سفر به باغ جوانی / شعری از / اسماعیل خوئی

سفر به باغِ جوانی اسماعیل خوئی   بسا که عشق عروجی به بامِ رؤیا نیست: وَ جُز که شیرجه رفتن ز بامِ دنیا نیست. تو، بر ستیغ، کنی ماه را نگاه، که باد هُل ات دهد به دمی که ت حواس بر جا نیست. وَ گر حواسِ تو بر جاست، این دمی ست که تو […]

بوی خانه / شعری از / نعمت میرزازاده – م. آزرم

نعمت میرزازاده – م. آزرم بوی خانه برای دخترکم منا به شادباش زاد روزش به روی همهمه های بنفش، و شوق دمدمه های طلوع چشم گشودی درآستان زمانی جوان که می روئید، زطاق آبی ِ آفاق آرزومندی و سِحر باور خوش درخیال خلق نقش نمی زد ، مگر نمایۀ پر التهاب آزادی و آفتاب به […]

فصل اول در پنچ اپیزود از رمان ستیز با خدایان / کتایون آذرلی

فصل اول در پنچ اپیزود از رمان ستیز با خدایان کتایون آذرلی فصلی را که از این رمان می خوانید در پاییز سال ۱۳۷۳ نوشته شد  و به پایان رسید ،که در دستگیری مجدد در سال ۱۳۷۵ توسط وزارت اطلاعات خمیر شد. از آن نسخه ایی دیگر نداشتم .فقط همین فصل لابه لای نقاشی های دخترم […]

شنبه از رحم مادر زاده شدم …/ روند صالح حسن / ترجمه‌ی خالد بایزیدی (دلیر)

روند صا لح حسن(شاعرمعاصرکرد)سلیمانی عراق ترجمه:خا لد بایزیدی(دلیر) شنبه:ازرحم ماه زاده شد م یکشنبه: درآغوش درخت بلوط ای بزرگ شد م سه شنبه:خود رابه عقد باد سهمناک درآوردم چهارشنبه:با همبستری با شب حامله شدم پنج شنبه:آسمانی پر ازستاره زائیدم جمعه:برروی سجاده ی قهرمانی ذکرمی کنم برای ماه و درخت بلوط وبادسهمناک و شب وآسمانی پرازستاره […]

شعله‌های آتشی که سحر را سوزاند، به کاخ های حکومت اسلامی هم خواهد رسید! / بهرام رحمانی

شعله‌های آتشی که سحر را سوزاند، به کاخ های حکومت اسلامی هم خواهد رسید!  بهرام رحمانی bahram.rehmani@gmail.com  رجال ما همه دزدند و دزد بدنام است که دزد گردند، بدنام دزد پاتختی است زنان کشور ما زنده‌اند و در کفن‌اند که این اصول سیه‌بختی، از سیه‌رختی است میرزاده عشقی   هفته گذشته دادگستری تهران خبر خودسوزی یک […]

شب‌داران / به دختر آبی / الف-ماهان

به دختر آبی ا- ماهان ——————————————–     شبداران بسیج در خطِ افق آتش زنند سحر را نیمه شبان   دود و خاکستر دوده و سیاهی بگیرد آفتاب را چه اختراعی! شیطانِ بازنشسته نذر داده شاگردان: آبگوشت و قیمه   چند طلبۀ خمار سیر در میدان می­خوانند: «گر بمیرد دختری، روید از خاکش گُلی جمله […]

دختر آبی / شمی صلواتی

“دخترِ آبی” شمی صلواتی ای دختر آبی!  من هم همچون تو،  از این جهان نابرابر و خالی از شعور عاصیم!       ٭٭٭٭  من همچون تو با دین و وطنی که   شعله شده در جان و     میسوزد در آن وجود  بیگانه تر از بیگانه؛ عاصیم     ٭٭٭٭ من با این  […]

مولود و رایحه / اورهان پاموک / بهرام بهرامی – حسن زرهی

مولود و رایحه Mevlut and Rayiha نویسنده: اورهان پاموک ترجمه: بهرام بهرامی ـ حسن زرهی     فکرهای اندوهباری داشتم آن شگفتی  پس یادهای من حسی که انگار می‌گفت من مال آن زمان و آن مکان نیستم… ویلیام وردزورث: پیش‌درآمد بخش یکم دختر دزدی کار بسیار دشواری است   این داستان زندگی و رویاهای مولود […]

سه دیدگاه درباره پیدائی روشنفکر وروشنفکری درایران / مسعود نقره‌کار

سه دیدگاه درباره پیدائی روشنفکر وروشنفکری درایران مسعود نقره کار    دیدگاه نخست: تاریخ میهن ما پدیده ای به نام روشنفکر و روشنفکری به خود ندیده است. آنچه به نام و عنوان روشنفکر و روشنفکری مطرح شده است صاحبان افکار و یا جریان های التقاطی ای هستند با افکاری به طور نسبی پیشرفته در زمانۀ […]

همین دم است / شعری از / سعید یوسف

همین دم است  سعید یوسف به روی صندلیِ راحتی که می جنبی ببند چشم و ببین: راست است همین دم است، که هم هست، و هم، به هر دمی، از دست می رود.   چه خلوت است خیابانِ خوابِ بعد از ظهر تبسّمی چراغ را سبز می کند و چند خاطره با احتیاط می گذرند […]

حرف زشت نزن / شعری از / هایده ترابی

حرف زشت نزن هایده ترابی وارو رانه اش کن رانو واره اش کن   ریک سک نوک خیک خک خوک کی کِری کی کاک آ دودل دو قوقولی قوقو     حرف زشت نزن موسیو ادیبِ محله است کفشی به ریگ گشتی به ارشاد هزار کاف به تنبان دارد هزار گاف تا ماتحتِ وقاحت نزاکت […]

با گیسوان آفتابی / پنج شعر از / م. روان‌شید

پنج شعر از م. روان‌شید …………………………… با گیسوان آفتابی   شب را کلون کشیدند تا آفتاب نبارد بر گیسوانِ دختران‌مان.   دختران‌مان با گیسوان‌شان آفتابی شدند. . ۴ شهریور ۱۳۹۸ ……………………………….   باور می‌کنید؟   باور می‌کنید هنوز کسی بیدارم نکرده است؟ دیوارها مرده‌اند درها خمیازه‌های بلند می‌کشند پروانه‌ها و کلاغ‌ها تن به پنجره می‌کوبند […]

نبرد سرنوشت / شعری از / شمی صلواتی

“نبرد سر نوشت” ٭٭٭٭ میایم با زحمهایی  کهنه تا باتو باشم در این نبرد سرنوشت و تو، ای جوان ، برخیز و- دستم را  بگیر   در گذر از این شبهای تار   تا شعله  شویم      همچون  آتشفشان    ٭٭٭٭ تا از شور عصیان ما خورشید بابهار سر رسد گل از گلستان پر […]

قاضی / منوچهر دوستی

قاضی                    منوچهر دوستی   قاضی از اول هم زرنگ بود. از جوانی هم حساب کار دستش بود. جنگ که بود، برادر کوچکترش را به کشتن داد. ممدجان بچه دبستانی ساده‌ای بود و مثل پدرش اهل هیچ چیز نبود و نماز هم نمی­خواند. قاضی، که البته بعداً قاضی شد، خودش بزرگ‌تر و جوان بود ولی به […]

آوای شَرْوِه خوان / شعری از / حسن حسام

برای اسماعیل بخشی ، سپیده قلیان ، امیر حسین محمدی فرد، عسل محمدی ، سانازالهیاری ، امیرامیرقلی ، محمد حنیفر و…. آوای شَرْوِه خوان          حسن حسام   دختران و پسرانم                     همه شان شوریده                                            همه شان در میدان قلبشان           دریایی سرشان            سودایی این پلنگان ؛  به شب ِ […]

دلتنگم ، می خواهم باز گردم….! / حسین افصحی

دلتنگم ، می خواهم باز گردم….! حسین افصحی   با یاد همه بزور بردگان به قتلگاه ( ۶۰ تا ۶۷ ) و کشته شدگان تا امروز   توی دنیا؛ دلتنگ مکانی به نام ایران و همه پستی و بلندی هایش یعنی جغرافیای ان می باشم . من هیچ چیزی را  به اندازه دریای خزر ،اب […]

عصیان دختری کوچک / شعری از / مجید نفیسی

مجید نفیسی عصیان دختری کوچک در ساعت هفت بامداد وقتق از کنار خانه‌ا‌ سبز می‌گذرم آبفشانی خودکار به ناگاه در‌م‌رود و سراپایم‌مرود وم. آن نمیگریزم از æ میگذارم دانههای آب با Ab سخن بگویند از یک بعدازظهر گرم تابستان که با دو برادرم به حوض آب رفته بودیم æ خواهرم که اجازه نداشت با ما […]

واژه ای چند در بارۀ روشنفکران فرهنگی / مسعود نقره کار

واژه ای چند در بارۀ روشنفکران فرهنگ مسعود نقره کار    فرهنگ، مجموعه همتافته یا ناهمتافته اما عینیت یافته شیوۀ زندگی، افکار، باورها، ارزش ها، آداب، سنن و عادت های انسان،  در خلاء پدید نیامده، دستاورد عمل فردی و اجتماعی انسان هاست که با انسان و جامعه انسانی پای به هستی گذاشته است، فرهنگ حاصل […]

اندیشه ها / خوان خلمن / ترجمه و صدای محسن عمادی

اندیشه‌ها | خوان خلمن از سرزمینی می‌آیم من که چندی پیش در آن کارلوس مولینا اهل اورگوئه، آنارشیست و خنیاگر دستگیر شد در خلیج سفید در جنوبِ جنوب روبروی دریای بی‌کران، اینطور می‌گویند پلیس دستگیرش کرد کارلوس مولینا در حال آوازخواندن بود، در حال خرمن‌کردن ترانه‌‌ها بود بر اقیانوس بی‌کران، سفرها هیولاهای اقیانوس بی‌کران یا […]

فیس بوک در اعماق/ نمایشنامه ای از/ هایده ترابی

فیس بوک در اعماق/نمایشنامه/ هایده ترابی   پردۀ نخست: دیشب دادگاهش بود مکان: دیواره های فیس بوکی. میدانچۀ ازدحام. صحنه: تمثالها و نقوشی بر دیواره ها می درخشند. سطرهائی از نوشتارهائی در حاشیه دیده می شوند. عکسی از فردی در مرکز میدانچه بر دیواره ای قرار دارد. در پای عکس، کُپِه ای از خاکستر برجاست. […]

بهارانه / شعری از / رضا بی شتاب

رضا بی شتاب بهارانه  بهار مهربان آمد که تا تو مهربان گردی دل دریایی ات را بند بشکافی روان گردی نه آن خوف خزانی شو که در دستت گلی میرد نسیم آشتی شو تا به زیبایی وزان گردی نباشی بی تپش یک لحظه از رویش همه آتش مباد آن دم که میری و به خاکستر […]

سه شعر از / الف ماهان

الف ماهان اه. دو حرف دو حرف بیش ندارد الفبایِ ما الف، ه یک واژه بیش نمی­توان ساخت، اه  مگر کلاه که گذاشتند سرِ الف آه یک فلسفه…   کارِ که بود غارت الفبا؟ خشکیدنِ زبان آخ کارِ که بود؟ حتا آخ، لهجۀ همان آه… فلجِ اندیشه­ها تا به کجا؟   تاریکی سلام نمی­کند واژگانی […]

در شورم و در دورم …/ چند شعر از / فریار اسدیان

فریار اسدیان در شورم وُ در دورم ۱ غبار بر شانه هامان نشست؛ سپید از جنسِ نور  و ما به هیئت تندیسی از شن خاموش و بی نام.                                  ۲ شبانهٔ من بیدار می شود، و تنها نام تو در […]

اعتراض / شعری از / کتایون آذرلی

کتایون آذرلی اعتراض  کورترین بینایان صلا دادند که شما ظهور کردید هم از آسمان آمدید و هم از زمین  گویی سلسله ی فراعنه اید ریز و و درشت و کوچک و بزرگ  و واژه ها را در کتاب بشر پُراز زنجیر کردید گپرنشینان حاشیه، تشنه ی یک جرعه تصویر آینه اند و نان  و تازیانه […]

شب شعر و سخن «انجمن قلم ایران در تبعید»

شب شعر و سخن «انجمن قلم ایران در تبعید» در استکهلم و گوتنبرگ بهرام رحمانی bahram.rehmani@gmail.com رونمایی دفترهای جدید شعرِ چهار تن از هموندان انجمن قلم ایران در تبعید، جمعه ششم سپتامبر در استکهلم و شنبه هفتم سپتامبر ۲۰۱۹ در گوتنبرگ برگزار خواهد شد. *مجریان این برنامه‌ها در استکهلم خانم رعنا سلیمانی و گوتنبرگ خانم […]

بیانیه کانون نویسندگان ایران «در تبعید» / در اعتراض به دستگیری سه تن از اعضای کانون نویسندگان ایران و در دفاع از آزادی بیان و قلم

بیانیه چهار دهه دفاع از آزادی بیان و قلم چهار دهه مقاومت و فریاد علیه سرکوب جامعه و فرهیخته‌گانش! بنام قلم و بنام کانون نویسندگان ایران در تبعید، ما بار دیگر صدای آزادیخواهی خود را به گوش جهانیان فریاد کرده، و اعتراض خود را علیه تمامی ستمی که تا کنون بر ما و جامعه‌مان رفته، […]

کیومرث مرزبان نویسنده به ۲۳ سال حبس محکوم شد

کیومرث مرزبان نویسنده به ۲۳ سال حبس محکوم شد دادگاه انقلاب تهران کیومرث مرزبان، نویسنده و طنزنویس را که از حدود یک سال پیش در زندان اوین به سر می‌برد، به ۲۳ سال و ۹ ماه حبس تعزیری محکوم کرده است. محمدحسین آقاسی وکیل کیومرث مرزبان با اعلام اینکه موکلش «بی‌گناه» است، گفته است «موکلم […]

پله‌های آلوده / شعری از / مجید نفیسی

مجید نفیسی پله‌های آلوده این کارِ کیست و چه کسی آن را سرِ راهِ ما گذاشته؟ آیا همسایه‌ای توطئه کرده یا صاحب‌سگی غفلت؟ اینها پرسش‌هایی‌ست که امروز پله‌نوردان از خود می‌کنند. برخی دشنام‌گویان به این روزگار گه‌آلود به خانه باز می‌گردند و برخی به پلکان مجاور می‌روند. من اما تا آخرین پله پائین می‌روم. گند […]

من هراسم نیست / پیشکش به مادران خاوران‌های سراسر ایران / تنظیم و اجرا: منوچهر رادین

            منوچهر دادین من هراسم نیست پیشکش به مادرانِ خاوران هاى سراسر ایران پیش بسوىِ ایرانى بى هراس و جهانى بدون ترسِ انسان از انسان! پیام شاعر آزادى احمد شاملو را بشنویم : http://www.radioneda.de/2011/02/10/m_radin.mp3 تنظیم و اجرا: منوچهر رادین

سه شعر از / خالد بایزیدی (دلیر)

چندشعراز:خالدبایزیدی(دلیر) تقدیم:به پرندگان سبکبال دهه ی ۶۰ «درد یار من» درد یار من گل هابی باغبان می شکفند و درآستانه ی شکوفایی به خزان بی هنگام می پیوندند چون مه غلیظ مژگان را بادودمی آمیزند و پرندگان در نیمه ی راه کاشانه ی خود را گم می کنند درد یار من جام هااز خون لبریزند […]

“بیانیه‌ی نفرت از نفرت” / یداله رویایی

یداله رویایی “بیانیه‌ی نفرت از نفرت” آنها از ما نفرت می‌کنند، ما از نفرت آنها نفرت می‌کنیم . (کمدی الهی) شهروند “بیانیه‌ی نفرت از نفرت”/یداله رویایی نگاه می‌کنم وُ از سنت، از محافظه، از آئین نفرت می‌کنم از فاضل، از میانه رو، ازمرده شور وَ ازعتیقه، از کفن، از کافور نفرت می‌کنم از نبش قبر […]

بیانیه ای که سرزمینی را لرزاند / مسعود نقره‌کار

مسعود نقره‌کار بیانیه ای که سرزمینی را لرزاند https://news.gooya.com/2019/08/post-29261.php آلفرد دریفوس زندانی جزیرۀ شیطان، همزمان که دنیا را “سیاهچاله ای تهی” می دید در یادداشت هایش ازباورش به عشق و عدالت نیز می نوشت، گوئی تردیدی نداشت قلب هائی که بیرون از زندان او، برای عشق و عدالت می تپند، بسیارند. یکی از این قلب […]