پنجمین انگاره / سروده‌ی فریار اسدیان

فریار اسدیان

پنجمین انگاره

۱

چهارمین برگ

سپید و خاکستر بود،

بی نشانی از نزدیکا.

پنجمین فصل

سرد بود و سرما در سرا.

 

۲

در نخستین برگ

سخن از سکوت بود و واژگانی چند

مرده

و کاخی با راهروهایی هزارتو وُ گنگ.

 

۳

ساعت،

در برگهٔ دوم

زمان را از میان بُرد

در اندرونیِ پنهانِ جان.

 

۴

در میان دو جهان

سوم،

سه راه ای در میان جنگل بود؛

نزدیک آتش و شتاب

خالی از ساعت و زمان.

 

۵

بعد

سپیدی بود و سکوت

و در پنجمین فصل

برف می بارید وُ شکوهِ قندیلِ تراشیده بود

در سخن.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *