گوشهٔ چشمی به گوش و چشم و قوافی / سعید یوسف

سعید یوسف گوشهٔ چشمی به گوش و چشم و قوافی پی گرفتن «قافیه اندیشی»(۱)های اسماعیل خوئی، دوست شاعر و اندیشمندم، در مقالهٔ «قافیه ها را می بینیم یا می شنویم؟!»(۲) نوشتهٔ سعید یوسف می دانستم که این نوشته – مقالهٔ دوست بزرگوارم اسماعیل خوئی – در راه است و مشتاقانه منتظرش بودم. و قرارش را […]

یک شب به زادگاهم باز خواهم گشت / مجید نفیسی

مجید نفیسی یک شب به زادگاهم باز خواهم گشت برای چیدن ستاره ها از روی بامِ خانه ام . پدر می گوید :”نگاه کن، آنجا ! هفت برادران را نمی بینی؟” من دستهایم را دراز می کنم وبه شمشیرهای برهنه شان دست می کشم . آنگاه جنگ شبانه آغاز می شود. ما اژدهای ماهخوار را […]

آن جا زمین بود، …/ سه شعر از پل سلان / ترجمه‌ی زلما بهادر

پل سلان ترجمه‌ی زلما بهادر   “آن جا زمین بود” خاک روی شان بود و خاک روی شان بود و هنوز خاک روی شان بود آن ها حفر می کردند می کندند و می کندند و همین طور روزشان می گذشت و شب شان نیز و خدا را نمی پرستیدند آن طور که شنیده بودند […]

‍چشم‌های پیر / منوچهر دوستی

منوچهر دوستی   چشم های پیر آن دست رفت این دست هم می رود. این چشم ها اما به نظاره نشسته اند! آن گوش رفت این گوشه هم می رود! و چشم های پیر در دیر عادت خویش در خرافه دشتی خواهند نشست خواهند گریست! و درد بر مدار کهن همچنان خواهد چرخید.

نقد رمان هیچگاه در تبعید به قلم کتایون آذرلی / دکتر خسرو زمانی

دکتر خسرو زمانی نقد رمان هیچگاه در تبعید به قلم کتایون آذرلی با زبانی پرکشش و نثری پاکیزه و صریح این اثر نوشته شده است.در چهار فصل و ۳۸۲ صفحه. قلم به عمق جان آدمی فرومی رود و خواننده را به دنبال خود می کشاند. قلم فرسایی او هم چون نگاتیف دوربین عکاسی عمل می […]

قافیه ها را می بینیم یا می شنویم؟! / اسماعیل خوئی

قافیه ها را می بینیم یا می شنویم؟! اسماعیل خویی زبان چیست؟ زنجیره ای از آواها، که از دهانِ گوینده برون می آید وبه گوشِ شنونده می رسد؟ یا زنجیره ای از حروف، که نویسنده آن را بر کاغذ می نگارد و خواننده می خواند؟ می دانیم که زبان شناسی ی امروزین زبان را «زنجیره […]

برای میهن / شعری از / هایده ترابی

هایده ترابی برای میهن (در پاسخ به شعری از زیبا کرباسی) ای دخترِ شعر از چه رو به میهن ِ دوست شعریدی؟ یا چنین به “حُبّ ِوطن” جرّ و واجّر، قرشمالیدی؟ پاره پوره پودر کردی هفت قلم آرایش به گرز و تیغ و تبر. ماتیکِ چرب و رُبّ ِ گوجه و آبگوشت نفخ ِ”وطن”؟ آه… […]

مرا به زمان وسوسه ها ببر / نقد کتاب «اندوهی ژرف» یاسمینا رضا / کتایون آذرلی

مرا به زمان وسوسه ها ببر. اندوهی ژرف نویسنده یاسمینا رضا منتقد: کتایون آذرلی سقوط مردی را در درون خود بخوانیم. بنگریم. قصه به همین سادگی ست. از لحظه ها عکس می گیرم. از واژگانی که کنار هم چیده شده اند و از تنهایی و اندوه مردی سخن به میان می آورند که هفتاد و […]

یک پرسش، یک پاسخ / دلیل حضور هرساله‌ی کانون بر مزار شاملو / کانون نویسندگان ایران

یــک پرســش، چــند پــاســخ برگرفته از فیسبوک کانون ———————————- دلیل حضور هر ساله‌ی کانون بر مزار شاملو نزدیک به دو دهه است که کانون نویسندگان ایران هر سال در یکی از آخرین روزهای تیر ماه با انتشار بیانیه یاد احمد شاملو را گرامی می‌دارد و اعلام می‌کند که اعضایش روز دوم مرداد بر مزار شاعر […]

سیرت “زمانه” / هایده ترابی

سیرت “زمانه” هایده ترابی           یادداشتی از اسماعیل خویی: دوست گرانمایه ام، هایده خانم ترابی: درود بر شما. نقدِ شما بر «زمانه» را به راستی روشنگر یافتم، و به هنگام. گمان می کنم سانسور در اندیشه ی روشنفکرانِ ما نهادی شده باشد. بی آن که بخواهیم یا بدانیم، بدان دست می […]

سه شعر از / رضا خان‌بهادر

۱ سر به سرِ سرِ بریده گذاشته‌اند سرِ کابُل را آورده‌اند نگاه می‌کند و هوا به صورتش می‌پاشد تا خون به شکلی ملایم لخته شود ماشین‌های حمل گوشت شکل‌های هندسی‌ اشیاء را زیر می‌گیرند‌ رد می‌شوند از شکل خنده شکلِ نگاه شکلِ تاخیری معاشقه صد در صد تضمینی شکل حجم دهنده‌ی آلت تناسلی نگاه می‌کند […]

معافی / شعری از / حسین افصحی

حسین افصحی معافی برای فستیوال تیرگان توپرنتو، که غیر همه‌ی مسائلش، در این اوضاع ایران و جهان، به پارناسیسم (هنر برای هنر) اعتقاد دارند. تیرگان پارناسیسم ( هنری ازاد از هرگونه نگرانی و دغدغه فکری به جز زیبایی است ).   از واژه کلام…. کلمه معافم کنید نگذارید روابط لبهایم به جای باریک بکشد نه […]

«تنهایی پر هیاهو / اثر بهومیل هرابال / ترجمه‌ی پرویز دوائی / منتقد: کتایون آذرلی

“تنهایی پر هیاهو” اثر:بهومیل هرابال ترجمه پرویز دوائی و بازگشایی مفهوم ” تنهایی” از منظر فلسفی و روان شناسی منتقد: کتایون آذرلی نخست این که: “بهومیل هرابال” در سال ۱۹۱۴ در سرزمین چک به دنیا آمد. دانشگاه حقوق را گذراند و دکترای حقوق را گرفت. اما هرگز در این زمینه به فعالیت شغلی نپرداخت و […]

  http://iranianpen.com/

در سالگرد تیرباران هنرمند به خون خفته‌ی انقلاب و مردم، سعید سلطانپور

  سعید سلطانپور   شبانه با یک ستاره می‌آیم و در پناه ویرانه‌های شب ستاره‌ام را در بادها می‌آویزم و می‌نشینم در قایق شبانه‌ی باد روی شب می‌گردم و زیر باد و ستاره سرود عشق را سر می‌دهم . و می‌سوزم . من راز سوختن را می‌دانم و این ستاره که در باد با من […]

سایه و آیه / شعری از / اسماعیل خوئی

اسماعیل خوئی سایه وآیه اگر خدای تو را شاه «ظلّ» و شیخ «آیه» ست، چه فرق شان؟ که «نشان» است این یک، آن «سایه» ست. نشانه ای ست ز هر چیز سایه ی آن نیز، و هر دوان ز برون باشدش که افزایه ست. ولیک سایه سیاه و نشان به هر رنگی ست: تفاوتی که […]

رویاهای آبی / بهترین اثر مسعود نقره کار / مهدی فلاحتی

مهدی فلاحتی بهترین اثر مسعود نقره کار رویاهای آبی • از دکتر نقره کار، کتابها و مقالات بسیار خوانده ایم؛ برخی از اینها آثار ماندگاری اند برای پژوهشگران حوزه ی تاریخ روشنفکری و علوم اجتماعی در ایران. برخی دیگر، قصه و رمان اند؛ و برخی آموزه های پزشکی و روانکاوی. این کتاب رویاهای آبی، آمیزه […]

“هذیان های مقدس” مسعود نقره کار را باید به زبان های خارجی ترجمه کرد / ف. م. سخن

“هذیان های مقدس” مسعود نقره کار را باید به زبان های خارجی ترجمه کرد ف. م. سخن …….. انتظار چنین کتابی را از مسعود نقره کار نداشتم؛ نویسنده ای که او را با کتاب های سیاسی اش می شناختم. کتاب هایی که در معرفی روشنفکران و اهل فکر ما، و در مقابل آن ها اراذل […]

تمام شماها / شعر و صدای انور عباسی هرس

انور عباسی هرس تمام شماها ( از مجموعه پانوراما را قورت بده ) یک مشت راسیست در موسسات مطالعات خاورمیانە کار میکنند یک مشت کە بە زودی خاورمیانە پیر را ناک اوت میکند و پیر این جنگجوی پیر پر تاریخ پر تمدن پر. تاب ارتباط این خطوط را بیاور این کلمات تاب برداشتەاند. یک مشت […]

هوراسِ و نگاهِ حسادت‌آمیزِ او به ایرانیان / اسد رخساریان

اسد رخساریان هوراسِ و نگاهِ حسادت‌آمیزِ او به ایرانیان   این نگاهی است به گوشه هایی از شعر و زندگی شاعری که در عهد باستان زندگی می¬کرد و نسبت به پارس¬ها یا ایرانیانِ معاصر خویش نگرش و نظری دارد که آن را در متنِ چند تا از اشعارش ترسیم کرده است. او پارس¬ها را هم […]

قصه‌گوی کوچک / مجید نفیسی

مجید نفیسی قصه‌گوی کوچک برای ستاره در پنهانگاهی زاده شد و به نه‌ماهگی از مرز گذشت. او را کنار “جنگل سیاه” دیدم و پنداشتم “شنل قرمزی”‌ست. هر عصر که به جنگل می‌رفت تا قصه‌ی تازه‌اش را بیابد بر دو پای کوچکش سنگینیِ مرد و زنی را میدیدم که از او قصه‌ی ناتمام خود را می‌جستند. […]