عیدی نعمتی شاعر عشق و رهایی درگذشت / اطلاعیه کانون نویسندگان ایران «در تبعید»

فردا نوبت کیست؟ عیدی نعمتی شاعر عشق و رهایی درگذشت! قلم را بر می‌داشت و واژه واژه بر روی کاغذ می کاشت. مثل گل آفتابگردان، تمامی چهره زندگی‌اش را رو به خورشید و گرمی هستی چرخانده بود. خوب و بدش همین آرزوی انسان بودنش بود و دویدن در پی رؤیایی که تبعید تنها اندک بهایی […]

شاعر «دست از آرزوهامان برنمی‌داریم» در گذشت! / بهرام رحمانی

بهرام رحمانی شاعر «دست از آرزوهامان برنمی‌داریم» در گذشت! bahram.rehmani@gmail.com عیدی نعمتی، شاعر ایرانی که سالیانی دراز در شهر تورنتو – کانادا زندگی می‌کرد روز جمعه هفدهم خرداد – هفتم یونیریال برای همیشه چشم از جهان فروبست. نعمتی متولد ۱۳۳۳ شهر آقاجاری بود و در یک خانواده کارگری چشم به جهان گشوده بود. وی از […]

بگو ایران! / شعری از / مجید نفیسی

  مجید نفیسی بگو ایران! “ای پله‌نورد مغرور! به چه می‌بالی؟ تویی والرین رومی، قیصر اسیر منم شاپور بزرگ، فاتح ادسا که پا بر گرده‌ات گذاشت تا بر اسبش بنشیند. تویی پوسیدون توفنده، خدای دریا منم خشایار بزرگ، فاتح آتن که بر گرده‌ات تازیانه نواخت و بر پلی از قایقها از روی پیکرت گذشت.” در […]

مهتابی… / دو شعر از / عباس سماکار

  عباس سماکار مهتابی سایه¬هایت کجا ست سایه¬هایت در تاریکی غار چشم من دو دو می¬زنند بیش از لرزش سایه هستی و تا پا می¬گذاری بر خاکِ ¬سایه¬¬ سبزه می¬دمد و نقره مهتاب آب بر چشمۀ سایه¬ می¬شود آب¬شدنِ نقره بر چشمۀ سایه نگاه کن وای ماه لبریز از شعر می¬شود ***     ناخوش […]

بر گسلِ زندگی / اسد سیف

اسد سیف بر گسلِ زندگی   “گسل” اثر ساسان قهرمان در شمار نخستین آثار ادبیات داستانی ایران تبعید است که با نگاهی تازه به زندگی، مبارزه، عشق و تبعید به نگارش درآمده. رمان در پنج فصل؛ آفتاب، باران، مه، باد و خاک، از زبان چهار تن روایت می شود. هر یک از راویان شرح زندگی […]

رقص تنها چه کنی؟ / شعری از / سعید یوسف

رقص تنها چه کنی؟ به شادی انتشار کتاب شعر «اینجا برقص» از حسن حسام عزیز، که به دنبال کتابهای «خوشه های آواز» و «گوزن و صخره» می آید؛ سه گانه ای که دوران جدیدی از شاعری او را رقم می زند و مبارک و مغتنم است. رقص تنها چه کنی؟ ما نه مگر این‌جائیم؟ سرخوش […]

معرفی آخرین نسخه کتاب «کلیات عبید زاکانی» به اهتمام دکتر جلال سبزواری / بهرام رحمانی

  بهرام رحمانی معرفی آخرین نسخه کتاب «کلیات عبید زاکانی» (به اهتمام دکتر جلال سبزواری) bahram.rehmani@gmail.com کلیات عبید زاکانی به اهتمام دکتر جلال سبزواری در سال ۱۳۹۷ – ۲۰۱۸، توسط چاپ و نشر کتاب ارزان در سوئد منتشر شده است. این کتاب، با استقبال خوانندگان روبه‌برو شد و در مدت کوتاهی به چاپ دوم نیز […]

نخستین اجرا / شعری از / مجید نفیسی

مجید نفیسی نخستین اجرا در این بزمگاه شبانه چه می‌کنم میان زنان و مردان جوانی که به اینجا آمده‌اند تا به نخستین اجرای “پرتقالهای احساسی” گوش کنند به صدای گرم مردی که دیرزمانی پیش در آغوش من به خواب می‌رفت. آنها نمی‌دانند که او از خانه‌ای دو‌پاره می‌آید از شعرخوانیهای پدری نابینا از کارزارهای مادری […]

زندگی در پیشخوان روزنامه فروشی … / دو شعر از / رضا خان‌بهادر

رضا خان‌بهادر دو شعر ۱ “زندگی در پیشخوان روزنامه فروشی” در روزنامه زندگی می کنیم برگردان یک تیتر در پرانتز باز (کلمات می میرند تا رنگ را ترجمه کنند آفتاب از حروف خیابان می گذرد و خانه راهش را گم همین کوچه نبود! نه این کلمات سردخانه ای در سر دارند خیابانِ بریده روی روزنامه […]

معرفی رمان چهار جلدی «مکانی دیگر» از مهرناز صالحی / منوچهر دوستی

منوچهر دوستی معرفی رمان چهار جلدی «مکانی دیگر» از مهرناز صالحی   «مکانی دیگر» رمانی چهار جلدی است، از خانم مهرناز صالحی عضو کانون نویسندگان ایران در تبعید و ساکن هلند. پیش از آنکه مستقیما به سر وقت خود این رمان برویم، با اشاره های کوتاهی به کارهای دیگر نویسنده، به روند نوشته های قبلی […]

بوسه و مشکلات آن، … / سه شعر از / سعید یوسف

سعید یوسف بوسه و مشکلات آن در عالمی که اوضاع بد جور قاطی پاطی ست چیزی که نیست این شعر تنبان برای فاطی ست یک بیت اش ار بیآرد گاهی به لب تبسّم این خود غنیمتی در ایّامِ بی نشاطی ست در آیه های این عشق ما خوب جفت و جوریم ما مستقیم هستیم او […]

با زبانِ تیغ؟! / شعری از / اسماعیل خوئی

اسماعیل خوئی با زبانِ تیغ؟! نوشیدم، از شتاب، میِ نیم خامِ خویش: اکنون به غیر دُرد ندارم به جامِ خویش. عمری، ز می، شبانه، تو گویی، فزوده ام ته مانده های تلخی ی آن را به کامِ خویش. دیگر در آن نمانده شکارِ نکرده ای: بیهوده باز پرسه زنم در کنامِ خویش. با آن غزالِ […]

عاشقانه؟ / شعری از / سعید یوسف

سعید یوسف عاشقانه؟ ابرویتان سکائی، چشمانتان ختائی ست این بوسه های شیرین من مانده ام کجائی ست؟ گویم اگر نبات است، توضیح واضحات است چون توتی از هرات است مصروف قندخائی ست دل را کسی نیاموخت صبر و قرار و، سرکار، درسی که فوتِ آبید انواعِ دلربائی ست احوالِ بی قراران در وصف در نیاید […]

سکوت! / شعری از / شمی صلواتی

  شمی صلواتی سکوت! من ازسکوتی که! عاقبت منجر به مرگ شود [ می ترسم ٭٭٭ کودک کار و تصاویر سلاخی شده زنان را اگر که تصور نکنم – و به تصویر عمومی تبدیل نکنم [می ترسم ٓٓٓ ٭٭٭ اگر از رنج و درد کارگران که همچون بردگان دراسارت کارند ننویسم از اینکه احساس کنم […]

در چیدمان خانه …/ شعری از / زلما بهادر

زلما بهادر در چیدمان خانه مفهومی از رابطه امری جدی را دعوت می‌کند به همآغوشی تابلوی مرد معشوقه‌هایش را از زیر تانک به خانه می‌کشد و خشابی خشکیده از گل رُز شهادتِ قاب‌های خالی را سرخ می‌کند حرکت از زنی به زنی دیگر با حجمی از گیسو که در تظاهری انتزاعی رنگ به رنگ پریده […]

در این دنیای نابرابر / شعری از / شمی صلواتی

  شمی صلواتی در این دنیای نابرابر! ٭٭٭ برای اینکه بتوانم برسانم به کنار ساحلی؛ به دور از غم دل خونینم را! ٭٭٭ آرامشی بدهم یا التهابی داده باشم به زخمهای کهنه ام ٭٭٭ دلقکی می شوم جسور! رها می سازم ذهن و قلب را تا بخشندترین باشم در برابر زخمهای بر آمده ای ناشی […]

دیوانه‌ای در راه / شعری از / اسد رخساریان

دیوانه‌ای در راه اسد رخساریان وقتی حقیقت در دلِ افسانه مدفون است وقتی که دل در حسرتِ شادی پُر از خون است و زندگی از آغاز تا پایان فقط جنگ است و باز این جنگ و باز آن جنگ و نقشِ سرنوشتِ من بر جبینِ من مُهرِ باطل خورده¬ی مرگ است و فرصتِ جولانِ هر […]

دهمین شماره “آوای تبعید” منتشر شد

دهمین شماره “آوای تبعید” منتشر شد دهمین شماره “آوای تبعید” ویژه داستان و داستان‌نویسی است. در این مجموعه ۲۶ داستان و ۱۳ مقاله در رابطه با داستان‌نویسی آمده است. این شماره از “آوای تبعید” را نمایشگاهی از کارهای بهروز حشمت، هنرمند مجسمه‌ساز ایرانی ساکن اتریش، کامل می‌کند. “آوای تبعید” را می‌توانید در این آدرس (http://avaetabid.com/?p=867) […]

صدور حکم‌های سرکوبگرانه علیه سه عضو کانون نویسندگان ایران را محکوم می‌کنیم / بیانیه مشترک کانون نویسندگان ایران « در تبعید » و انجمن قلم ایران « در تبعید »

صدور حکم‌های سرکوبگرانه علیه سه عضو کانون نویسندگان ایران را محکوم می‌کنیم رژیم جمهوری اسلامی ناتوان از پاسخگویی به نیازهای اساسی مردم بار دیگر در برابر آزادی خواهی و دادگری، چنگ و دندان نشان داد ، سه نویسنده و شاعر از هموندان کانون نویسندگان ایران را با اتهام‌های جعلی در دادگاه «انقلاب» محاکمه و درمجموع […]

زخمی‌ترین گوزن فلات / به یاد سعید سلطانپور / حسین دولت‌آبادی

زخمی‌ترین گوزن فلات حسین دولت‌آبادی «برگ خشکی را بیاد آر[۳] که در بادها می‌رود و بگو: تو هرگز بادها را نشناختی تو عاشق بادها بودی. . به یاد سعید سلطانپورکه، در ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ تیرباران شد. منکوب دنیای بیگانه، تنها و مضطرب، در راهروهای پیچاپیچ مترو پرسه می‌زدم که دوباره او را در برابرم دیدم […]

مهاجر غیر قانونی / شعری از / سعید یوسف

سعید یوسف مهاجر غیر قانونی مهاجرست و غیر قانونی ست و ایستاده همین روبرویم بدون ترسی از من و برق چاقویم. نه از سواحل عاج است نه از مراکش و لیبی نه از نوار غزه ست عبور شاخه ی سیب است از حصار همسایه به سوی خانه ی من، بی جواز و تذکره ای، و […]

قصیده‌ی ناتمام / شعری از / یوسف عزیزی بنی‌طرف

یوسف عزیزی بنی طرف قصیده ناتمام در سوگ سعید سلطان پور   مصلوب را بنگرید امشب برفراز فلات برجلجتای شکنجه بربام ماه نظر دوخته است غلغله شورانگیزی است باده نوشان سرمدی در میخانه تاریخ بر هفت آسمان چنگ مستانه می زنند شاعران مادران شعری برای ستاره بگویید سبز و زلال قصیده ناتمام قرون را با […]

چند رباعی از اسماعیل خوئی

چند رباعی از اسماعیل خوئی گر پیر نگردیم و نمیریم همه؟             ۱ پاداشِ‌تو، در جوانی، از رنج وشکنج نام است ومقام، اگر بخواهی، یا گنج. در پیری ات، امّا، نفسی هم که کشی، رنج از پیِ رنج آرَد و رنج از پیِ رنج. ۲ چون یاد کنی ز کامرانی […]

در کشوری که نویسنده و هنرمند آزاد نباشد هیچ کس آزاد نیست! / (۱۸ سال زندان برای سه عضو کانون نویسندگان ایران) / بهرام رحمانی

در کشوری که نویسنده و هنرمند آزاد نباشد هیچ کس آزاد نیست! (۱۸ سال زندان برای سه عضو کانون نویسندگان ایران) بهرام رحمانی bahram.rehmani@gmail.com در شرایطی که انواع و اقسام بحران‌های اقتصادی، سیاسی و دیپلماتیک سراسر جامعه ایران را فراگرفته و حتی شبح جنگ نیز در بالای سر جامعه ایران به پرواز درآمده است؛ در […]

گلدان شکسته / به یاد ریچارد بیبن / شعری از / مجید نفیسی

مجید نفیسی گلدان شکسته به یاد ریچارد بیبن* یکبار زنگ در را زدی به پیشوازت آمدم تا دمِ دروازه. گفتی: “نگاه کن! گلدانت شکسته.” گلدانِ بزرگِسفالی از میان ترک خورده بود و ریشه‌های گلی را نشان می‌داد که سالها در آستانه‌ی خانه‌ام به همسایگان خوشامد گفته بود. با هم بلندش کردیم و به بازیافتدان بردیم. […]

گــیرها و گــیرنماها / ابراهیم هرندی

ابراهیم هرندی گــیرها و گــیرنماها هرجامعه گیرهایی دارد و گیرنماهایی. گیرها نشانه های گرفتاری های حقیقی در جامعه است و گیرنماها، نمادهای ساختگیِ گرفتاری های دروغین. مرادِ من از گیرِهای اجتماعی، گرفتاری های تنش زایی ست که ذهنِ بخش بزرگی از مردم را درگیر خود می کند و می تواند خشونت زا باشد. این گرفتاری […]

دو شعر از / احمد نیک‌آذر

احمد نیک‌آذز (یک) اتفاقی در حال شدن حسی غریبانه حس بدی از تو نفرت /کینه انتقام نه, انتقام .نه نفرت کینه .آری و اکنون از تدفین خاطره هایت باز میگردم با حسی غریبانه همراه با موجی از آرامش در هوایی تازه از احســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاس وتولدی دیگر در قاب آینه ها با تصاویری تمام قـــــــــــــــــــــــــــــــــد تا انتهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا […]

تصور و شعر! / شمی صلواتی

تصور و شعر! ٭٭٭ های رفیق ! قلب مهربانت را که همچون دشت بیکران! در آن چشمه های زلال جاریست در رقص قلمت چون اسب طناز ‌ [ من به تصویر می بینم ٭٭٭ شعر را مث باران به ساز باد در ذهن و قلب باید به مهمانی شب برد تا تصور زیبایی قلب ت […]

روسپی‌گری / شیرکو بیکس / ترجمه‌ی خالد بایزیدی (دلیر)

«روسپی گری» شیرکو بیکس ترجمه:خالدبایزیدی(دلیر) درخیابان مرکزی پیرهن اش رابالاکشید و فریادبرآورد من فقط تن خودرا می‌فروشم فقط خودم و بس! اما در این خیابان می بینم: کسانی راکه جسم کوه و جسم دشت وجسم باغچه و جسم آفتاب وباران رافروخته اند بی باک …. بر روی صندلی حیثیت وشرافت این سرزمین نشسته اند….!