به یاری هم میهنان زلزله‌زده بشتابیم/ اطلاعیه کانون نویسندگان ایران « در تبعید» و انجمن قلم ایران در تبعید/

اطلاعیه کانون نویسندگان ایران در تبعید انجمن قلم ایران در تبعید       به یاری هم میهنان زلزله‌زده بشتابیم جمع‌آوری کمک مالی مردم شرافتمند و عزیز ایران فاجعه زلزله در ایران، جان انسان‌های بسیاری را گرفته و به جمع بسیاری از آنان آسیب‌های فراوان رسانده است مردم زلزله‌زده میهن ما در شرایط بسیار دشواری […]

برای هم وطنان زلزله زده ام/ خالد بایزیدی (دلیر)

چندکوتاه سروده از:خالدبایزیدی(دلیر) برای هم وطنان زلزله زده ام ۱- برای اولین باربود که خدا را می دیدم: برای کودکانی می گریست که زیرآوار زار زار مویه می کردند واما پیمبران دروغگین اش درشهربازی با بچه هایشان سرگرم بازی بودند ۲- دیگرهرگز! به پدرم نمی گویم: برایم خانه ای بسازکه… در… پنجره… دیوار داشته باشد؟! […]

بیانیه کانون نویسندگان ایران به مناسبت زمین لرزه

بیانیه کانون نویسندگان ایران به مناسبت زمین لرزه شامگاه یکشنبه ، بیست‌ویکم آبان، در شهرها و روستاهای مجاور مرز ایران و عراق زمین لرزید و فاجعه‌ای دیگر رقم خورد. بنابر اخبار منتشر شده در رسانه‌ها، تاکنون صدها کشته، هزاران زخمی و ده‌ها هزار بی‌خانمان و بی‌سرپناه بر جای مانده است. این آمارِ در ساعت‌های آغازین […]

سروده‌ی یک یابو/ شعری از/ میرزا آقا عسگری (مانی)

سروده‌ی یک یابو چندی‌ست به بیگاری یابویی هستم بسته به گاری. سوارکار؛ تازیانه‌ام می‌زند گاری‌اش را می‌کَشم گاهی به یارانه، علوفه‌ام می‌دهد بد و بدتر تا خیمه و «خر»گاه‌اش را بکَشم به پیش و به پیشتر. درین کارزار چرخ‌های ارابه پنچر شده‌اند. تا دمی – کمی بیاسایم، شاید باید در پنجرگیریِ این خارزار خدا را […]

“آوای تبعید” شماره ۳ منتشر شد

“آوای تبعید” شماره ۳ منتشر شد سومین شماره “آوای تبعید”، ویژه نامه تئاتر است. تئاتر تبعید و یا برونمرزی؛ هر نامی که بخواهد بر خود داشته باشد، در نزدیک به چهار دهه گذشته، بخش بزرگی از فعالیت‌های هنری ایرانیان را در خارج از کشور به خود اختصاص داده است. کم و کیف کار و گستره […]

گزارش کانون نویسندگان ایران در تبعید/ شب بزرگ‌داشت زنده‌یاد علی‌اشرف درویشان / استکهلم- ۱۰ نوامبر ۲۰۱۷

گزارش کانون نویسندگان ایران در تبعید شب بزرگ‌داشت زنده‌یاد علی‌اشرف درویشان استکهلم- ۱۰ نوامبر ۲۰۱۷   شب بزرگ‌داشت علی‌اشرف درویشیان نویسنده محبوب کارگران، کودکان کار، محرومان و ستم‌دیدگان جامعه ایران، عصر جمعه دهم نوامبر ۲۰۱۷ در پایتخت سوئد – استکهلم، با حضور جمعی از ایرانیان مقیم این شهر برگزار شد. بهرام رحمانی مجری شب گرامی‌داشت، […]

این جا برقص …/ شعری از/ حسن حسام

این جا برقص … برای محمود صالحی و رضا شهابی و همه پرومته های در زنجیر                        حسن حسام   پیرِ ما گفت : به جز زنجیری بر دست و پای سهمی نداری              امیرِجدید !* پس ، دست افشان و پای کوبان                           برقص در میانه ی مستان و آواز تهی دستان سرنوشت خونبارت […]

نوش جان‌تان، به شرط این که…/ مسعود نقره کار

مسعود نقره کار   نوش جان‌تان، به شرط این که…     کتاب های برخی از نویسندگان تبعیدی درایران مخفیانه و”زیرزمینی” منتشر و”زیرمیزی” به فروش می رسند. انتشارآثارممنوعه سودهای فراوانی برای ناشران این گونه آثارداشته است. دراین میانه آنچه نادیده گرفته شده حقوقِ نویسنده وناشرتبعیدی ست. ****   ازشاه بیت های اندیشه و رفتارِشیخِ بنیانگذارِحکومت […]

نشر کتاب ارزان-استکهلم برگزار می‌کند/ رو نمائی چاپ سوم کتاب/ من یک شورشی هستم/ نوشته عباس سماکار

نشر کتاب ارزان-استکهلم برگزار می‌کند رو نمائی چاپ سوم کتاب من یک شورشی هستم نوشته عباس سماکار چاپ سوم این کتاب همراه است با تصحیحات، و عکس‌ها و اسناد تازه در قطع وزیری  در نشست رونمائی نویسنده و ناشر به شرح نسخه جدید این کتاب و پاسخ به پرسش حاضران می‌پردازند سه‌شنبه ۱۴نوامبر ۲۰۱۷ – […]

علی اشرف درویشیان: «من سر سفره خون نمی نشینم»! / بهرام رحمانی

علی اشرف درویشیان: «من سر سفره‌ خون نمی‌نشینم»! بهرام رحمانی bahram.rehmani@gmail.com   علی اشرف درویشیان، نویسنده جسور سوسیالیست و عضو کانون نویسندگان ایران، روز پنج‌شنبه ۴ آبان ۱۳۹۶ برابر با ۲۶ اکتبر ۲۰۱۷، در سن ۷۶ سالگی بر اثر بیماری درگذشته است. شهناز دارابیان، شریک زندگی و رفیق همیشه همراهش، علت درگذشت درویشیان را نارسایی […]

من از شعر هم خسته‌ام دیگر/ شعری از / م. روان شید

من از شعر هم خسته‌ام دیگر م. روان‌شید   از شعر خسته‌ام از حوله‌های خیس و چشم‌های خیس و دست‌های خیس از خشونتِ دوران‌ام. از دوران‌ام خسته‌ام از دوران‌ام که نمی‌گذرد از این وهله‌ی به‌ناچارِ سنگین و سنگی. از سنگ‌ها که می‌پرند و می‌خزند و شخم می‌زنند جانِ جهان‌ام را _ خسته‌ام. از بو‌ی بهاری […]

پیامبر من/ شعری از/ فرشید خیرآبادی

پیامبر من « فرشید خیرآبادی »   فاخته! با من آیا سخن داری؟ بنشسته بر نرده های پنجره آگاهی آوردی؟ بگو! هوش دارم کنون از آنچه پیچیده است بگو! همه ی حال و حواسم با تو آیا زمستان رفته است؟ پیام از بهاران پیشکش داری؟ سر بجنبانی و دم نیز هم سخن آغاز کن دوست […]

گزارش مراسم خاکسپاری پیکر علی‌اشرف درویشیان/ کانون نویسندگان ایران

گزارش مراسم خاکسپاری پیکر علی‌اشرف درویشیان دوشنبه هشتم آبان در بهشت سکینه کرج با حضور انبوه مردم و اعضای کانون نویسندگان ایران پیکر علی‌اشرف درویشیان نویسنده‌ی نامدار و عضو برجسته‌ی کانون به خاک سپرده شد. درویشیان پس از یک دهه تحمل عوارض سکته مغزی سرانجام در چهارم آبان ۱۳۹۶درگذشت. با اینکه دوشنبه روز کاری هفته […]

شب که فرا می رسد…/ دوشعر از/ حسین زراسوند

  شب که فرا می رسد    شب که فرا می رسد من می مانم و چشمان پیر و نوررسِ این چراغ فرتوت پس پلک می بندم و می بینم با نگاهِ خیال و چراغِ رویا   جهان زیبا می شود   ۱۱ اوریل ۲۰۱۷     تورا دیدم   تو را دیدم تو را […]

کانون نویسندگان ایران در تبعید برگزار می کند/ شب بزرگداشت خاطره علی اشرف درویشیان

  کانون نویسندگان ایران در تبعید برگزار می‌کند شب بزرگ‌داشت خاطره علی‌اشرف درویشیان نویسنده توده‌های محروم مردم ایران در استکهلم کانون نویسندگان ایران در تبعید، در گرامی‌داشت خاطره گران‌قدر علی‌اشرف درویشیان، نویسنده توانای توده‌های محروم مردم ایران و از اعضای کوشا و پیگیر کانون، در استکهلم مراسم یادبود برگزار می‌کند. درویشیان با خلق آثار شکوهمند […]

روز همبستگی و وداع با علی اشرف درویشیان / کانون نویسندگان ایران

کانون نویسندگان ایران روز همبستگی و وداع با علی اشرف درویشیان دوشنبه ۸ آبان. ساعت ده صبح. گورستان بهشت سکینه. قطعه هفت ————————- اتوبان کرج/قزوین. کمالشهر. خیابان بهشت سکینه توجه : اعضای کانون نویسندگان ایران و دوستان  لطفا به اشتراک بگذارید  

بلندیِ بالا / شعری از/ عباس سماکار/ برای علی اشرف درویشیان

بلندیِ بالا همیشه دوست داشتم اینگونه ببینمت، ایستاده بر قامتی که عزمش پیدا ست و تا رفتی خیره ماندم به تصور و تصویر درونه ات به چین و چروک ها و آن لکه ها و پیس های چهره به بالا بلندیِ تا شده به بالای ایستاده گی درونت که چنین بود اعماقش *** عباس سماکار […]

خون اژدها / رمانی تازه از / حسین دولت آبادی/ منتشر شد

… از خیر دریا و ساحل‌‌گذشتم و دست شیوا را‌گرفتم و همپای او از حاشیه باریکه آبی که از میان نیزار می‌گذشت، آرام آرام رو به دهکده مجاور ویلا راه افتادم. طبیعت سر سبز شمال ایران و جنگل برای زنی که از جنوب آمده بود، تازگی داشت، جنگل دامنه کوه را تا قله، مانند مخمل […]

علی اشرف درویشیان آرام گرفت/ م. روانشید

علی اشرف درویشیان آرام گرفت وقتی داشتیم گلشیری را به زمین می‌سپردیم بازویش را گرفتم و گفتم: خسته نباشی مرد! امروز دور از دروازه‌های شهر تهران ایستاده‌ام و برای علی اشرف درویشیان دست تکان می‌دهم و زیر لب زمزمه می‌کنم: زندگی ساده است ساعت ۲۵ که بیاید تو و من آرام می‌گیریم…

علی اشرف درویشیان، قلم فرودستان و زبان کودکان رنج و کار درگذشت/ بیانیه کانون نویسندگان ایران

بیانیه کانون نویسندگان ایران در باره درگذشت علی اشرف درویشیان علی اشرف درویشیان، قلم فرودستان و زبان کودکان رنج و کار و عضو برجسته‌ی کانون نویسندگان ایران، روز چهارم آبان درگذشت. او که نزدیک به نیم قرن پژواک صدای بی‌صدایان و تصویرگر سیمای بی‌چهره‌گان بود، در حالی برای همیشه چشم‌های نگرانش را برهم‌ نهاد که رویای […]

علی اشرف درویشیان از میان ما رفت / بیانیه کانون نویسندگان ایران «در تبعید»

با اندوه بسیار خبر یافتیم که علی اشرف درویشیان، نویسنده پرشور و مردم‌دوست که تمام عمر خود را در پیکار با پلیدی‌های نظام شاه و جمهوری اسلامی گذراند و با خلق آثار شکوهمند خود، زبانِ زندگی توده‌های محروم مردم شد از میان ما رفت. علی اشرف درویشیان از نویسندگان غرب ایران بود، اما همانند همه […]

عمو اشرف راحت بخواب/ سوگواره عمو جان علی اشرف درویشیان / بهروز عرب زاده (ب. وفا)

سوگواره عمو جان علی اشرف درویشیان   عمو اشرف راحت بخواب عمو اشرف خیلی با شرف تر از این حرف ها بود که واسه خاطر دو سه جین کتاب و مقاله و داستان و پژوهش که عمرشو گذاشته بود ، حتی واسه اون همه غریبی و بی پناهی و درد و رنج و فقر و […]

سوگوارۀ سایه های دل/ در اندوه درگذشت علی اشرف جان درویشیان ما / عباس سماکار

  سوگوارۀ سایه های دل در اندوه درگذشت علی اشرف جان درویشیان ما علی اشرف نازنین ما کنار پنجرۀ قصه نشسته است و خیره نگاه می کند به تصویر روزگارِ شکوهمندی که در دل و جانش خلیده ست. نگاه می کند به دوردستِ سرزمینی که زیستن زیر آسمان بلند آبی آن بازخواست ندارد. به جائی […]

خانه ی ما / داستان کوتاهی از کتاب « آبشوران» اثر علی اشرف درویشیان

خانه ی ما داستان کوتاهی از کتاب « آبشوران» اثر علی اشرف درویشیان آبشوران در برگیرنده ۱۲ داستان کوتاه علی اشرف درویشیان است که برای نخستین بار در سال ۱۳۵۳ از سوی نشر شبگیر راهی بازار کتاب شد و بارها از سوی ناشرانی چون روزبهان، خنیا ،سهند ،تاخ ،اشاره و در سال ۱۳۸۳ بدون هیچ […]

آیا شاملو “جهانی” شد؟/ سعید یوسف

آیا شاملو “جهانی” شد؟   توضیح: این یادداشت کوتاه را در همان تاریخی که در پایان این نوشته آمده، یعنی در سال ۲۰۱۰ که ده سالی از درگذشت شاملو می گذشت، به درخواست کسانی نوشتم که ظاهرا آشنائی کافی با قلم من و نوشته هایم نداشتند و بنابراین منتشر نشد و من هم آن را […]

برنامه کارگاه شعر و قصه فرانکفورت/ این ماه با “علی‌ کامرانی و ترانه هایش” و …

برگزاری کارگاه شعر و قصه – ماه اکتبر در نمایشگاه نقاشی مجید خرمی  پنجشنبه ۲۶ اکتبر ۲۰۱۷ از ساعت ۱۸ تا ۲۱:۳۰   با یاد “جان باختگان اهل قلم” در دفاع از آزادی بیان و قلم در ایران، و علیه هرگونه سانسور و زندان   برنامه کارگاه شعر و قصه این ماه با “علی‌ کامرانی و […]

هشتاد و هفتمین ماهنامه ادبیات داستانی چوک(آبان ماه سال ۹۶)

هشتاد و هفتمین ماهنامه ادبیات داستانی چوک(آبان ماه سال ۹۶) www.chouk.ir www.khanehdastan.ir برای دانلود تمامی شمارگان این ماهنامه ها و فصلنامه ها به سایت مراجعه بفرمایید بررسی فیلم «her» بررسی فیلم «ویلایی­ ها» بررسی فیلم «۴۷ رونین» درباره  فیلم «هاراکیری» مقاله «ابهام و نوشتار سفید» نگاهی به رمان «هفت سنگ» بررسی رمان «بر دیوار کافه» […]

چند سروده از/ قاسم تاباک / ترجمه: خالد بایزیدی (دلیر)

کوتاه سروده های از:قاسم تاباک(شاعرمعاصرکرد)مهاباد ترجمه:خالدبایزیدی(دلیر)ونکوور ۱- سایه ام را درخانه ام جا می گذارم کودکم ازآن ابرهای می ترسد که به شکل تفنگ اند ۲- چه باک که سرزمینم برروی نقشه ی جهان گم شود دودکه نشانه ی یافتن اش است ۳- ازلابراتورکه آمدم بیرون تمام عکس هایم سوخته بودند گفت: ببخشید… تقصیرمن نبود […]

وصیت مرحوم/ عزیز نسین/ مترجم بهروز عرب زاده (ب. وفا)

 وصیت مرحوم   عزیز نسین   قاسم افندی عادت های عجیبی داشت . در قلب پر عطوفت و مهربانش جای گسترده ای برای عشق و محبت به حیوانات بود . منزلش پر از دسته های سگ و گربه بود که جولان می دادند اما بزرگترین لذت زندگی اش  خرد کردن نان و دادن تکه های […]

هفتاد تار و پود وطن دریغ شد!/ شادی سابجی

هفتاد تار و پودِ وطن دریغ شد ! شعری از : شادی سابُجی   هفتاد تار و پودِ وطن دریغ شد ! بیرون و خارجِ خط ها دریغ شد   هفتاد پودِ حرفِ نگفته دریغ شد هفتاد تارِ فکرِ نهفته دریغ شد   هفتاد پودِ مزدِ نداده دریغ شد هفتاد تارِ شادیِ شب دریغ شد […]