بیانیه کانون نویسندگان ایران / به مناسبت اول ماه مه، روز جهانی گارگر!

بیانیه گرامی باد اول ماه مه، روز جهانی کارگر! بیش از یک قرن است که کارگران سراسر جهان در اول ماه مه هر سال، روز جهانی کارگر را گرامی می­‌دارند. روز جهانی کارگر، روز طبقه‌ای است که آفرینندگان اصلی ارزش‌اند اما تنها از بخش ناچیزی از این ثروت کلان بهره­ می­‌برند. اگرچه این روز در […]

اطلاعیه‌ی هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران / درباره‌ی نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای اسماعیل نوری‌علاء

اطلاعیه‌ی هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران درباره‌ی نامه‌ی سرگشاده‌ی آقای اسماعیل نوری‌علاء پس از انتشار عمومی نامه‌ی ۳۱ نفره، که پاسخ کانون نویسندگان ایران را در پی داشت، آقای اسماعیل نوری‌علاء، عضو پیشین کانون، در تاریخ اول اردیبهشت ۱۴۰۰ نامه‌ی سرگشاده ای خطاب به هیئت دبیران کانون منتشر کرده است. با آن که ایشان در […]

به مهاجران کار / شعری از / مجید نفیسی

به مهاجران کار مجید نفیسی         برای روز جهانی کارگر آخر هفته ، در خیابان چهارم جایی که “یک” ، “نُه” را قطع می‌کند تنها من بودم که دو را به یکدیگر وصل می‌کردم. خطی که به مرکز شهر می‌رفت مردان خواب‌آلود مهاجر را به سر کار می‌برد. خط دیگر پیچ می‌زد زنان خدمتکار را […]

مارکو / شریفه بنی‌هاشمی

مارکو شریفه بنی‌هاشمی   نمی دانم از کی و کجا تخم این شک در دلم نطفه بست؟ و یا چرا؟ به خاطر قد بلندش بود که تو چشم می زد؟ ولی اولین بار که دیدمش فکر نمی‌کنم که شک کرده باشم. یا به خاطر دیدن دوستش شاید؟ شاید هم هردو را که با هم دیدم، […]

نقد کتاب “طنز در ادبیات داستانی ایران در تبعید” اثر: “اسد سیف” / کتایون آذرلی

رو مسخره‌گی پیشه کن و مطربی آموز تا داد خود از کَهتر و مَهتر بستانی.[1]   نقد کتاب “طنز در ادبیات داستانی ایران در تبعید” اثر: “اسد سیف” منتقد: کتایون آذرلی   “‌آن که خنده را وقیح می‌نامد و زشت می‌انگارد، لذت نمی‌شناسد و سرسپرده آگاه و یا ناآگاه فرهنگ مرگ است. خنده اعلام نفرت […]

انتشار سه اثر تازه از / احمد نیک آذر / توسط گروه فیلم تئاتر روند و سینه تاپ

انتشار سه اثر تازه از احمد نیک آذر توسط گروه فیلم تئاتر روند و سینه تاپ: ـ نمایشنامه “سایه ها ” حکایت مرد اطلاعاتی است که در انتظار آمدن همکارش  می باشد وبه گذشته اش مروری دارد ـ چه خبر تیمسار” واگویه‌ای است از سرگذشت زندگی یک دیوانه ـ نمایشنامه ” ما همچنان می خوانیم” […]

نقد کتاب « بی آنکه از چشم‌هایم بخوانی» (شعرهای چپ اروتیک) / فرخنده حاجی‌زاده

فرخنده حاجی زاده بی آنکه از چشم هایم بخوانی (شعرهای چپ اروتیک) آنا ماریا روداس؛ ترجمه علی اصغر فرداد .- لندن ، مهری، ۱۳۹۹   من حقیقت ام حقیقت اگر روزی بمیرم (اگر مردنی باشم اساسا) تاریخ را باخود به خاک می برم هنر را وتمامی ترس های آدمی را از آن همه زباله ی […]

پنجمین انگاره / سروده‌ی فریار اسدیان

فریار اسدیان پنجمین انگاره ۱ چهارمین برگ سپید و خاکستر بود، بی نشانی از نزدیکا. پنجمین فصل سرد بود و سرما در سرا.   ۲ در نخستین برگ سخن از سکوت بود و واژگانی چند مرده و کاخی با راهروهایی هزارتو وُ گنگ.   ۳ ساعت، در برگهٔ دوم زمان را از میان بُرد در […]

عشق آمریکایی من / سروده‌ی مجید نفیسی

مجید نفیسی عشق آمریکایی من سی‌و‌دو شعر برای وندی سی‌و‌دو. سالگرد در رم     مجید نفیسی * رم می‌رویم تا بیستمین سالگردمان را در مهرخانه جشن بگیریم. * قدم‌زنان در راه به نوشگاهی سر‌می‌زنیم و سفارش پیش‌نوشی می‌دهیم. آنسوی پنجره جفتی کبوتر عشق می‌بازند. نوش به کبوتران! نوش به کبوتران! نوش به خودمان! فردا به […]

اطلاعیه‌ی کانون نویسندگان ایران / درباره‌ی تخریب کانون در پوشش « انتقاد» از هیئت دبیران آن

اطلاعیه‌ی کانون نویسندگان ایران درباره‌ی تخریب کانون در پوشش «انتقاد» از هیئت دبیرانِ آن به تازگی متنی با امضای ۳۱ نفر و به تاریخ ۲۰ فروردین ۱۴۰۰ با عنوان «به اعضا و هیات دبیران موقت کانون نویسندگان ایران» در فضای مجازی منتشر شده‌است. این متن یکسره بی اعتبار و برخلاف اساسنامه ی کانون نویسندگان ایران […]

آموزه‌ی فقیهِ بسیجی! / سروده‌ ای از اسماعیل خوئی

آموزه ی فقیهِ بسیجی!   بر خود مناز! در آینه، لختی نگاه کن: وز گریه خند، هقهقه با قاه قاه کن! طنزت خطاست! خنده ندارد فنا شدن: زآغازِ این سخن، حذر از اشتباه کن! با ژاله بارِ اشگ، فرو شوی غم زدل: وز دامن ات، نه، هوله ی پاکی از آه کن! وآن گه، چو […]

سفر ی بر بالهای خیال/ علی رضا جلیلی

سفر ی بر بالهای خیال علی رضا جلیلی-  آوریل 2021 آمریکا   “قلعة گالپا ها» تازه ترین اثر چاپ شدة حسین دولت آبادی، نویسنده معاصر است که در سال 2020 میلادی  توسط نشر مهری در لندن، در 496 صفحه انتشار یافته است. قلعة گالپاها را در واقع می‌توان اتوبیوگرافی حسین دولت آبادی دانست که با […]

هانا آرنت : ”انسان ِ مدرن چون غولی نا بیناست ” / ترجمه‌ی علی شبان

هانا آرنت : ”انسان ِ مدرن چون غولی نا بیناست ”  اَلیوشا والد لاسووسکی ترجمه ی علی شبان   پیشگفتارِ مترجم :  ” اگر چه فرمانروائی توتالیتر تلاش کرد گودال هائی از فراموشی ایجاد کند؛  گودال هائی که تمام ِ اَعمال ِ خیر و شر در آن ناپدید می شدند، اما همان‌گونه  که تلاشِ پُر تب […]

“سه لخته درد” / سروده ای از / اکبر ذوالقرنین

“سه لخته درد” ۱-در آغاز خطی بود شعرم ساده بود و سر راست مثل رویاهای سفر از هرکجای زمان سوی زادگاهم:سرزمین همدان ۲-تنیده شد ناگاه در زیگ زاگ بی قراری ها مثل شال بلند تبعید بر کمرگاه بعید یک سیاتیک تنها و مانده گار چون یادگاری از مادر در دلِ خاموش یک چمدان ۳-پهلو زد […]

دلایل ترک کانون نویسندگان ایران در تبعید و انجمن قلم ایران در تبعید

دلایل ترک کانون نویسندگان ایران در تبعید و انجمن قلم ایران در تبعید   کانون نویسندگان ایران در تبعید و انجمن قلم ایران در تبعید را ترک کرده‌ام. همه دوستانی که سال‌های طولانی و در دوره‌های مختلف مرا به عنوان یکی از مسئولین و اعضای فعال این نهادها می‌شناسند، مطلع باشند که دیگر مسئولیتی در […]

دو نفر از اعضای کانون نویسندگان و انجمن قلم ایران در تبعید استعفا دادند و سه نفر از تقاضای عضویت خود منصرف شدند.

توضیح در مورد بیانیه: دو نفر از  امضا کنندگان بیانیه زیر، آقای رخسازیان و خانم نیکی میرزائی از اعضای کانون و انجمن قلم ایران در تبعید و سه نفر دیگر متقاضی عضویت بودند ( تقاضای عضویت این سه فرد توسط هیئت دبیران تایید شده و لی هنوز در مجمع عمومی به تائید نهایی نرسیده بود.) […]

نوروز و هومن / چند سروده از / اسماعیل خوئی

نوروز و هومن ۱ همرقصِ تو، دخترم! ببین، بید آمد! خنیاگرمان، به بزم، ناهید آمد! از داغِ برادرت مکن یاد امروز: نوروز است این! ببین، ببین، عید آمد! ۲ داغِ دلِ تو داغِ دلِ من هم هست: امّا نوروزگاهِ شیون هم هست؟! بگذار، سبا! خیال مان یار شود: یعنی که گمان کنیم هومن هم هست! […]

واکسن جان / مجید نفیسی

  واکسن جان   مجید نفیسی واکسن جان, برای وهاب دیگر خیلی دیر ا اما می‌توانی جان زن و دخترش را حفظ کنی. آنها هنوز به گلهایش آب می‌دهند و به قناریهایش دانه. اما دیگر نمی‌توانند به آخرین ویدئوش نگاه کنند وقتی می‌کوشید سر کلاس مجازی درس دهد و سرفه‌هایش بیشتر از واژه‌هایش بود.         […]

انسان خودخواه ـ انسان ناب / کتایون آذرلی

انسان خودخواه ـ انسان ناب بررسی دو نوع از شخصیت انسان، از دریچه ی روان شناسی. بعضی از آدم ها…. در طی تجارب شخصی خویش و در هم جواری دنیای مدرن، آموخته اند تا کم و بیش از آن چه آزارشان می دهد و یا مورد پسندشان واقع نمی شود، حرف بزنند و از خود […]

پر معنی ترین، بزرگترین، واژه هیچ است…/ ابوالفضل اردوخانی

پر معنی ترین، بزرگترین، واژه هیچ است. هیچ آغاز وپایانی ندارد. تنها واژه است که به تنهایی گویاست. واژه دیگری وجود ندارد که به  تنهایی گویا باشد. واژه های دیگر برای گویایی به «زمان، مکان و حرکت» و واژه های دیگر وابسته اند. اما این واژه «هیچ » که ما نا اگاهانه به کار می […]

پیام ناصر رحمانی‌نژاد / به مناسبت روز جهانی تئاتر

پیام ناصر رحمانی‌نژاد به مناسبت روز جهانی تئاتر ۷ فروردین ۱۴۰۰   لورن هنسبری، بانوی نمایشنامه‌نویس برجسته‌ی آمریکایی، و اولین نمایشنامه‌نویس سیاه‌پوست آمریکایی که اثر معروف‌اش کشمش در آفتاب، در برادوی روی صحنه رفت، در جایی گفته: «نمی‌توان با چشمان بینا و قلب زنده زندگی کرد و مصیبتی را که این جهان از آن رنج […]

قرآن خانوادگی / برای روز جهانی زن / مجید نفیسی

برای روز جهانی زن قرآن خانوادگی پس از شنیدن خبر محکومیت سکینه محمدی آشتیانی به سنگسار مجید نفیسی پدرم در کودکی سی جزء قرآن را از بر کرده بود و هر مدامداد در اتاق خواب آن را سر رَحل می گذاشت و همراه با مادرم می خواند. Ab از اتاق بچه ها به زمزمه ی […]

بهار نه… / شعر و صدای: کتایون آذرلی

  سه شعر از کتایون آذرلی از مجموعه‌ی شعر ردّ پا   پَر برمی خیزی و زیبایی ناب چونان روزی  در تو آغاز می شود شرم ِ آبی در توست که میان سنگ ها می دود تنت حافظ حرارت مشعل آفتاب است و آتش بازی ها روز چنان دروازه ای به خود می گشاید تا تو […]

رضا دانشور؛ از او و در باره او / به کوشش اسد سیف و شهلا شفیق

رضا دانشور؛ از او و در باره او به کوشش اسد سیف و شهلا شفیق   چهره‌های تبعید؛ شماره یک فصلنامه »آوای تبعید « در همکاری با نشر پیا م- »انتشارات گوته-حافظ « 406 صفحه، بها 19.90 یورو چاپ: «انتشارا ت گوته – حا فظ » (بُن آلمان» تاریخ انتشار: زمستان 2021 سفارش مستقیم :goethehafis@t-online.de […]

برگه شناسایی / محسن حسام

محسن حسام برگه شناسايي   ميني بوسي جلوي درب بزرگ بازداشتگاه توقف مي‌كند. مأموري كه جلو نشسته با بي‌سيم گزارش مي‌دهد. مأمورها چهار نفرند ملبس به اونيفورم آبي. دو نفر جلو نشسته‌اند. دو نفر عقب. من عقب ميني‌بوس بين دو مأمور نشسته‌ام. مأمورها مسلح‌اند. به من دستبند زده‌اند. چشم بر هم مي‌گذارم و از خودم […]

این بوی دهان اوست/ سه سروده از / اسماعیل خوئی

اسماعیل خوئی   این بوی دهانِ اوست! ۱ گوینده ی هر بلندگوی است آخوند! امّا که چه؟!چون چرندگوی است آخوند! زو مسجد بوی شاش وگُه گیرد:از آنک، در حرفه،«سخن زگندگوی»است آخوند! ۲ بنشسته به مسجدی تو،نه توی خلا! در نیز گشوده نیست بر روی خلا! آخوند سخن ز بول وغایط گوید: وز توی گلوی اوست […]

سه سروده در پیوند با انقلاب بهمن / مجید نفیسی

انقلاب بهمن سه شعر مجید نفیسی یک: ملا يا آدم؟ ملايِ سيادستاري در كودكيم سر ميز شامِ عروسي خواهرم قابِ مرغ را در هوا قاپيد پيش خود گذاشت و گفت: “ما سيدها كه مرغي هستيم.” آيا همو نبود كه در جوانيم انقلابِ ما را ربود وايي را خاموش كرد تا ولايتِ خونين خود را بسازد؟ عقربه ها […]

سروده ای از / هاشم فاضلی

كهنه قباى ٥٧ بر تن اين انقلاب نمى رود بساط سمساريتان را جمع كنيد، واژه هابر چارپايه وعظ اتان زنگ زده، و سرود سردر دكه اتان رنگ باخته است. **** در اين تند پيچ نيز جا مانديد جُم نخوريد! در همان نخلستان سوخته خشك خاطره اتان خوش باشيد. ما ، دير جنبيديم اما اينبار برخود […]

باز نشر «پرواز ایکاروس» / گزیده‌ای از شعرهای هیلده دومین/ ترجمه‌ی علی اصغر فرداد

باز نشر «پرواز ایکاروس» / هیلده دومین / ترجمه‌ی علی اصغر فرداد این کتاب که پیش از این توسط نشر مهری منتشر شده بود، با افزودن چند شعر و اصلاحاتی در شعرهای پیشین مجددا در اختیار علاقمندان قرار می‌گیرد. برای تهیه‌ی کتاب به انتشارات مهری مراجعه کنید: https://www.mehripublication.com/  

« بی آنکه از چشم‌هایم بخوانی » (شعرهای چپ اروتیک) / آنا ماریا روداس / ترجمه‌ی علی اصغر فرداد / منتشر شد

«بی آنکه از چشم هایم بخوانی» (شعرهای چپ اروتیک) /  آنا ماریا روداس / ترجمه‌ی علی اصغر فرداد این کتاب بازسرایی اشعار اروتیک روداس است. علاقمندان می‌توانند برای تهیه کتاب به نشر مهری مراجعه کنند: https://www.mehripublication.com/  

حسن و ناسروده هايش / به ياد شاعر خوب جنوب حسن كرمى / هاشم فاضلی

حسن و ناسروده هایش ( به بهانه یادبودش ) هاشم فاضلی   به یادش می آوریم و پاس میداریم خاطره اش را : در تاریکترین لحظه جنگل شب افروزی خرد عاشق خورشید بود این یادبود لازم است چرا که جراحات و اندوه بیرحمی و دهشتناکیِ زندگی را تنها مرهم یادها و خاطره ها اندکی التیام […]

مانند تو، ای شیخ / سه سروده از / اسماعیل خوئی

مانندِ تو، ای شیخ ۱ مانندِ تو، در ددی، ددی نشناسم! مانندِ تو، در بدی،ب دی نشناسم! ور آیتِ او تویی،تو ، ای بی همه چیز! بدتر ز خدای ات، احدی نشناسم! ۲ ای شیخ، تومانندِ خداوندِ خودی! تنها تویی، ای چنو! که پابندِ خودی! امّا بپژوهیدم و دیدم، به جهان، او نیسته! یعنی که […]