دُخت دهقان / شعری از / مجید نفیسی

مجید نفیسی: دُخت دهقان به ایوان نخواهم رفت و دریچه‌ها را نخواهم گشود. شعرِ تو با من حرف می‌زند و کاغذ بوی تو را می‌دهد. به کاتب خواهم گفت که دیگر به اینجا نیاید و از نقال خواهم خواست که درِ این خانه را دیگر نکوبد. می‌خواهم با تو تنها باشم دفترهای هفت‌گانه‌ات را بگشایم […]

عروسک / داستانی از / محسن حسام

داستانی از محسن حسام   «عروسک» از سلول که بیرون آمدیم، خواهر رقیه ما را به صف کرد و رفت. من کنار مادر ایستاده بودم. آستین مانتویش را گرفته بودم. چراغ ته راهرو روشن بود. راهرو بوی دوا می‌داد؛ از همان دواهایی که مادرم اینها می‌خوردند. شیشه‌های خالی شربت هم بود. پشت درهای سلول‌ها بود. […]

نیویورک / شعری از / مجید نفیسی

نیویورک امروز نیویورک خم شد و در آبهای اطلس گریست. از زخمی بزرگ می نالید روی تیره‌ی پشتش. آنگاه به‌یاد‌آورد زخمهای کهنه‌ی کودکانش را از هلند و ایرلند از آفریقای سیاه از لهستان و اوکراین و از واحه‌های ارض مقدس. نه! باید به‌پا‌می‌خاست و می‌گذاشت تا آفتاب بار دیگر بر چهره‌اش بدرخشد و کودکانش دستهای […]

فرخنده حاجی زاده در کجای زندگی قرار دارد؟/ گفت و گوی مهین میلانی با فرخنده حاجی‌زاده

فرخنده حاجی زاده در کجای زندگی قرار دارد؟ گفت و گوی مهین میلانی با فرخنده حاجی‌زاده، نویسنده ای که قتل برادرش حمید حاجی زاده را در “من، منصور،آلبرایت” به شکل اتوفیکسیون نوشت. به‌ انگیزه‌ی حضورش در ونکوور – کانادا  قصه‌ی زنی که ترس از «آبرو» تمام زندگی‌اش را پر می‌کند. ناآشنائی به مسائل جنسی در […]

در ستایش فراموشی / برتولت برشت / ترجمه ی سعید یوسف

  برتولت برشت: در ستایش فراموشی (۱۹۳۸) ترجمه ی سعید یوسف (۱۳۶۱)   برتولت برشت (۱۹۵۶-۱۸۹۸) دوازده شعر دارد در ستایش‏ چیزهای مختلف، از ستایش‏ کمونیسم و دیالکتیک گرفته تا ستایش‏ شک و غیره؛ «در ستایش فراموشی» یکی از این اشعارست که برشت در حوالی سال ۱۹۳۸ نوشته اما سالها پس از مرگش منتشر شده […]

احسان یارشاطر درگذشت / کانون نویسندگان ایران

احسان یارشاطر درگذشت احسان یارشاطر بنیان گذار و مدیر دانشنامه‌ی ایرانیکا روز یکشنبه یازدهم شهریور در سن ۹۸ سالگی در امریکا درگذشت . یارشاطر بخش عمده ای از عمر طولانی خود را صرف مطالعه و پژوهش در باره‌ی تاریخ و فرهنگ ایران کرد . وی در سال ۱۳۳۳  بنگاه ترجمه و نشر کتاب را به […]

قِدّیسان دیوانه: یادداشت‌های «گذرِ گوزن‌ها» / نقدی بر «هذیان های مقدّس» / لقمان تدین نژاد

قِدّیسان دیوانه: یادداشت‌های «گذرِ گوزن‌ها» لقمان تدین نژاد   • از ارزش‌های «هذیان‌های مقدّس» یکی دوری گزیدن نویسنده از هوچیگری و شلوغ‌کاری، و نیز شعارهای احساسیِ‌ معمول میان نویسندگان و برنامه سازان رادیو تلویزیونیِ خارج کشور است. نقره‌کار در تعریف خود از مذاهب و طرح دوباره‌ی ریاکاری‌ها، جنایت‌پیشگی‌ها، تحمیق مردم، و دیگر زشتی‌های آن عامداً […]

“آلبرایت، آلبرایت ، آلبرایت ! / با این نام، حس و لمس می کنم که زنده ام.” / یادداشتی بر اتوفیکسیون “من، منصور و آلبرایت” از فرخنده حاجی زاده / مهین میلانی

“آلبرایت، آلبرایت ، آلبرایت ! با این نام، حس و لمس می کنم که زنده ام.” یادداشتی بر اتوفیکسیون “من، منصور و آلبرایت” از فرخنده حاجی زاده «مهین میلانی»   داستانی واقعی از ترامای طولانیِ پسا قتل فجیعِ برادر نویسنده “حمید حاجی زاده” و کنش هایی که این قتل از آن پس موتور محرکی می شود […]

یادی از عارف قزوینی / محمد امین محمدپور

یادی از عارف قزوینی محمد امین محمدپور ابوالقاسم قزوینی متخلص به عارف در سال ۱۲۵۹ در قزوین به دنیا آمد. پس از فرا گرفتن تحصیلات مقدماتی به فراگرفتن فنون ادب پرداخت و در هنر خط و موسیقی نیز پیشرفت کرد. در سال ۱۲۸۶ آخرین سال های سلطنت مظفرالدین شاه قاجار به تهران آمد و به […]

چگونه درهم بتنیم بی آنکه اختیار از کف رود / یادداشتی بر دو داستانِ کتاب “هفت ترانه ی شاد و غمین” از نوشا وحیدی / مهین میلانی

چگونه درهم بتنیم بی آنکه اختیار از کف رود یادداشتی بر دو داستانِ کتاب “هفت ترانه ی شاد و غمین” از نوشا وحیدی مهین میلانی   Plissement در زبان فرانسه از مباحث اساسی و مشکل و چند وجهی فوکو است و تفاسیر گوناگونی برآن روا داشته اند. این واژه به معنای درهم پیچیدن، درهم تنیدن، […]

دیوانه خانۀ واقعی آن سویِ دیوانه خانه هاست* / مصاحبه با یک “شاعر دیوانه” / مسعود نقره کار

دیوانه خانۀ واقعی آن سویِ دیوانه خانه هاست* / مصاحبه با یک “شاعر دیوانه” مسعود نقره کار   ……… باران ریز و تند می بارد. گفته بود حوصله دیدن کسی را ندارد. چند روزی سراغ اش نمی روم. به قول خودش به وقت بی حوصلگی پرخاشگر و عصبی می شود. دل به دریا زنان اما […]

هفتمین شماره آوای تبعید منتشر شد

هفتمین شماره آوای تبعید منتشر شد “شاعران زن ایرانی در خارج از کشور” عنوان شماره ویژه‌ی هفتمین شماره “آوای تبعید” است. در این شماره اشعاری از چهل شاعر زن ایرانی آمده که در جهان خارج از ایران ساکن هستند. نقد و بررسی شعر و مصاحبه‌هایی با چند شاعر بخش‌های دیگر این شماره از “آوای تبعید” […]

لهجه شیرین / شعری از / مجید نفیسی

لهجه‌ی شیرین دوست دارم این لهجه‌ی شیرین را که امروز صبح سرِ پله‌ها شنیدم: فارسی با ته‌لهجه‌ی آمریکایی. سالها پیش در ایران آن را نشانِ از‌خود‌باختگی می‌دیدم اما اکنون هر فراز و فرودش به‌دلم می‌نشیند زیرا پسرم فارسی را به این لهجه حرف می‌زند و من هنوز کارتهای الفبایش را در کشوی میزم دارم. هر […]

جویای نام و جاه نبودیم/ شعری از/ سعید یوسف

سعید یوسف   جویای نام و جاه نبودیم ما کم حدیث مردم عالم نگفته ایم اوصاف تیره روزی شان کم نگفته ایم بسیار گفته ایم ز بیدادِ شاه و شیخ هر روز اگر نگفته و هردم نگفته ایم وینها صریح گفته و فریاد کرده ایم یعنی که با تمجمج و مبهم نگفته ایم کم زان […]

چند شعر از / کوچر ابوبکر / ترجمۀ خالد بایزیدی (دلیر)

چندشعراز:کوچر ابوبکر(شاعرکرد) ترجمه:خا لد بایزیدی(دلیر) ۱- گم شده ام! زیرچادر سییه شب به دنبال ناخن هایم می گردم گم شده ام! درگل قالیچه ای و به دنبال ریزش برگ ریزان پاکیزگی ام می گردم گم شده ام! مادرم درین سرمای سرد و زمهریرعشق درنفس بازدم تو برای سایه ی بخار بازدم من می گردد و […]

از کنشگر شاعری در من / شعری از / اسماعیل خویی

اسماعیل خویی به هر که،همچون مهدی جانِ مظفری ی ساوجی،دلواپسِ ماندگاری ی شعرِ من است! این گونه شعرشناسان همین شعر را نیز،همچون سروده هایی که عذرخواه شان است، می توانند«شعر»ندانند و «شعار»یا«نظم»یا حتّا ـ سعیدجانِ یوسف یادبادـ «مقاله ای موزون» بخوانند. در این دوره ی بازگشت به پیشاتاریخ،من،امّا این گونه«گونه بندی»ها را چندان به هنگام […]

نقد یک ترانه/ حسین افصحی

چهل سال ترانه ای ، برای مردم ، یا بر علیه مردم؟ حسین افصحی   مردم ایران جان خود در دست گرفته به خیابانها امده اند ، فریادشان نان و اب است ، فریادشان بخاطر زندگی است.هنرمندان مردم هم که از انها جدا بودند ، به اجبار باید به انها به پیوندند و به انها […]

چند شعر و خوشنویسی از / حمیدرضا رحیمی

سه شعر از حمیدرضا رحیمی www.hazl.com نقاشی: یگانه رحیمی   تصویر لباسم را سخت می تکانم ؛ و موهایم را نیز، و به پیرمردی که در آینه است می گویم: باد را می بینی؟ انگارخاکستر می آورد!… http://www.hazl.com/entesharatmain.htm   ************************** مژده !   امسال را با تو آغاز می کنم که چیزی بسیار، بیش از […]

در این بساط / شعری از / سعید یوسف

درین بساط *   پرنده پخشِ زمین است و حال مفلوکش می گوید که مقصدِ همه پروازها همین است — پرنده پخشِ زمین است و روشن است که چیزی هست که از درون می کند پوکش — درین بساط پرنده یک بازیچه ست که مدّتی پرپر زد، بعد تمام شد کوکش   (سعید یوسف) * […]

سه شعر از / لوئیس سرنودا / ترجمۀ زهره مهرجو

به شاعری مرده (ف. گ. ل) از: لوییس سِرنودا ترجمۀ زهره مهرجو سوم آگوست ۲۰۱۸     درست آنگونه که کَسی نمی بیند گلبرگ های روشنی را .. که از سنگ برآمده باشند، هم در میان مردم سخت و عبوس هیچ غروری یا زیور تازه ای از زندگی نیست تا در شکوه و جلال .. […]

طنز سیاسی / حمیدرضا رحیمی

از میان مکتوبات فدوی طنز نوشته های حمیدرضا رحیمی www.hazl.com یک شهروند : داروی وارفارین”ضد انعقاد”  برای بیماران قلبی حتی در بحران ارزی سال ۹۰ مثل نقل و نبات در هر داروخانه‌ای بود. آن زمان از برجام هم خبری نبود ولی حالا پس از رفتن به سه داروخانه شبانه‌روزی و پاسخ منفی دریافت کردن، مجبور […]

چند شعر از عیدی نعمتی

(۱) کاسه ای از خون داغ” (۱) بر پیشخوانِ سپیده دم. می وزد نسیم پرده های تالار می لرزد رهبر از خواب بر می خیزد کاسه ی خون را سرمی کشد به نماز می ایستد. مانده برساطور گزمه ها از پرواز شبانه ی سینه سرخ ها بر سبزی چمن لکه های خون . سا ل […]

دوّم مرداد / در غیاب بامداد

همزمان با دوم مرداد، سال‌روز غیاب بامداد، قطعهٔ «از استوای شب» منتشر می‌شود |‌ با همکاری «وب‌سایت رسمی احمد شاملو» و «گروه رادیولوژی» | کارگردان: فریناز خورشیدیان ■ @ShamlouHouse ■ @Radiolozhi

برآنم که زندگی کنم / مارگوت بیکل / احمد شاملو

❑ بر آنم که زندگی کنم احمد شاملو  / مارگوت بیکل پیش از آنکه واپسین نفس را برآرم پیش از آنکه پرده فرو افتد پیش از پژمردن آخرین گل بر آنم که زندگی کنم بر آنم که عشق بورزم بر آنم که باشم در این جهان ظلمانی در این روزگار سرشار از فجایع در این […]

دو شعر از / شاملو

❑ چلچلی من آن مفهومِ مجرد را جُسته‌ام. پای‌ در پای آفتابی بی‌مصرف که پیمانه می‌کنم با پیمانه‌ی روزهای خویش که به چوبین کاسه‌ی جذامیان ماننده است، من آن مفهومِ مجرد را جُسته‌ام من آن مفهومِ مجرد را می‌جویم. پیمانه‌ها به چهل رسید و از آن برگذشت. افسانه‌های سرگردانی‌ات ای قلبِ دربدر به پایانِ خویش […]

کبوترهای پدرم / شعری از/ کوچر ابوبکر / ترجمۀ خالد بایزیدی

  شعری از:کوچر ابوبکر(شاعرمعاصرکرد) برگردان:خا لد بایزیدی(دلیر)   «کبوترهای پدرم» پدرم از«باد»تنها تراست از«آب»سرکش وطغیان ترو از«پائیز»بی شاخه وبرگ تراست بربلندای همه ی تیربرقهای خیال کبوتری رامی چیند ورویای را برطناب آویخته است مادرم می گوید: پدرت بیشترازکبوترها خیال پرواز درسردارد… شبها پالتویش را به روی ستاره ای می آویزد وکفش هایش راروی سکوی سرنوشت […]

بگذار آمریکا دوباره آمریکا شود / شعری از / مجید نفیسی

بگذار آمریکا دوباره آمریکا شود   آمریکایی که من می‌شناختم دستهایش را برایم گشود و مرا کنار فرزندانش نشاند. از میهنی گریخته بودم که همسرم در آن تیرباران شد. پیشمرگه‌ای مرا به ترکیه برد وکیلی به فرانسه و کفیلی به آمریکا. چنین بود که شهروندِ این کشور شدم. اما امروز آنها که نوزادان را از […]

تأنّی / شعری از / سعید یوسف

تأنّی سعید یوسف   شتاب نیست، تأنّی ست که جلوه گاهِ تمنّاست و آنچه در وجنات است نمودِ بیرونیِ حیات است و زندگی در ژرفاست بسا که گاه تمنّای سوزانی نهفته در سینه ست و آنچه در وجنات است و می توان دیدش وقار و صبر و طمأنینه ست و مشکلی شاید در نگاهِ من […]