پارادوکس “نوستالژی” در محسن نامجو / مهین میلانی

پارادوکس “نوستالژی” در محسن نامجو در بابِ سخنرانی، و پرسش و پاسخِ محسن نامجو در ونکوور (۱)   مهین میلانی ” از ناسیونالیسم متنفرم. ولی حرف ناسیونالیستی می زنم. نوستالژی رو رد می کنم. ولی در تمنایش هستم”   این بار یک هنرمند از گروگان گیری می گوید. از نوستالژی دور و یا مخربِ ساختگیِ، […]

یادی از میرزاده عشقی / محمد امین محمدپور

  یادی از میرزاده عشقی محمد امین محمدپور محمد رضا میرزاده عشقی در سال ۱۲۷۲ ه. ش در همدان متولد شد. در آموزشگاه های الفت و آلیانس به تحصیل فارسی و فرانسه به تحصیل پرداخت و در تجارتخانه بازرگانی فرانسوی به مترجمی اشتغال داشته است. سپس به تهران و اصفهان و رشت سفر کرد ولی […]

بیستمین سالگرد قتل‌های موسوم به «قتل‌های زنحیره‌ای»! / بهرام رحمانی

بیستمین سالگرد قتل‌های موسوم به «قتل‌های زنحیره‌ای»!      بهرام رحمانی bahrama.rehmani@gmail.com     پس از گذشت بیست سال، هنوز جعبه سیاه قتل‌های زنجیره‌ای به صورت شفاف و کامل رمزگشایی نشده است. از اسلحه، چاقو و طناب گرفته تا اسید، دست‌کاری ماشین، انفجار گاز و تزریق آمپول هوا، همه نوع روشی برای کشتن به‌کار برده شده […]

مزایای تبعید / امیل سیوران / ترجمۀ شهروز رشید

مزایای تبعید   امیل سیوران برگردان: شهروز رشید   به ناحق از تبعید شدگان تصویر انسانی ساخته می‏شود که انصراف می‏جوید، در تیره‏بختی خود پناه می‏گیرد و خود را حذف و تسلیم موقعیت ویران خود می‏کند. با دقتی بیشتر در او می‏توان سرخورده‌ای خشمگین‌، فاتحی تلخ را کشف کرد. هر چه بیشتر از ما سلب […]

به پیشِ رو، پُلِ رنگین کمانکی دارم / شعری منتشر نشده از/ اسماعیل خویی

شعری از اسماعیل خوئی به پیشِ رو، پُلِ رنگین کمانکی دارم   هنوز در تنِ فرسوده جانکی دارم: برای رنج کشیدن توانکی دارم. ولی،نه! جانکِ من خود گریزگاهِ من است: در آن، برای دلِ خود، جهانکی دارم. در آن، در آن سوی این آسمانه ی کوتاه، زلال، چون دلِ خود، آسمانکی دارم. در آن، چو […]

ایران و تبعید، مراودات و ملاحظات / سعید یوسف

دوست بسیار عزیز و بدبختانه بسیار نادیده بلکه هیچ نادیده ی من، آقای فرداد عزیز، علی جان دست شما درد نکند که با همه ی گرفتاریهای دیگر، و بی هیچ چشمداشتی، برای وبسایت کانون نویسندگان ایران (در تبعید) هم وقت می گذارید و آن را برای کسانی چون من به تفرجگاهی چشمنواز تبدیل کرده اید […]

چند شعر از / عیدی نعمتی

کجایی؟ ای با من و  من در پی ات  گُم در خیال!      دست پیاله میکنیم و  هی می نوشیم  گویی ابر می داند  ما کاتبان تابستان های عطش ایم شاعران تابستان های رگبار که با کوله باری سنگین از دیوان شقایق ها آواره ی جهانیم. تشنه ازهول بیابیان سودایی یک لحظه دیدارت دست […]

گفتگو با یک سگ آلمانی / هوشنگ وحیدی / ترجمۀ گلمراد مرادی

گفتگو با یک سگ آلمانی  هوشنگ وحیدی مترجم: گلمراد مرادی   مانند هر روز پشت میز کار و صندوقم برای دریافتی وجه بلیط که در راهرو سالن سخنرانی بزرگی قرار داشت، نشستم. امروز نیز همانند دیگر روزهای یکنواخت پیشین بود، اما امروز تنها فرقی که با روزهای قبلی داشت، آن بود که یک سخنرانی جالب […]

در حاشیه ی تبعید / حسین دولت آبادی

برگرفته از: http://www.dowlatabadi.net این مقاله نخستین بار در نشریه آرش شماره ۴۱-۴۰ چاپ شد. در آن زمان سردبیر مجله آدینه، فرج سرکوهی، در سفری به اروپا، مبحث تبادل فرهنگی را به میان کشید و مدیر مسؤل مجله آرش، پرویز قلیچ خانی نیز به همین مناسبت و به رسم غربیها پرونده ای در شماره ۳۹- ۴۰ […]

در پیوند با شعر خوئی عزیز («دو سعید») / سعید یوسف

در پیوند با شعر خوئی عزیز («دو سعید»)   عجیب شعر عزیزت به دل نشست، ای دوست! که یادِ دوست کند همچو باده مست، ای دوست! بویژه یادِ عزیزِ سعید اگر باشد که مرگ او دلِ ما هر دو را شکست، ای دوست! چه شاعری و چه مرگی! صدای میرایش چه زنده بود در آن […]

دو سعید / شعری از / اسماعیل خویی

  شعری از اسماعیل خوئی دو سعید   دو سعیدند یار و یاورِ من: این یک از دور و آن یکی ازگور. این یکی حالیاست قارّه ای وآن یکی تا همیشه از من دور. داد و حق را دو جنگی ی پیگیر؛ وَ شرف را دو مایه بهرِ غرور. هر دو از عاشقانِ آزادی؛ وَ […]

شاعر قریحه و ابتکار / یادداشتی از / احسان یارشاطر

شاعر قریحه و ابتکار یادداشت احسان یارشاطر احمد شاملو یکی از شاعران برجسته‌ای بود که در دورهٔ درخشانی از شعر فارسی که پس از نیما یوشیج پیش آمد و از جمله فریدون مشیری، نادر نادرپور، مهدی اخوان ثالث، فروغ فرخزاد، سهراب سپهری و چند شاعر دیگر در آن شرکت داشتند نقش برجسته‌ای ایفا کرد و […]

بازبینی / شعری از / منوچهر رادین

Manuchehr Radin   بازبینی   من همه جا به قتل رسیده ام همه جا خونم پاشیده، می بینی؟ *** روی دیوارها، زیر سفیداب گچ و آهک پنهان کف کوچه خیابان ها روی آجرها، خشت ها و شیشه ها پرده ها کاغذدیواری ها شیروانی ها بام ها زیر بام ها می بینی؟ *** همه جا خونم […]

کانون نویسندگان ایران در محکومیت پرونده‌سازی برای سه تن از اعضای خود بیانیه منتشر کرد

بـیــانـیــه —————————- بیانیه کانون نویسندگان ایران کانون نویسندگان ایران در محکومیت پرونده‌سازی برای سه تن از اعضای خود بیانیه منتشر کرد. در بخشی از این بیانیه که امروز ۱۷ آبان منتشر شد، آمده است: «ساختگی بودن اتهام‌های یادشده در مورد اعضای کانون روشن تراز آن است که به توضیح چندانی نیاز داشته باشد». کانون ضمن […]

ایکاروس،… / سه شعر از/ شهروز رشید/ با صدای شاعر

  ایکاروس الف نه شعر، کلمه‌ی مناسبی نیست ما شعر را برای خوانندگان و کتاب‌ها می‌نویسیم به همین خاطر، هیچ کتابی چندش‌آور یا خطرناک نمی‌شود کتاب‌ها، خوب‌اند یا زیبا افسارداران صفت‌هایی بی‌خطر، رام، خانگی. عبور من از میان سال‌ها چون ثانیه‌ای از برابرم می‌گذرد احساس می‌کنم نیازی مبرم به آواز خواندن دارم. این سطر‌ها چیزی […]

تصویر شعر تصور شعر است / شعری از / عباس سماکار

عباس سماکار تصویر شعر تصور شعر است   شعر سایه دارد سیاهیِ زلالِ آب است از یادرفتگیِ ناچار خفگیِ صدساله در ترانۀ بی رنگ آه بچه قشنگی نگاه چشمان سیاه تو وقتی به من خیره می شوی   فهم تپش های دل در عشق های پنهان ست شعر صدای پرنده رقص نرم سایۀ برگها بر […]

چرا باور نمی کنی / شعری از / میرزاآقا عسگری ـ مانی

میرزاآقا عسگری ـ مانی چرا باور نمی کنی چرا باور نمی‌‌کنی جناب آدمی‌زاد؟ تو از گُریزش می‌‌گویی من از کِشش تو از رانِش می‌‌گویی من از گرانِش (مطمئنی که از بهشت رانده شدی؟!) من که نیستم! تو را به این سرای سه‌پنجی، من آوردم عالیجناب! شهابی ‌بودم ازچرخه‌ی گاز وغبار شیهه ِکش، توفانی بودم، مدارگسسته، […]

ترانۀ پاییز / شعری از / میگل لابُردِتا / ترجمۀ علی اصغر فرداد

          Miguel Labordeta ترانۀ پاییز   باید که ره بپویم و هنوز نمی دانم نام رمز شب را. باید که عشق بورزم و هنوز نمی دانم معمای بوسه هایت را. باید که زندگی کنم و هنوز نمی دانم آیا خطر کردن چون و چرایی بی پایان دارد یا یک گُل پَرپَر […]

سه شعر از / میگل د اونامونو / ترجمۀ علی اصغر فرداد

Miguel De Unamuno   آه رویاها … آه رویاها، شما که غروب کردید و محو شدید، در بامدادی زود! آه ای جهان ها، که نشستید تکّه تکّه در اعماق روح! آه ای دریاها، شمایی که پنهانید در کف برکه ای! آه ای آسمانها، ای پوشیده از ستارگان در کاسه چشمهای من! آه ای جاودانگی، که پروازمی […]

نبش یک قبر / شعری از / مجید نفیسی

نبش یک قبر آیا در این اتاق تنها جسدی را چال کرده‌اند؟ ساعت هشت بار نواخت مثل همیشه، شبهای سه‌شنبه وقتی تنها خانه هستم. آیا اینجا جسدی را چال کرده‌اند؟ پس چیست این هجومِ وحشت که تمامِ رگ و پوستم را از‌هم‌می‌درد؟ پس چیست این تاریکی این ابهامی که در هر گوشه‌و‌کنار جیغ می‌کشد در […]

پناه بر عبیدزاکانا / شعری از / اسد رخساریان

پناه بر عبیدِ زاکانا!   اسد رخساریان   از قضای فلک به دورانا زد و شد سیّدی چو سلطانا   سیّدان ناگهان برآوردند سر ز سوراخ­ها چو موشانا   به سر عمّامه و عبا در بر عربده­ جو، همه به میدانا   کژدم و مار و مور از آن سرها ریختندی به ملکِ ساسانا   […]

یک روز… / شعری از / سعید یوسف

بارنشر شعری از سعید یوسف یک روز…   یک روز همه، چون ملخ و مور، می‌آئیم از کوه و کمر، تپّه و ماهور، می‌آئیم چون ابر که ناگه فکند سایه به هرجا، چون لشکر غوغاگرِ زنبور، می‌آئیم با نعرۀ مستانه و با نغمۀ شادی، با هلهله و پُر شر و پُر شور می‌آئیم، با جمله […]

وقتی بازگردیم… / آنتونیو خسینتو / ترجمه و صدای محسن عمادی

به راه می‌افتیم یارِ من وقتی بازگردم و نظر کنم در آفتابی که از ما دریغ شده‌است، پوشیده به صلح با لبخندی کز میوه‌ها و گل‌ها بر چهره نهاده‌ایم در آغوش هم بر جاده‌ها: این مار‌های به هم تنیده کوه به کوه تا ستارگان و رویاهایی که هنوز می‌درخشند، می‌رویم آوازخوانِ ترانه‌هایی که هر دو […]

آوازخوان / شعری از / حسن حسام

  Hasan Hesam نقل است دکتر حشمتِ جنگلی از بالکن عمارت اداره فرهنگ در با غ سبزه میدان رشت خطاب به جمعیت مشتاق، فریادبرآورد : شاااااه ه ه…اَه ، چه لفظ کثیفی درجدال با مرده ریگ خواران وپرستندگان« شاهِ شاهان »در گورستان پاسارگاد حسن حسام   آواز خوان   بر این فلاتِ کهن بارانِ مرگ […]