جستجو / شعری از / عباس سماکار

جستجو عباس سماکار  از کوچه‌ها که می‌گذرم مرتب کسانی را می‌بینم که مثل تو باد را بغل کرده‌اند و در دلتنگی غروب تلاش می‌کنند در رؤیاهای‌شان پنهان شوند ما از کنار هم می‌گذریم و خاکستر و باد و یاد بچه‌ها که بی‌خبر از ما رفته‌اند در پیچ و تاب کشندهٔ روزگاری که از آن ما […]

راز بقا / علی رادبوی

✤ راز بقا علی رادبوی از راه که میرسد، کت باران خورده اش را درمی آورد و می آویزد به پشتی صندلی و می رود می نشیند جلو شومینه، کنار آتش. آبجوئی برایش باز می کنم. سیگاری درمی آورد و کنار لب اش می گذارد و نگاهم می کند و می خندد. امیر از اینکه […]

بیانیه کانون نویسندگان ایران « در تبعید » ـ فرانکفورت/ در همبستگی با مردم ایران

در همبستگی با مردم ایران از طرف کانون نویسندگان ایران در تبعید ـ فرانکفورت با تسلیت به تمامی خانواده‌ها در ایران و همه جهان که عزیزانشان را در حائثه سقوط هواپیما از دست داده اند. با تسلیت به مردم ایران بخاطر این حادثه و هزاران قتل عامی که نمونه آخر آن کشتارسراسری آبان ماه بوده […]

مادرم مادرم / آزاد نفیسی

مادر مادرم آزاد نفیسی دستان شفاگرت کمک کرد که من ببالم سپاسگزار عشقی هستم که به من دادی اصیل و سرفراز، از خود گذشته اما توانا راستین و شوخ، و از دلیریت میتوانم داستانها بگویم چقدر آن را می‌ستایم بی هیچ کوششی از تو بیرون می‌تراوید به یاد عشق تو…. “من شما را خیلی دوست […]

در سیاهچال / شعری از کارل لیبکنشت/ ترجمه‌ی علی اصغر فرداد

“در سیاهچال” – شعری از: کارل لیبکنشت Karl Liebknecht ترجمه: علی اصغر فرداد زمین را از من ربودید آسمان را نتوانستید، حتی اگر آن نقطه‌ای باشد که چشمان من از میان تورها و میله ها فشرده در میان دیوارها می بیند – همین کافی ست تا آبی روشن و سعادتمند را ببینم شاخه نوری که […]

سوء تفاهم / نمایشنامه‌ای از/ هایده ترابی

سوء تفاهم (تک پرده) آدمهای نمایش: جسد مرد جوان بازرس جنایی مأموران (خارج از صحنه) بیغوله ای. پارکی متروک. روی نیمکتی (یا بشکه ای خالی و زنگ زده) مردی موقر (با کت و کراوات به رنگی روشن) نشسته است. دشنه ای تا دسته در گلوی مرد فرو رفته و بقایای خونریزی بر روی یقه ی […]

برای آزادی آرش گنجی منشی کانون نویسندگان ایران / بهرام رحمانی

برای آزادی آرش گنجی منشی کانون نویسندگان ایران و لغو احکام ظالمانه علیه سه نویسنده عضو این کانون تلاش کنیم! بهرام رحمانی bahram.rehmani@gmail.com بیش از چهل روز از اعتراض ‌های آبان می ‌گذرد اما دستگاه سرکوب حکومت اسلامی، هنوز مشغول تهدید، شناسایی و بازداشت معترضان و هم چنین هنرمندان، روشنفکران، زنان، دانشجویان، معلمان، کارگران و […]

در دل جنون باران می‌بارد / مرثیه‌ای بر اساس شعرهای لورکا / اثری از محسن عمادی و خاویر تاگله

  ‍❑ در دل جنون باران می‌بارد مرثیه‌ای بر اساس شعرهای لورکا برای لورکاهای در خون تپیده‌ی ایران | اثری از محسن عمادی و خاویر تاگله این فیلم ضبطی خانگی است از شعرهای فدریکو گارسیا لورکا، شاعر شهید اسپانیایی به زبان‌های فارسی، مازندرانی و اسپانیایی با تصاویری نادر از اسپانیای معاصر لورکا. ویدئو با کیفیت […]

در این کویر / شعری از / سعید یوسف

در این کویر سعید یوسف در این کویر، که چون مرده ریگِ اجدادی ست، دو تا درختِ کج و کوله اسمش آبادی ست دریغ می شود از ما دوتا و نصفی گل ببین که باغچه هامان چقدر بی شادی ست به شاخه های درختانِ خشکِ کوی وگذر کلاغهای سیه پوشِ گشتِ ارشادی ست و نیم […]

طنزنوشته‌های هفتگی و چند شعر / حمیدرضا رحیمی

از مکتوبات فدوی طنز نوشته های هفتگی حمیدرضا رحیمی www.hazl.com توقع لطفاً امروزسر بسرفدوی منتظرالظهور نگذارید که سخت خشمگین است زیرا در خبرهای مجازستان دید که ازدحام ناشی از مراسم دولتی تشییع جنازه ی مش قاسم حضرت آقا(ل) ، سی و پنج نفر تلفات داشته است ؛ یعنی چه؟همه اش ۳۵ کشته؟ این واقعاً نه […]

نه به جمهوری اسلامی، نه به جنگ / بیانیه‌ی کانون نویسندگان ایران «در تبعید»

بیانیه کانون نویسندگان ایران ” در تبعید” نه به جمهوری اسلامی، نه به جنگ کانون نویسندگان ایران ” در تبعید” هشدار می دهد که رهبران جمهوری اسلامی و دولت امریکا با شتابی بی سابقه سرزمین مان ایران و منطقه خاورمیانه را به لبه پرتگاه نابودی سوق می دهند. اکنون تنش وتهدید و اتخاذ سیاست های […]

تدفین یا تکریم؟ / حسین دولت آبادی

حسین دولت آبادی  تدفین یا تکریم؟  برگرفته از: http://www.dowlatabadi.net/content/تدفین-یا-تکریم؟ چند روز پیش همراه دو نفر از اعضای قدیمی کانون نویسندگان ایران «در تبعید» ( نعمت میرزا زاده- م. آزرم و حسن حسام) به گورستان «پرلاشز» رفته بودم. از شما چه پنهان، در این سی و چند ساله، ما یاران و عریزان زیادی را درتبعید از […]

بزودی دفتر کانون شماره ۲۱ / ویژه‌نامه زنان / منتشر می‍شود

  با درود به هموندان کانون نویسندگان ایران در تبعید و همه علاقمندان عزیز همینطور که در تصویر ملاحظه می کنید، بزودی “دفتر کانون شماره ۲۱” / “ویژه نامه زنان”، شامل داستان هایی از ۱۸ نویسنده زن منتشر و در دسترس علاقمندان قرار خواهد گرفت. به محض انتشار و امکان در دسترس قرار گرفتن، خبر […]

رمان و واقعیت / احمد خلفانی

رمان و واقعیت احمد خلفانی آیا رمان‌نویس می‌تواند از همان ابتدا، مثلا پیش از دست به کار شدن، نقشه راه برای شخصیت‌های رمان تعیین کند و آن‌ها را از راه‌های از پیش تعیین شده به سوی هدفی مشخص ببرد؟ چنین چیزی در بسیاری موارد ناممکن است. دلیل آن هم روشن است: فرض کنیم که قهرمان […]

آرمان هنر چیزی جز نجات جهان از طریق تغییر بنیادین آن نیست

آرمان هنر چیزی جز نجات جهان از طریق تغییر بنیادین آن نیست   در معبرِ قتلِ عام شمع‌های خاطره افروخته خواهد شد. دروازه‌های بسته به‌ناگاه فراز خواهد شد دستانِ اشتیاق از دریچه‌ها دراز خواهد شد لبانِ فراموشی به خنده باز خواهد شد و بهار در معبری از غریو تا شهرِ خسته پیش‌باز خواهد شد. سالی […]

اطمینان / شعری از / ناصر زراعتی

اطمینان شعری از : ناصر زراعتی برگرفته از:  http://asre-nou.net/ http://asre-nou.net/php/view.php?objnr=47402 چه خواهد شد؟ چه می‌دانید چه خواهد شد؟ چه می‌دانیم چه خواهد شد؟ بی‌تردید اما خواهد شد آن‌چه باید بشود زیرا از «شدن» گُریز و گُزیر نیست. * اما چه می‌توان کرد؟ یا چه باید کرد؟ وقتی رذالت این‌گونه دست در دستِ شقاوت دوش به […]

حضور / شعری از / عباس سماکار

حضور عباس سماکار  شب خموش و قصه‌ها به ره ماهِ دیوانه بی‌تاب و شعر در پنجره شعر شعرِ ناب مغرور و بی‌مثال و افسون از هزار روزن به هزار سو افکنده می‌شود ***

نخستین مرگ / مجید نفیسی / به یاد فاطمه چاوشی

نخستین مرگ مجید نفیسی بیاد فاطمه چاوشی در آخرین روز سال کهنه از میان ما رفتی در سرزمین تازه‌ات آمریکا پیش از اینکه نوه‌ات به تماشای آتشبازی رود در آستانه‌ی سال نو. اول ژانویه دوهزار‌و‌بیست

ژنرال مولا در دوزخ / پابلو نرودا / ترجمه‌ی علی اصغر فرداد

پابلو نرودا ترجمه‌ی علی اصغر فرداد   ژنرال مولا در دوزخ این شعر را امروز پس از شنیدن خبر مرگ سلیمانی، ژنرال خونریز ترجمه کردم   از پرتگاهی به پرتگاهی ابدی می‌رود همچون استری رمیده کشتی شکسته‌‌ای که امواج سهمگین‌اش می‌کوبد شعله‌ور در گوگرد، پاره‌پاره به شاخ و آهن جوشان در خون و صفرا، به […]

در سایه‌ی دیروز / به بهانه‌ی خواندن سه دفتر شعر حسن حسام /کوشیار پارسی

کوشیار پارسی در سایه‌ی دیروز پنجشنبه ۱۲ دی ۱۳۹۸ – ۰۲ ژانویه ۲۰۲۰ به بهانه‌ی خواندن سه دفتر شعر ‘حسن حسام’: این‌جا برقص (نشر مهری، لندن، ۲۰۱۸) خوشه‌های آواز (انتشارات فروغ، کلن، ۲۰۱۱) گوزن و صخره (انتشارات فروغ، کلن، ۲۰۱۲) هنوز می‌شود از چیزهای جدی حرف زد. ‘جدی‌تر’ اما هنوز پرسش است. شعر مقاومت، امری […]

در بزم حافظ خوشخوان / اسد سیف

اسد سیف در بزم حافظ خوشخوان هر واژه‌ای در زبان، تاریخی را پُشتِ سر گذاشته است. اگر به این تاریخ آشنا نباشیم و یا اگر نخواهیم که به آن توجه کنیم، در بررسی‌های تاریخی از زبان به بن‌بست خواهیم رسید. حداکثر این‌که داده‌های پیشین را تکرار خواهیم کرد. به روایتی دیگر؛ بهره‌برداری و کاربرد امروزین […]

آتشبازی سال نو (۲۰۲۰) / سعید یوسف

آتشبازی سال نو (۲۰۲۰) سعید یوسف صعودِ فشفشه ها – ویز، ویز، تق، تَ تَرَق – و منفجر شدنِ آنهمه ستاره ی رنگین در آسمانِ شبی مثلِ هر شبِ دیگر چه بی دلیل است اگر برای تو نیست برای لحظه ی در بر کشیدن ات و بوسه ای که به شیرینیِ شلیل است؛ ترقّه ها […]

مرثیه برای محسن / حسن حسام

مرثیه برای محسن حسن حسام برای محسن محمد پور ،کودک کار و نوجوانان ِ به قتل رسیده توسط داعشیان ِحاکم در ایران ِ دربند از روز مرگی ات گل ِ من رها شده ای ؟! هفده بهار ِ بی بار بر شانه های خسته کشیدی و بیش از این نکشیدی !؟ جانت به لب رسید […]

کلافِ رنگارنگ طنز / در گرامی‌داشت صدمین سالگرد تولدِ عزیز نسین / بهرام رحمانی

کلافِ رنگارنگ طنز در گرامی‌داشت صدمین سالگرد تولدِ عزیز نسین بهرام رحمانی سرسخن مترجم عزیز نسین Aziz Nesin، که نامش در شناسنامه‌ محمت نصرتMehmet Nusret آمده، نویسنده و طنزپرداز بزرگ ترکیه است که آثارش به بیش از ٣٠ زبان مختلف ترجمه شده است. وی در تاریخ ٢٠ دسامبر سال ١٩١۵ زاده شد. نسین پس از […]

اسد سیف در پاسخ به پرسش‌های رادیو زمانه

اسد سیف در پاسخ به پرسش‌های رادیو زمانه حس هنری گاهی چیزهایی را می‌بیند که تحلیل سیاسی نمی‌بیند. آیا در حس هنری بازتاب یافته در آثار اخیر هنرمندان و نویسندگان ایرانی جوش و خروش جامعه بدانسان که در آبان ماه نمود بیرونی یافت، ادراک شده است؟ مشکل همین‌جاست. آنجا که سانسور و خودسانسوری حاکم است، […]

روسپیان / خالد بایزیدی (دلیر)

خالدبایزیدی(دلیر) روسپیان ازروی ناچاری ازفقروبیکاری تن هایشان را آرزوهای کال شان را دربازارهای عربستان به شیخ نشینان می فروشند…! این همزادان اشک وباران دردام فقراسیرند دست وپابه قفل وزنجیرند برای لقمه ای نان آرزوهایشان را بادیدگان همیشه ی نمناک شان به شیخ نشینان این وارثان دروغین پیمبران می فروشند!… تازودتربه کلبه هایشان که درآن کودکان […]

از “مرقد آقا”ی نیما تا “امامزاده بیلاخ” جمهوری اسلامی / مهدی استعدادی شاد

مهدی استعدادی شاد از “مرقد آقا”ی نیما تا “امامزاده بیلاخ” جمهوری اسلامی گرچه با رسوایی جمهوری اسلامی (جیم الف) به هیچ چیزش نمی‌شود باور کرد، اما برای آن که متر و معیاری داشته باشیم لحظه‌ای به همان آمار رسمی مملکت نگاه کنیم. اداره اوقاف و امور خیریه دولتی می‌گوید، در ایران ۸۱۵۱ امامزاده وجود دارد. […]

سالِ بیست – بیست (۲۰۲۰) / شعری از / سعید یوسف

سعید یوسف سالِ بیست – بیست (۲۰۲۰) مهرت به لطفِ آبِ حیات از زلالی اَست بارانِ رحمت از پسِ هر خشکسالی است وین دل که دیگرش خبر از حالِ خود نبود از این لطافت است که حالی به حالی است می آوری به خویشم و از خویش می بری چون موج و، هستی ام همه […]

الواح ایرانی / با یاد محمد مختاری و محمد جعفر پوینده / محمدعلی شاکری یکتا

سروده ای از دفتر “بادبان و دریا را باد برده است”/نشر کناب نادر/۱۳۷۹ محمدعلی شاکری یکتا * الواح ایرانی با یاد محمد مختاری و محمدجعفر لوح یک : این ، آغاز رؤیا ی من است. رؤیایی به رنگ بید مجنون در شب یخبندان انگشت ها. آه ! اسکندر بلند قامت خیمه شب بازی! هنگام گذرازمقدونیه […]

آفتابی‌ترین سلام / کتایون آذرلی

آفتابی ترین سلام برای الف. سین تو که نیستی حرف هایم خطوط تاریک و مبهم کتابی می شوند که تو دیگر خواننده ش نیستی باران گذرگام هایم را از کنار سایه ات پاک می کند و من نقطه کوری می شوم که تو را در شکیباترین جلوه صبوری ام به تماشا می نشیند ای شوکت […]