در ایران سازمان داده شده‌اند. شرکت […]

دارکوب اضطراب / یادداشتی بر داستان بلند دارکوب اثر حسین دولت‌آبادی / ساناز اقتصادی‌نیا

دارکوب اضطراب ساناز اقتصادی‌نیا در هشتمین یادداشت از مجموعه یادداشت‌هایم درباره ادبیات بدون سانسور، به داستان بلند «دارکوب» اثر حسین دولت‌آبادی پرداخته‌ام. این کتاب به همت نشر تنفس « نشر ناکجا» در فرانسه، برای دومین بار در سال دوهزاروشانزده میلادی منتشر شده است. «دارکوب» را از آن رو داستان بلند می‌نامم و نه رمان، که […]

شاعر ایرانی / شعری از / اسد رخساریان

اسد رخساریان شاعرِ ایرانی   گفت آمد شاعری شراب زده نقشِ پیغمبران بر آب زده هم برانگیخته ست وسوسه ها هم بر اسبِ هوس رکاب زده حسِّ خود را به پرده های خیال همچو رنگ های آفتاب زده از سرِ خود شنیده هایش را بر تنِ غزل و شعرِ ناب زده لذّتِ بوسه را از […]

گزارش رونمایی کتاب «اندیشه‌های کارل مارکس در قرن بیست و یکم» نوشته «بهرام رحمانی» در کپنهاک و مالمو / کاوه دادگری

گزارش رونمایی کتاب «اندیشه‌های کارل مارکس در قرن بیست و یکم» نوشته «بهرام رحمانی» در کپنهاک و مالمو کپنهاک: شنبه ۱۳ آوریل ۲۰۱۹ با شعری آغاز می‌کنم از پل الوار که بهرام در سرآغاز بیانیه‌ای تحت عنوان “از کانون نویسندگان ایران و اعضای آن حمایت کنیم” آورده است در تاریخ سی‌ام دی‌ماه ۱۳۹۷- بیستم ژانویه […]

“ما نویسنده‌ایم”، کی می‌خواهید بفهمید آقایان؟! / مسعود نقره‌کار

“ما نویسنده‌ایم”، کی می‌خواهید بفهمید آقایان؟! مسعود نقره‌کار ۱ خبر این است: ” رضا خندان (مهابادی) و بکتاش آبتین از اعضای هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران، و کیوان باژن که در دوره‌ی قبل عضو هیئت دبیران بود، به اتهام “تبلیغ علیه نظام” و “اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی” روز هفتم اردیبهشت […]

دو همسایه / شعری از / مجید نفیسی

دو همسایه صبح که از پله‌نوردی برمی‌گشتم او را دیدم که به راهنوردی می‌رفت شتابان و دست‌تابان: “آقا زرنگه داره برمیگرده خانم تنبله تازه داره میره.” ما هر دو از وطن گریخته‌ایم همسرانمان را از دست داده‌ایم و با تنها پسرانمان همخانه‌ایم. حالا او آن پائین در خانه‌اش دارد به سفارشهای مشتریان روی پیام‌گیر گوش […]

بانوی ما / شعری از / سعید یوسف

  سعید یوسف بانوی ما   (۱) سکوت طولانی و قرن ها سرکوب و بعد زبانه ها به زبان آمدند و گوژپشت، هیولای شعله ور، به روی بام اش لهیبِ شهوتِ منکوب در آستانه ی انزالِ نتردام اش و آسمانِ غروب به کارِ آتشبازی به شادمانیِ پیوندِ پر شکوه میانِ آتش و چوب. (۲) مگر […]

یک طنز سیاسی از / حمیدرضا رحیمی

طنز سیاسی از میان مکتوبات فدوی طنز نوشته های هفتگی حمیدرضا رحیمی www.hazl.com آکادمی چفیه مالی ۲۹ /Academy award   هر آنکه بیخبر از فن خایه مالی شد دچار زندگی پست و نان خالی شد بهل بمیرند آن صاحبان عزت نفس که پشت شان همه از بار غم هلالی شد میرزاده عشقی فدوی شدیداً مباهی […]

‍چند شعر از / حمیدرضا رحیمی

چند شعر از: حمیدرضا رحیمی www.hazl.com این ستاره است، یا توئی که می خندی؟ و اینهمه گل راستی، کی روئیده اند در این گلدان کوچک؟ و نام من، کی بیاد آن پرنده افتاد؟ *** باری همه چیز، بگونه ای نگران کننده، زیباست!…. *************** منظره تصویرم دارد، در آب دست و پا میزند؛ و جوانی ام، […]