يشمون قلبك خشية ان تتفوه ب”اني احبك”./  احمد شاملو / ترجمة: يوسف عزيزي بني طرف

يشمون قلبك زمن غريب يا حبيبتي! يجلدون الحب جنب عمود “السيطرة” ينبغي أن نخبئ الحب في المختلى وأنا أبقي على النار مشتعلة بوقود الشعر والنشيد في هذا الطريق المغلق الملتوي لا تجازف بخطر “التفكير” زمن غريب يا حبيبتي! الذي يطرق الباب ليلا جاء ليقتل النبراس ينبغي أن نخبئ الضوء في المختلى الجزارون يجوبون المفارق بالسواطير […]

قرآن خانوادگی / برای روز جهانی زن / مجید نفیسی

برای روز جهانی زن قرآن خانوادگی پس از شنیدن خبر محکومیت سکینه محمدی آشتیانی به سنگسار مجید نفیسی پدرم در کودکی سی جزء قرآن را از بر کرده بود و هر مدامداد در اتاق خواب آن را سر رَحل می گذاشت و همراه با مادرم می خواند. Ab از اتاق بچه ها به زمزمه ی […]

بهار نه… / شعر و صدای: کتایون آذرلی

  سه شعر از کتایون آذرلی از مجموعه‌ی شعر ردّ پا   پَر برمی خیزی و زیبایی ناب چونان روزی  در تو آغاز می شود شرم ِ آبی در توست که میان سنگ ها می دود تنت حافظ حرارت مشعل آفتاب است و آتش بازی ها روز چنان دروازه ای به خود می گشاید تا تو […]

زنجیر بشکن بلوچ / يوسف عزيزى بنى طرف

رستم حلق آویز             رودابه بى رمق و سهراب خون شفق تو خلقى صبور سينه چاك زير قَمه قَجر تكه تكه ات كردند زبان و نانت بریدند ولهيدند در تابه تهران تفته و تفتان اما تو زنده اى آتش سبزى سبزه اى سراوانى خشمى و شعله اى زاهدان نام تو […]

هيچكس نبود / هاشم فاضلی

اگر جنبش نوازش نسيم ، بر يال نرم سبزهِ ها نبود نقاشى نور ، در قاب چشم من دريا و ابر و كوه و شفق ، زيبايى سپيده ، اگر نبود در عطر نان و هيمه، بر پشت كولبران، مادران ِزخم و خشم روياى درخشان ِافروختن نبود، پرواز عاشقانه كبوتران ِسفيد در بين ِآبى آسمان […]

کیْوُر / داستان کوتاهی از هاشم فاضلی

آهو بچه را شست، مادر پنجره را باز کرد، اطاق تاریک و کوچک روشن شد.صدیقه لحظه ای پسرش را دید، با سپیده یکی شده، شفق، یک لحظه بود و دیگر نبود. اسماعیل از کوچکی سر بسرش میگذاشت. اولین بار وقتی از ده بالا روی موتور پشت سرش نشست، سینه هایش را به پیراهن سفید او […]

روشنفکر: ناسزای سیاسی و فرهنگی / مسعود نقره کار

از نوجوانی تا همین چند سال پیش درهمه جا و هرجا، در خانه، محله، دبیرستان، دانشکده ی پزشکی، مطب، درمانگاه، اتاق عمل، بیمارستان و جمع ها و تشکل های پزشکی، در انتشارات چکیده و کانون نویسندگان ایران، درسازمان فدائیان خلق ایران، تبعید در آلمان و امریکا، هرکس را میخواستم (می خواستیم) بگوییم که بی ربط […]

چهارکوتاه سروده از:خالدبایزیدی(دلیر)

1- به زنده نام:علی انصاریان تمام گلهای بهشت روی کولم بود واکنون تمام غمهای عالم بردوش مادر درآن دنیا … به خدا می گویم: تاب دوری مادرراندارم من بهشت را هرگز! بدون مادرنمی خواهم 2- وقتی که مادرم دلتنگ می شد… گلهای پیرهن اش را باقطره قطره ی اشکهایش آب می داد وهمه ی دلتنگی هایش را زیرریشه ی […]

تصویر پررنگی که فروتنانه در سایه ماند/ شریفه بنی‌هاشمی

حسام نقوی کیست؟ جامعه‌شناس، پژوهشگر و منتقد برجسته‌ی ادبی اهل بندرعباس. این مقاله به بهانه‌ی سالروز مرگ و در واقع برای شناساندن و بزرگداشت یک پژوهشگر، منتقد و ادیبی ست که به خاطر فروتنی و بزرگمنشی‌اش متاسفانه آن چنان که باید و درخور او بود، در جامعه‌ی فرهنگی ما شناخته نشد. در این مقاله از […]

نخ شور، نخ شیرین، خَرِ اربابی (فصلی از کتاب قلعة گالپاها) نوشته: حسین دولت آبادی

… به باور مادرم، اگر کربلائی عبدالرسول تارک‌الصلات نبود؛ اگر از خدا رو بر‌نگردانده بود، اگر مثل همة مردم نماز می‌خواند، لابد صبح زود از خواب بیدار می‌شد، دو رکعت واجب را به ‌جا می‌آورد و بعد، سر فرصت به‌‌‌ کارهایش می‌رسید. مادرم انگار متوجه نشده بود که کربلائی از آن‌جا که شب‌ها نشئة شیره […]

نقد و توهین/ بهروز مایل‌زاده

توهین به مقدسات از همان حرفهائیست که نه می‌شود برایش ابتدایی درنظر گرفت و نه انتهایی، اساسا” انگار این عبارت را ساخته‌اند برای نابود کردن بی قید و شرط آزادی نیم بند و شکننده‌ی بیانی که هیچکس برای حفظش حتی ککش هم نمیگزد! بماند که در قریب به اتفاق موارد، عقایدی که آماج توهین قرار […]

برگه شناسایی / محسن حسام

محسن حسام برگه شناسايي   ميني بوسي جلوي درب بزرگ بازداشتگاه توقف مي‌كند. مأموري كه جلو نشسته با بي‌سيم گزارش مي‌دهد. مأمورها چهار نفرند ملبس به اونيفورم آبي. دو نفر جلو نشسته‌اند. دو نفر عقب. من عقب ميني‌بوس بين دو مأمور نشسته‌ام. مأمورها مسلح‌اند. به من دستبند زده‌اند. چشم بر هم مي‌گذارم و از خودم […]

این بوی دهان اوست/ سه سروده از / اسماعیل خوئی

اسماعیل خوئی   این بوی دهانِ اوست! ۱ گوینده ی هر بلندگوی است آخوند! امّا که چه؟!چون چرندگوی است آخوند! زو مسجد بوی شاش وگُه گیرد:از آنک، در حرفه،«سخن زگندگوی»است آخوند! ۲ بنشسته به مسجدی تو،نه توی خلا! در نیز گشوده نیست بر روی خلا! آخوند سخن ز بول وغایط گوید: وز توی گلوی اوست […]

سه سروده در پیوند با انقلاب بهمن / مجید نفیسی

انقلاب بهمن سه شعر مجید نفیسی یک: ملا يا آدم؟ ملايِ سيادستاري در كودكيم سر ميز شامِ عروسي خواهرم قابِ مرغ را در هوا قاپيد پيش خود گذاشت و گفت: “ما سيدها كه مرغي هستيم.” آيا همو نبود كه در جوانيم انقلابِ ما را ربود وايي را خاموش كرد تا ولايتِ خونين خود را بسازد؟ عقربه ها […]

سروده ای از / هاشم فاضلی

كهنه قباى ٥٧ بر تن اين انقلاب نمى رود بساط سمساريتان را جمع كنيد، واژه هابر چارپايه وعظ اتان زنگ زده، و سرود سردر دكه اتان رنگ باخته است. **** در اين تند پيچ نيز جا مانديد جُم نخوريد! در همان نخلستان سوخته خشك خاطره اتان خوش باشيد. ما ، دير جنبيديم اما اينبار برخود […]

اومبِرتو اِکو: از ارسطو تا اِدگار آلِن‌پو/ برگردان: مهدی استعدادی شاد

– پوئتیک در ایتالیا هم‌چون یک ایتالیایی خود را مجاز می‌دانم که در پوئتیکِ ارسطو، آن هم در پرتو آن عبارتِ معروف ژان ژاک روسو (یعنی اعترافاتِ فرزندِ زمانه) بازنگری کنم فرهنگ ایتالیایی از دوران رنسانس به بعد شارحان بزرگی را در دامنِ خود پرورانده است. چنان‌که در دوران باروک امانوئِل تسارو را داشت که […]

سیاهکل / شعری از هاشم فضلی

سياهكل ميان سبز روشن و گسترده                                   در آفتاب تاريك و سرد و خوفناك                               در جنگل فاصله‌ای نبود جز ،قامت درختان ایستاده برگ‌های سبز […]

آسیب‌شناسی روشنفکران ایرانی / مسعود نقره‌کار

تأملی بر «حسّ حقارت عباس‌میرزایی»   درباره‌ی نویسنده مسعود نقره‌کار، پزشک، نویسنده و پژوهشگر متولد تهران و اکنون ساکن امریکا است. او از سال ۱۳۴۷ کوشش‌های نوشتاری خود را شروع کرد و با انتشار مقالات ادبی، اجتماعی و نیز سیاسی در ایران و نیز خارج از ایران به عنوان نویسنده‌ای پرکار و جدی به کار […]

هفت شعر در زمان ترامپ/ مجید نفیسی

یک: حقیقت و دروغ در پاپیروسهای مصری خواندم که حقیقت و دروغ برادر بودند. یک روز حقیقت دشنه‌ی دروغ را به وام گرفت ولی از بد حادثه آن را گم کرد. دروغ شکایت به دادگاه برد و ادعا کرد که دشنه را عوضی نیست و قاضی را بر آن داشت تا در برابر چشمهای حقیقت […]