جاده / محسن حسام

محسن حسام   جاده   «خانم‌جان» هر روز خروسخوان از رختخواب برمی‌خاست. دست‌نماز می‌گرفت و دو رکعت نماز صبحش را می‌خواند. بعد میرفت نوه‌اش «اسماعیل» را از خواب بیدار می‌کرد که پا شود، آبی به صورتش بزند، ناشتایی بخورد و برود به کارهای روزانه‌اش برسد. تابستان در راه بود. صبح‌ها، هوا خنک و مه‌آلود بود. […]

سال سگ (۱۳۹۷) / شعری از/ سعید یوسف

  سال سگ (۱۳۹۷)   هر سال نو برای جوانان پر از امید وز بهرِ ما تداومِ ایّامِ پیری است سالِ خروس رفت اگر و سالِ سگ رسید از اختیار نیست، که از ناگزیری است آن بود اگر که سالِ خروسانِ بی محل این، سالِ واق واقِ سگ و پاچه گیری است امّا تو نیز […]

شعر و خوشنویسی از/ حمیدرضا رحیمی

شعر و خوشنویسی: حمیدرضا رحیمی نقاشی ها: یگانه رحیمی     مجادله   راستی این کودک، که برف هم دیگر، برموهایش نشسته است، کی می خواهد بزرگ شود؟!، و بفهمد که آفتاب تموز هم، دیگر نمی تواند، برف موهایش را آب ، و به چشمه ای هدایت کند که خاطراتی روشن در آن شناورند؟ باری- […]

نام ناگفتنی / شعری از / مجید نفیسی

نامِ ناگفتنی بیهوده می‌خواهم نامش را بر زبان نیاورم. از پشت برگهای شوکران “م”ِ سرش را می‌بینم که به من خیره شده و سنگینی تنش را بر زبانم حس می‌کنم. نخستین بار او را زیر درختی سایه‌دار دیدم و دانستم که گرفتار شده‌ام. اینک زیر برگهای خشک دمش را تکان می‌دهد و وانمود می‌کند که […]

طلوع یک دوستی / آلبرکامو، نویسنده، رنه شار، شاعر / محسن حسام

محسن حسام طلوع یک دوستی آلبر کامو، نویسنده، رنه شار، شاعر   آلبر کامو در ششم نوامبر ۱۹۱۳ در الجزایر (موندوی Mondovi ) به دنیا آمد، از مادری اسپانیائی الاصل به نام کاترین سنت (Catherine Sintes) و از پدری به نام لوسین کامو (Lucien Camus) که متعلق به یک خانواده آلزاسی بود و در الجزایر […]

چونچرایی با خدا / شعری از/ اسماعیل خویی

چونچرایی با خدا پیشکش می کنم این چکامه را به پژوهشگر و نویسنده ی سخت کوش و گرانمایه ی زمانه و دوستِ نامدارم دکتر مسعودجانِ نقره کار، با شادباشی به او و سپاسگزاری از او، برای آفریدنِ «هذیان های مُقّدس »: که، در آن، سه دینِ خاورمیانه ای ی یهودیّت، مسیحیّت و اسلام را، پژوهشگرانه […]

طنز سیاسی / حمیدرضا رحیمی

  طنز سیاسی   از میان مکتوبات فدوی طنز نوشته های هفتگی حمیدرضا رحیمی www.hazl.com   مقایسه و انصاف خوانندگان محترم ضدانقلاب کم و بیش می دانند که فدوی با برادران ازهر نوع اش،میانه ای ندارد لکن پاره ای اوقات، همکاران رسانه ای هم دیگر خیلی مته به خشخاش گذاشته و به این زبان بستگان […]

چند شعر از شاعران بومی کانادا / برگردان خالد بایزیدی (دلیر)

چندشعراز:شاعران بومی کانادا ترجمه:خالدبایزیدی (دلیر)   راکه گوما  ۱- تورا دیدم: که چه زیبا بودی تورادیدم: که چه ماهرانه با دستهای خدا نقاشی می شدی درهرکجا که باشم بوی پرنده را می بویم ترانه ای ازترانه هایت را برایم بخوان…   دوتاپرنده بربلندای درختی نشسته بودند یکی شان به زمین نشست وآن دیگری نیز در […]

مرد ساکن ردیف اول / شعری از / منوچهر دوستی

مرد ساکن ردیف اول     هی “بابقلی بُندار” هی مردِ آلوده به “ژن های برتر” شرم نکن تو دیگر خودی هستی و جنازه “گلمحمد“ها در میدان گرم افتاده است. هی “بابقلی بُندار” هی شرم نکن شلیک کن تیرِ آخر را هی مرد ساکن ردیف اول.   ۱۸ یونی ۲۰۱۸

از بلندگوی گلوی خروس / شعری از / اسماعیل خویی

از بلندگوی گلوی خروس اسماعیل خویی  ـ:«چرا ستارگانِ پگاهی هنوز می تابند؟ چرا نمی خوابند؟ و ترس شان از چیست، که رنگِ روشان در پریدن است؟!» ـ:«چرا که، تا به هر که می شنود، از بلندگوی گلوی خروس، مُژده داده شود که ترس نیست، نه! از ترس نیست: در آستانه ی دیدارِ رنگ پردازند؛ و […]

مداحِ جهلِ بیت! / شعری از / میرزا آقا عسگری. مانی

میرزاآقا عسگری. مانی مداحِ جهلِ بیت! مداح اهل بیت مداح مردگان به تقصیر و زندگان به تزویر، به شمشیر در تکایا بر هویت شما سُم می کوبد. مداحان، قلدران ناقلندر قلتشن، پوکسرانِ عربده کش، دلقکان سیاه پوش، غول های گول، در روانِ شما می چرخند و شما را به گِرد گریه می چرخانند. خوشا به […]

رستاخیز کلمات / رباعیاتی از / سعید یوسف

  سعید یوسف رستاخیز کلمات این بخشی از مجموعه ای از رباعیهاست به نام «رستاخیز کلمات» (با اشاره به رساله ای به همین نام از شکلوفسکی، فرمالیست سرشناس روس) که در سال ۱۳۷۳ سروده شدند؛ مجموعهٔ کامل در کتاب از بوتهٔ بوطیقا (سعید یوسف، ۱۳۹۶) چاپ شده است.   هر شعر، شکارِ لحظه‌ای پا به […]

“شعر و سیاست” / متن سخنرانی مجید نفیسی / در کنفرانس سالانه “سیرا” در لس آنجلس

اشاره:  “شعر و سیاست”، متن سخنرانی من (مجید نفیسی) در کنفرانس سالانه “سیرا” در لس آنجلس، آوریل ۹۳ است و از جمله در مجموعه‌ی مقالاتم “شعر و سیاست و بیست و چهار مقاله‌ی دیگر” از سوی نشر باران در سوئد چاپ شده است. با مطرح شدن مجدد بحثِ رابطه‌ی شعر و سیاست  پیرامون شعر اخیر […]

دنیای طرح‌های مانا نیستانی / شهرام امیرپور سرچشمه

دنیای طرح‌های مانا نیستانی «مانا نیستانی» کاریکاتوریست ایرانی یکی از پدیده‌های اعتراضی جامعه ایران است. او پرورده تعبّد نیست و سر جنگ با اتفاقات روزگار دارد؛ فرمانبردار نیست و سرکش است. درست است که روزهای سختی را تا کنون سپری کرده و با فروتنی مخصوصی، خود را آدم شجاعی نمی‌داند ولی طرح‌های او همه با […]

غمهای عدیده/ سعید یوسف

  غمهای عدیده (۱) تا که خُرد ست غم، بخور، ور نه می شود غم بزرگ و می خوردت  (۲) در غربتِ مصر ست خریداری اگر هست دانم که به کنعان به کلافی نخرندم غمخوار ندارم کس و غمهام دو گونه ست غمها که خورم بی تو و غمها که خورندم (۳) روزی به جهان […]

یک شعر بد / نقدی بر شعر “بلا گردان” مجید نفیسی/ سایه اقتصادی نیا

  یک شعر بد   .                         سایه اقتصادی نیا   شاعر نغزگو و بیدار دل، مجید نفیسی، اخیراً شعری منتشر کرده با عنوان «بلاگردان»، که در آن محمود دولت‌آبادی را خطاب قرار می‌دهد و به ماجرای افطاری خوردن او با حسن روحانی اشاره می‌کند. شعری است بسیار بد از شاعری بسیار خوب، که انتشار آن آه […]

بلاگردان/ شعری از / مجید نفیسی

بلاگردان به محمود دولت‌آبادی نه! این کراوات سرخ نمی‌تواند چون بلاگردانی ترا حفظ کند و سر میزِ افطارِ دولتِ شرعی از تو روشنفکری عرفی بسازد و خوانِ خونینِ ولایت را به سفره‌ی ساده‌ی بلقیس برگرداند.* عرفی بودن به سادگیِ تراشیدن ریش و بستن کراوات نیست باور داشتن به جدایی دین از دولت است ارزش نهادن […]

آب افشاندن بر باغچه ها…./ برتولت برشت/ سعید یوسف

نزدیک به ۴۰ سال قبل ترجمه کرده ام و در کتاب سرودهای ستایش چاپ شد، شباهتها را با شعر تازه ی خودم ببینید آیسلر هم روی شعر برشت آهنگ گذاشته و اجراهای زیبائی از آن هست     آب افشاندن برباغچه‌ها برتولت برشت ۱۹۴۳   وه چه خوب است آب افشاندن بر باغچه‌ها که شود […]

شرکت در مهمانی حکومت سانسور، استثمار، ده‌ها هزار اعدام، ترور، تجاوز و غارت چه پیامی دارد؟! / بهرام رحمانی

شرکت در مهمانی حکومت سانسور، استثمار، ده‌ها هزار اعدام، ترور، تجاوز و غارت چه پیامی دارد؟!      بهرام رحمانی bahram.rehmani@gmail.com   هنر مردمی، درد، رنج و غم و شادی و سایر مطالبات مردمی را تعریف و توصیف می‌کند. این هنر نه با قدرت، بلکه بر علیه قدرت و حاکمیت است. به عبارت دیگر نویسنده، […]

از خلیج تا خیزابها / شعری از/ مجید نفیسی

از خلیج تا خیزابها حجِ من اینجاست حجِ من اینجاست از خلیج تا خیزابها.* هر سال اینجا با خدا مرا وعده‌ی دیداریست خدایی که به صد زبان حرف می‌زند می‌دود، راه می‌رود علف می‌کِشد، مست می‌کند و سراپا برهنه است. هندوان در آبِ گنگ تن می‌شویند و مسلمانان گردِ سیاسنگ می‌گردند من اما به سانفرانسیسکو آمده‌ام تا […]